این واقعیت امروز چنان آشکار شده که حتی کشورهای غربی نیز میدانند که آموزههای محمدبن عبدالوهاب چطور منافع مسلمانان را تهدید میکند.
برای بررسی این موضوع، دکتر سید محمد ساداتینژاد، رئیس گروه اسلام و روابط بینالملل دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه در گفتوگو با جام سیاست، از ریشهها و علل شکلگیری و چگونگی واکنش ملتهای مسلمان در برابر وهابیت سخن گفته است که در ادامه میخوانید.
بهنظر میرسد برای آن که بخواهیم از خطرات و تهدیدات وهابیت سخن بگوییم، ابتدا باید مشخص کنیم که ریشهها و علل شکل گیری وهابیت چه بوده است. شما بستر فکری و اجتماعی که در آن وهابیگری رشد یافته را در چه میدانید؟
علل و ریشههای شکل گیری وهابیت را باید از دو منظر فکری و میدانی مورد بررسی قرار داد. از نظر فکری، محتوا و مفاهیم فکری که وهابیت و موسس آن محمدبن عبدالوهاب مطرح کرد، دارای سابقه تاریخی است. این اندیشه که مبتنی بر چسبندگی شدید به متن قرآن و سنت و استنباط و تفسیرهای خشک، بیروح، سطحی، خودمحورانه و تقلیلگرایانه از متن و تکفیر مخالفین است، موضوع جدیدی نیست و در صدر اسلام نیز سابقه داشت. از طرفی قبل از محمد بن عبدالوهاب، ابن تیمیه فقیه حنبلی در قرن هشتم چنین رویکرد فقهی را مطرح کرد و عبدالوهاب به بازخوانی و به روز رسانی این اندیشه در قرن دوازدهم پرداخت در واقع رویکرد فقهی ابن تیمیه و هم عبدالوهاب را باید در ذیل اندیشه کلیتر سلفیگری و بازگشت به سلف و دوران اولیه اسلام جستجو کرد؛ رویکردی که با فرض خوش بینانه در یافتن پاسخ حقیقت، به انحراف رفت و مسیری را انتخاب کرد که نه تنها موجب بازگشت شکوه اولیه تمدن اسلامی نشد، بلکه موجب به راه افتادن موج اسلام هراسی در جهان غیراسلامی و به راه افتادن موج افراطگرایی و خشونتگرایی در درون جهان اسلام شد. اما در بررسی ریشه و علل شکلگیری و گسترش وهابیت در بخش میدانی، باید گفت اتحاد عبدالوهاب با ابن سعود و حمایت بریتانیا از این اتحاد که در راستای اهداف این کشور برای ساقط کردن امپراطوری عثمانی بود، موجب پا گرفتن و ترویج این اندیشه در سرزمین حجاز و پس از آن در سایر ممالک اسلامی شد.
درست است که وهابیت، فرقهای انحرافی در جهان اسلام است، اما با توجه به تحولات پس از جهانیشدن، آیا وهابیت تنها خطری برای جهان اسلام محسوب میشود یا همه جهان را تهدید میکند؟
همانطور که در پاسخ سوال اول نیز اشاره شد، وهابیت موجب تشدید و به راه انداختن دو جریان در سطح نظام بینالملل و جهان اسلام شد. از یکطرف، ترویج و گسترش این اندیشه از طریق مراکز تبلیغی وهابیت و منابع مالی عربستان سعودی، موجب بسترسازی افراط گرایی و خشونت گرایی در جهان اسلام شد و گروههای افراطی، خشن و تروریستی چون القاعده، داعش و دهها گروه دیگر تکفیری و سلفی جهادی که روی دیگری از سکه وهابیت هستند، در جهان اسلام شکل گرفت که به اعتقاد نخبگان سیاسی، مذهبی و علمی منصف در جهان اسلام به خطری برای جهان اسلام تبدیل شده است. از سوی دیگر تبلیغ و ترویج این اندیشه در میان جمعیتهای مسلمان جوامع غربی، آسیایی و آفریقایی، موجب ایجاد گروههایی از جوانان افراطی در این کشورها شد. اقدامات تروریستی و افراطی این افراد و گروهها در کشورهای مختلف نظیر حملات 13 نوامبر سال گذشته در فرانسه در حمله به رستورانها، سالنهای کنسرت، استادیوم ورزشی و... موجب تشدید اسلام هراسی در این جوامع شده است. استفاده خودخواسته گروههای افراطی مانند داعش و بوکوحرام از فضای مجازی و شبکههای اجتماعی و رسانهها جهت به نمایش گذاشتن اقدامات جنایتکارانه خود در سوریه، عراق، لیبی و سایر کشورها و سوءاستفاده دستگاههای رسانهای برخی قدرتهای استکباری نیز به ترویج این موج اسلام هراسی در جهان کمک نموده است.
بسیاری از اعضای گروههای تروریستی که از سوی ریاض حمایت میشوند، تفکرات وهابی دارند. وهابیت چگونه ابزار تروریسم پروری عربستان است؟
در واقع زمانی که عربستان سعودی تاسیس شد، نوعی تقسیم قدرت بین بخش سیاسی و مذهبی در عربستان صورت گرفت و قدرت سیاسی متمرکز در دست آل سعود و قدرت مذهبی متمرکز در دست نوادگان عبدالوهاب شد. ائتلاف قدرت مذهبی و سیاسی در نظام سیاسی عربستان سعودی، به نحوی شکل گرفته که تثبیت آل سعود موجب تثبیت و ترویج وهابیت و ترویج وهابیت موجب تثبیت آل سعود شود. منتها نکته مهمی که حاکمان عربستان سعودی و وهابیت در محاسبات خود پیشبینی نکرده بودند، شرایط فعلی و عریان شدن این واقعیت پنهان بود که وهابیت و افراطیگری و خشونت در واقع دو روی یک سکه هستند. امروز این واقعیت چنان آشکار شده که حتی رسانههای غربی و شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی در غرب نیز با حمله و انتقاد به وهابیسم، اندیشه وهابیت و رویکرد غلط عربستان سعودی را موجب ترویج افراطیگری و خشونت و ظهور گروههای تروریستی چون جبهه النصره و داعش میدانند.
با توجه به تهدیدات تروریستی برای جهان اسلام، چطور میشود در برابر وهابیگری آلسعود ایستاد؟
نشست علمای اهل سنت در گروزنی پایتخت چچن در هفته اول شهریورماه 1395 یک نقطه عطف در میان اهل تسنن و جهان اسلام بود. در این اجلاس، 200 نفر از علمای جهان اسلام و در راس آنها احمد الطیب، رئیس دانشگاه الازهر شرکت و در پایان آن، بیانیهای دادند و گروههای افراطی تکفیری و سلفی و وهابی را از دایره مذاهب اهل تسنن خارج دانستند. این اجلاس که به صورت خودجوش توسط علمای اهل تسنن برگزار شده بود و بیانیه پایانی آن، خشم مفتیهای وهابی و مقامات عربستانی را در پی داشت و حضور رئیس دانشگاه الازهر در این نشست، یکی از علل تنشآمیز شدن روابط مصر و عربستان بوده است. این اجلاس، منعکسکننده واکنش خودجوش علمای مسلمان در برابر اقدامات نسنجیده، خشن، افراطی و خارج از دین گروههای تروریستی و تکفیری و وهابیت بود. این اقدام و موضع گیری صریح اجلاس مذکور، دارای برکاتی برای جهان اسلام خواهد بود و میتوان گفت دست عربستان و وهابیت با تحولات چند سال اخیر در سوریه و عراق، برای جهان اسلام رو شد.
فکر میکنید دلایل اخراج وهابیت از اردوگاه اهل سنت چه بود؟
این اجلاس و بیانیه آن واکنشی به حوادث اخیر در سوریه، عراق، یمن، لیبی و سایر مناطق اسلامی و کشتن مسلمان و غیر مسلمان، کوچک و بزرگ و زن و مرد در این مناطق به دست داعش و سایر گروههای افراطی و تکفیری بوده که در واقع هم خانواده با وهابیت هستند و حمایتهای علنی و غیرعلنی عربستان سعودی از این گروهها و ترویج و گسترش وهابیت در نقاط مختلف جهان در ظهور و قدرت گرفتن این گروهها نقش داشته است. جنایتهای آشکار عربستان در یمن که صدای سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری را در جهان در آورد، علت دیگر رویکرد اخیر علمای جهان اسلام در قبال وهابیت و روش غلط و تفرقه آمیزی است که در جهان اسلام در پیش گرفته است. یکی از تازه ترین بیانات رهبر انقلاب در مورد وهابیت که بعد از نشست علمای اهل تسنن در چچن بیان شد، استفاده از تعبیر شجره ملعونه در مورد وهابیت بود که بازتابهای زیادی نیز در جهان و بویژه در جهان اسلام پیدا کرد. در واقع، تمام مسائلی که در مورد وهابیت، سابقه و نتایج زیانبار آن برای جهان اسلام مطرح است، در این واژه پر معنا خلاصه شده است.
میزان اثرگذاری شیعه و سنی در انزوای وهابیت چیست؟ آیا فکر میکنید مبارزه با وهابیگری میتواند فرصتی برای نزدیکی اهل تسنن به شیعیان باشد؟ چراکه هر دو گروه قربانی جنایتهای وهابیون هستند.
حرکت اهل تسنن برای منزوی کردن وهابیت با همان اجلاس علمای اهل تسنن در چچن آغاز شده است و قطعا این اجلاس، نقطه آغاز یک سلسله اقدامات در جهان اهل تسنن برای مقابله با افراطیگری و تکفیر و وهابیسم خواهد بود. بدیهی است که عربستان سعودی هم بیکار نخواهد نشست و از تمامی ابزار و امکانات خود برای جلوگیری از گسترش چنین ابتکارات و اقداماتی مانند نشست گروزنی عمل خواهد کرد. البته تحولات چند سال گذشته در سوریه و عراق و جنایتهای داعش و گروههای تروریستی، آنقدر برای جهان اسلام، هزینه درست کرده و حقایق را آشکار کرده که بعید است اقدامات عربستان بتواند مانند گذشته بر ماهیت این رژیم سرپوش بگذارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم