در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این نوع مستندها چه به لحاظ اینکه در دراز مدت گوشهای از وقایع تاریخی را ثبت میکنند وچه به لحاظ اینکه میتوانند در کوتاهمدت به اطلاعرسانی درست موضوع کمک کنند، همواره مورد توجه بودهاند. در جنگ هشت ساله هم مستندسازان جنگی سهم عمدهای در تصویر وقایع ریز و درشت جنگ داشتهاند که سر آمد آنها شهید آوینی بوده است. منطقه ما هنوز بوی باروت میدهد. بوی جنگ. بنابراین عجیب نیست هنوز ساخت مستند جنگی هنوز برای خیلیها یک محرک قوی برای بیان آنچه در ذهن میپرورانند، باشد.
مستندهای بحران؛ معتبرترین اسناد تاریخی هر واقعه
محمود رحمانی مستندسازی که چند مستند با موضوع جنگ دارد، در پاسخ به ویژگیهای مستند جنگی میگوید: این گونه از مستند که موضوع بحث ماست گونهای بسیار جدی و مهم به نام «مستند بحران» است و در همه جا به دلیل ویژگیهای خاص خود، ارزش و اهمیت خاصی دارد.
وی میافزاید: ساخت این گونه مستند پیش از هرچیز شجاعت، جسارت و درایت خود فیلمساز را میطلبد، زیرا حضور او در این مناطق و شرایط هیچ فرقی با حضور یک رزمنده ندارد، حتی میتوان گفت یک فیلمساز به مراتب بیدفاعتر و آموزشندیدهتر است و با تنها سلاحش یعنی یک دوربین فیلمبرداری به مرکز واقعه رفته است.
وی تصریح میکند: مستندهای بحران در شرایط خاصی امکان تولید پیدا میکنند و همهچیز غیرمترقبه و غیرقابل پیشبینی است، به طوری که حتی امکان استفاده از وسایل معمول فیلمبرداری هم برای مستندساز وجود ندارد و باید مثلا همه کارهای فیلمبرداری و صدابرداری و نور و ... را خودش به تنهایی انجام دهد، باید یک دوربین تا حد ممکن سبک و کوچک که برق و باطری کمتری مصرف کند به همراه داشته باشد تا خدایی نکرده به خاطر تمام شدن شارژ مجبور نشود از روایت برشی از تاریخ که هیچ وقت تکرار نمیشود و هرصحنه منحصر به یک بار و یک فرد است، باز بماند .
کارگردان «مدار صفر درجه» خاطرنشان میکند: در مستندهای بحران به مراتب بیشتر از سایر گونه ها، «شم» مستندساز، جاگیری، خلاقیت و نوع روایت او نقش اصلی را در بیان واقعیت تغییر میدهد؛ به گونهای که حتی تفاوت زوایه دید یک مستندساز تا یک مستندساز دیگر میتواند جهان فیلم را عوض کند.
وی میگوید: مستند ساز بحران چون بیواسطهترین روایت از یک واقعه تاریخی را برعهده دارد حتی با تکانهای دوربین میتواند تنش و نا امنی محیط اطراف را به تصویر بکشد و یا برعکس انتخاب کند که با کم تر کردن تنشهای تصویر ذهن بیننده را با آرامش بیشتری روی عمق مساله متمرکز کند.
وی ادامه میدهد: جاگیری مناسب فیلمساز و نگاه انسانی او به سمت سرباز خودی یا حتی سرباز دشمن میتواند در عین تراژیک بودن این وقایع از قبیل جنگ، یکی از پربارترین لحظههای عاطفی و دراماتیک را در بستر واقعیتی تکرارنشدنی خلق کند. وی از وضعیت خوب فیلمسازان جوان ایرانی در ساخت اینگونه مستندها و شجاعتهای مثالزدنی آنها تمجید میکند و میگوید: مستندهای بحران اگر خوب شاخته شوند، حتی میتوانند از سینمای داستانی با پروداکشنهای عظیم و میلیاردی آمریکا هم موثرتر واقع شده و قویتر عمل کنند، کما اینکه مستندی مانند «5 دوربین شکسته» فلسطینی چنین کاری کرد و صدای واقعیت را به گوش همه رساند و تا مرز دریافت جایزه اسکار هم پیش رفت.
از جانم گذشتهام تا چهره زشت جنگ را بنمایانم
ماجد نیسی برنده دهها جایزه معتبر داخلی و خارجی یک جوان خوزستانی است که برای ثبت حقیقت همیشه دوربین و جان در دست دارد و به تازگیها برای چندمین بار از عراق برگشته است.
با او یک راست سر اصل مطلب میرویم و از او میخواهیم از مستند «زنگزده» که چند سال پیش در اوضاع ناآرام کشور عراق ساخته برایمان بگوید: در واقع ابتدای سفر من به عراق یک کنجکاوی بود. میخواستم ملتی که هشت سال با ملت ما جنگیدند را بشناسم و آنجا بود که فهمیدم در حکومتهای دیکتاتوری واقعا نباید گناه حکومت را پای مردم نوشت. مردم عراق مردمانی بودند که مثل ما طعم تلخ جنگ را چشیده بودند و پرسهزدنهای بسیار در بین همین مردم و کوچه خیابانهایش من را به این سوژه رساند.
برنده بهترین فیلم مستند از بیست و سومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر ادامه میدهد: در ابتدای فیلمبرداری هدفم نه نقد جنگ بود و نه توصیف اوضاع مردم اما به مرور متوجه شدم اوضاع مردم از جنگ جدا نیست، بنابراین زندگی در شرایط جنگی را به تصویر کشیدم تا ثابت کنم زندگی کردن آرزوی هر انسانی است و هرکاری از دستش بر بیاید برای یک روز زندگی بیشتر انجام میدهد.
نیسی درباره یکی از ویژگیهای خاص اینگونه از مستندها هم میگوید: توجه به جزئیات در هر مستندی رکن است اما در اینگونه مستندهایی که در شرایط بحرانی و جنگ در حال ساخت است، نمایش جزئیات یا حتی بخشی از رفتارهای یک شخص یا اشخاص مشابه در میزان تاثیرگذاری روی مخاطب نقش بسزایی ایفا میکند و نشان میدهد این مستندها در حکم صادر کردن و همه را با یک چوب راندن نیست.
وی تصریح میکند: اولین اصل مستندسازی به خصوص در شرایط جنگ و ناامنی که مردم اعتماد خود را نسبت به همه محیط اطراف از دست میدهند، صداقت و اعتمادسازی و ایجاد دوستی عمیق با شخصیتهای فیلم است به طوری که مانند همان مستند «زنگزده» که گفتید اگر دقت کرده باشید در جامعه سنتی و مذهبی و خشک عراق، در صحنهای از فیلم زن و شوهر بدون احساس مزاحم بودن دوربین، همدیگر را در آغوش میگیرند و پیشانیاش را میبوسد و این تجربهای است که در آن شرایط بحرانی سخت و کم به دست میآید.
ماجد نیسی که در «چادر کاغذی» در افغانستان روی دیگری از مستند جنگ را نشان داده و در آن شرایط نا آرام کمی به سمت سینمای داستانی رفته در این باره به ما میگوید: این بار دوربین دست گرفتم و به افغانستان رفتم تا بینندهای که تا به حال جنگ را در مملکت خودش تجربه نکرده است، برای چند لحظه خودش را به جای آن شخصیتها بگذارد و درد زندگی در سختی و آوارگی را بفهمد.
کارگردان قلب بیروت که درباره زندگی متحصنین مخالف دولت لبنان در خیمههایی در جلوی کاج نخست وزیری است، درباره نحوه ساخته «بمبهای پرتقالی» در کشور لبنان میگوید: ساعت پنج بعد از ظهر، به یک کافه رفتم تا قهوهای عربی را بخورم و خستگی کار روز را به در کنم، کنارم دو نفر نشسته بودند و در مورد خانوادهای که در باغ آنها بمب وجود دارد و آنها خود بمبها را خنثی میکنند صحبت میکردند. گوشها را تیز کردم و پرسیدم که شما آدرس این خانواده را دارید که البته جواب منفی بود . فقط گفتند که شنیدهایم در جنوب لبنان زندگی میکنند. من هم ماشینی کرایه کردم و پرسههایم را در جنوب لبنان آغاز کردم. حدود دو هفته شهر به شهر و روستا به روستا در جنوب لبنان را گشتم و با آدمهای جنوب لبنان آشنا شدم، سادگی آنها را شناختم و از نزدیک با دردهای آنان که جنگ در این سالها بر آنها به جای گذشته بود آشنا شدم. مردمی مهربان و عاشق زندگی. وقتی بعد از دو هفته به این خانواده رسیدم، آنقدر شبیه به آنان دیده بودم که در واقع فیلم را قبل از شروع تصویربرداری در ذهن خودم ساخته بودم.
هنرمند مناطق جنگی یعنی آرامش، تحلیل، سرعت عمل
روحالله رفیعی، مستندساز و فعال رسانهای حرفهای زیادی در زمینه مستندهای ساخته شده در شرایط جنگی دارد. او میگوید: بیش از پنج سال از تراژدی سوریه و هجوم سراسری تروریستها به منطقه میگذرد و در این پنج سال رسانهها حرفهای بسیاری درباره سوریه، عراق، بحرین، یمن و پدیده تکفیریها و داعش منتشر کردهاند، اما ناگفتهها فراوان است، ناگفتههایی که یک مستندساز حتی با یک دوربین ساده دستی میتواند فریاد بزند.
وی میافزاید: کسی که به منطقه جنگی میرود، اصولا باید دارای مهارتهای ویژه باشد که متاسفانه گاهی بچههایی که امروز میروند، کمتر این مهارتها را دارند. تجربه حزبالله در جنگهایی که تا الان داشته، از اشغال بیروت، اشغال جنوب لبنان و جنگ 33 روزه نشان میدهد حزبالله بخش مهمی از موفقیتش را از رسانهای به نام المنار دارد. به خاطر اینکه خوب عمل کردند. اگر روزی با یک کلیپ صدای سران رژیم صهیونیستی درمیآمد اثر رسانهای بود که حزبالله به آن ایمان داشت و به خوبی عمل میکرد اما متاسفانه در فرهنگ ما گاهی نیروهای نظامی، منِ مستندساز را بهعنوان مُخل کار خودش میبیند.
وی تصریح میکند: در جنگ، خبرنگار جنگی باید دارای یکسری از مهارتها و اخلاقیات باشد که قبلا هم در جاهای دیگر گفتیم نمونه عینی آن را در شهید حسن باقری میتوان دید. کسی که برای خبر یا مستند به جنگ میرود اما در نهایت به یک فرمانده قدر جنگ تبدیل میشود. مستندساز جنگ باید دشمن روبهرو را بخوبی بشناسد. مثلا در سوریه با توجه به تعدد گروههای تکفیری که از همه جای عالم آمدهاند، شناخت از آنها، نوع سنگرسازی و نوع تاکتیک آفند یا پدآفند را معلوم میکند. در خیلی از موارد حتی میشود سلاحهایشان را حدس زد تا بتوان در موقع لازم اقدام شایسته انجام داد. اینکه بتوانی از روی صدا سلاح و فاصله تا دشمن را تشخیص بدهی تازه ابتدای کار است و تازه میتوانی در منطقه حضور پیدا کنی. وقتی خبرنگار در منطقه حضور پیدا کرد باید آرامشش بیشتر از فرمانده میدانی باشد، تحلیل تاکتیکیاش قویتر باشد تا بتواند زود تصمیم بگیرد و عکسالعمل در جهت روایت ماجرا داشته باشد، از نیروها جا نماند، جلوتر از نیروها نرود و دردسر درست نکند، باید بداند کجا باشد و کجا نباشد و مهمترین کاری که میکند این است که اول جان خودش را حفظ کند. این حداقلهایی است که یک خبرنگار یا مستندساز جنگی باید بداند.
رفیعی میافزاید: همچنین اینکه به اصل ماجرا اشراف محتوایی داشته باشد از اهمیت بالایی در ارائه روایتش برخوردار است، چون با اتفاقاتی روبهرو میشود که یکبار اتفاق میافتد و عکسالعملش نسبت به موضوع و شرایطی که دارد باید خیلی سریع باشد تا سوژه و خبر را از دست ندهد.
سرعت عمل در مستندهای بحران حرف اول را میزند
ستار چمنیگل یکی دیگر از آن مستندسازان شجاع و جسور است که فیلم «مستند 74» را در شرایط بحرانی سوریه ساخته است. او درباره دشواریهای ساخت مستندهای جنگی به قابکوچک میگوید: کارگردانی فیلم مستند جنگی بسیار متفاوت از فیلمسازی در شرایط عادی مثل ساخت یک موضوع اجتماعی در تهران است. فیلمساز بحران کار دشواری پیش رو دارد و باید با هوشیاری و چشمهای کاملاً باز در لوکیشن فیلم حضور یابد.
چمنیگل با تاکید بر این که فیلمساز باید دقت و سرعت بالایی داشته باشد، میافزاید: هر اتفاقی که در راستای مستند رخ میدهد باید به ثبت برسد و در این باره سرعت عمل بسیار مهم است. ممکن است سه روز در کمین تصویربرداری از یک صحنه باشید و خوراکی هم برای خوردن نداشته باشید؛ به همین دلیل مستندسازی بحران هیچ شباهتی به ساخت مستندهای معمول، حتی در دورترین نقاط کشور ندارد.به گفته این مستندساز، فیلمسازی بحران به نوعی حضور در جنگ محسوب میشود و دریافت مجوز برای این گونه آثار هم بسیار دشوار است. برای ساخت این آثار معمولاً فیلمساز جهت دریافت مجوز معرفی میشود یا به صورت مستقل عمل میکند که این روش دشوارتر است.
چمنیگل تصریح میکند: سلاح فیلمساز دوربین او است و با این سلاح چون یک رزمنده در جنگ شرکت میکند. کسی که برای ساخت فیلم به جنگ میرود با یک رزمنده تفاوتی ندارد و به این عبارت، او هم در جنگ شرکت میکند.
وی میافزاید: شما زمانی که برای تولید یک مستند به جنگ میروید، باید بدانید که مانند یک رزمنده نباید خیلی به از دست دادن جانتان فکر کنید. به هر حال ممکن است که در سفر شما بازگشتی وجود نداشته باشد، در نتیجه تمام تلاش خود را صرف ساخت مستند آن هم به بهترین شکلش کنید.
مریم اکبرلو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: