در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پسر 9 ساله شامگاه نهم آبان درحالی که ضربه مغزی شده بود، به بیمارستانی در مشهد منتقل شد. مادر و ناپدری او مدعی شدند، محمدامین دچار سرماخوردگی شده بود که پس از تزریق آمپول به کما رفت. پزشکان در ادامه قصد بستری کردن پسربچه را داشتند که متوجه آثار کبودی و شکنجه روی بدن او شدند.
مادر محمدامین در اینباره گفت: پسرم قصد پریدن از جوی آب را داشت که به داخل جوی افتاد و کبودیها مربوط به آن است. من و همسرم به او علاقه داریم و محمدامین را آزار ندادهایم. با گزارش موضوع به قاضی علیاکبر احمدینژاد، بازپرس جنایی مشهد، تحقیقات در اینباره آغاز شد. بررسیها نشان داد؛ مادر این کودک به دلیل اعتیاد همسر اولش از او جدا شده و با مرد نقاشی ازدواج کرده بود. این زن به عنوان راننده در بیرون از خانه کار میکرد و پسربچه اغلب مواقع همراه ناپدری در خانه بود.
با دستور قاضی، کارشناسان پزشکی قانونی محمدامین را معاینه کرده و اعلام کردند او به دلیل ضربه به سرش مرگ مغزی شده و دیگر امیدی به زنده ماندنش نیست. از سوی دیگر دیروز، ناپدری پسربچه لب به اعتراف گشود و به کودکآزاری اعتراف کرد و گفت: یک روز از دست محمدامین عصبانی شده و او را در حمام هل دادم که نمیدانم سرش به کجا برخورد کرد. بعد از آن هم حالش بد شد. من قصد کشتن او را نداشتم.
بازجوییها در این باره ادامه داشت تا اینکه این مرد درباره جزئیات مرگ پسرخواندهاش گفت: مدتی بود که بیکار شده و در خانه بودم. از سوی دیگر محمدامین نیز سرما خورده بود و به مدرسه نمیرفت. روز حادثه متوجه شدم محمدامین در شلوارش ادرار کرده است. خیلی عصبانی شدم. پلاستیکی را دور پاهایش پیچیدم و یک سر پلاستیک را به دست او دادم و تاکید کردم که سر پلاستیک را رها نکند، اما او پلاستیک را رها کرد و مقداری از ادرارش روی فرش ریخت. کنترلم را از دست دادم و محکم او را به داخل حمام پرت کردم که سرش به دوش خورد و با سر به زمین افتاد.
پس از این اعترافات، قاضی احمدی نژاد بازپرس جنایی مشهد دستور داد، متهم به خانه مورد نظر منتقل و صحنه پرت کردن پسر بچه را بازسازی کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: