در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در طول تاریخ بشر و تاریخ ادیان از این دست گروههای افراطی فراوان بودند و این مساله البته در میان همه ادیان و آیینها هم معمول و مرسوم بود. بهعنوان نمونه میتوان از بوداییان میانمار نام برد که اقدامات زیادی را برای کشتار مسلمانان این کشور انجام دادند. یا هندوها تلاشهای افراطی زیادی برای آزار و اذیت مسلمانان هندی داشتند و حتی مسجد بابری را تخریب کردند. در میان یهودیان هم صهیونیستی نمونه روشنی از افراطیگریهای دینی و مذهبی به شمار میرود. تندروی و افراط در میان همه مذاهب اسلامی هم سابقه داشته است و نمونههایی از آن را در میان شیعیان، اهل سنت و خوارج میتوان ذکر کرد. در میان شیعه، شاخه نزاری مذهب اسماعیلی که حسن صباح و فداییان سمبل آن هستند ازجمله گروههایی تروریستی بودند که اقدام به حذف مخالف خود میکردند یا صفویان در دوره اول قدرتگیری خود در امر مذهب سختگیری نشان میدادند.
افغانستان، بستری برای تکفیریهای معاصر
افراطگری و تکفیر در میان گروههای مذهبی و دینی از آنجا ناشی میشود که گروهی کوچک در دل یک جریان مذهبی خود را محور حق میپندارد و برای ارائه مقیاس و اندازه دیگران، دایرهای ترسیم میکنند و به عقیده آنان هر جریانی که پا را از آن دایره فراتر نهاد خطاکار و مستحق تکفیر است.
افکار و عقاید انحرافی در اسلام در دوره معاصر را در میان گروههای جهادی افغانستان باید جستوجو کرد. این جریان که همان دوره در عرصه مبارزه با کمونیسم و سلطه شوروی فعال بود درصدد تئوریزه کردن افکار و اقدامات خود برآمد و بعدها در قالب ارائه نوشتارهایی این ادعا را مطرح کرد که یکی از فرایضی که در دوره معاصر جزو فریضههای غائب و فراموش شده به شمار میرود، اصل جهاد است. بر این مبنا بود که بسیاری که در پی اشاعه چنین تفکری بودند بعدها کتابهای زیادی برای تبیین و تشریح این فریضه کردند و تفاسیر خاص خود را از آن ارائه دادند.
چنین تفاسیری البته برگرفته از مبانی قرآنی نبود و کسانی که در قالب کتاب و برای تبیین چنین موضوعی دست به کار شدند به جای مراجعه به قرآن، از سایر علوم مثل فقه، روایت، کلام و... کمک گرفتند و به برخی از روایات نادرست استناد کردند.
این در حالی بود که در تفکر اسلامی مبنا برای برداشت احکام مراجعه به قرآن است و حتی پیامبر بزرگوار اسلام هم از مسلمانان خواست در صورت نقل روایتی از ایشان در ابتدا آن را با قرآن بسنجند و اگر آن روایت موافق با کتاب خدا نبود آن را نادیده بگیرند، اما چنین توجهی از سوی مفسران جریانهای افراطی و تندرو با بیاعتنایی مواجه شد و آنها برای توجیه اعمال و رفتار خشونتطلبانهشان به مجموعهای از روایات متضاد با قرآن استناد کردند. این در حالی بود که براساس توصیههای قرآنی مسلمانان به دو گروه یعلمون و لایعلمون تقسیم شده بودند و حتی گروندگان به اسلام تشویق شدند که از یک سطح نسبی سواد و علم برخوردار باشند. بنابراین اساس قرآن، تفکر، تدبر، تفقه و تعقل بود. این مبانی البته از سوی افراطگرایان دینی نادیده گرفته شد.
مصائب مدعیان نجات، برای جهان اسلام
نکته دیگر اینکه هر جریان تندرویی که درصدد کسب و حفظ قدرت باشد، دیگر معتقداتش صورتی فرعی پیدا میکند و از این رو در چنین ذهنیتی کشتار انسان، غیبت، تهمت، خیانت، دزدی و سایر صفات نکوهیده برای حفظ قدرت مجاز شمرده میشود. در صورتی که اسلام برای رهایی انسانها از ظلمت و راهنمایی آنان به سوی نور آمده و هدفش برپایی قسط در عالم است. اسلام خود وسیله نجات و ساختن زندگی بهتر برای انسانهاست، اما افراط گرایان مدعی هستند که برای نجات اسلام آمدند و برای رسیدن به چنین هدفی حاضرند جان خود را بر سر عقیده بگذارند.
قرآن منشا تمام دستورات و احکام دینی است که از سوی خداوند آمده است. در فرهنگ اصیل دینی هیچ حکمی بر حکم دیگر ارجحیت ندارد و به همان اندازه که نماز، روزه و زکات مهم است، وفای به عهد، پرهیز از غیبت و دروغ، داشتن حسن گفتار و جدال به احسن هم مورد توجه دین است. اصل قراردادن یک حکم و دستور دینی و فرعی پنداشتن دیگر دستورات و احکام و نادیده گرفتن آنان یک خط انحرافی است که در حال حاضر به صورت یک فرهنگ میان داعش درآمده است.
چنانچه گفتهاند، داعش از دل وهابیت و تفکرات ابن تیمه، ابن حنبل و محمد بن عبدالوهاب برآمده است، اما حقایق حاکی از این است که این تفکر تکفیری و افراطی چیزی فراتر از مذاهب رایج اهل سنت است. در حال حاضر حتی در عربستان مرکز وهابیت و در شهر پیامبر گروهی شیعی حتی به صورت محدود در ایام عزا، امکان سوگواری پیدا میکنند. این سطح تحمل هر چند محدود، به هیچ وجه در میان داعشیان دیده نمیشود.
حجتالله جودکی/ پژوهشگر تاریخ اسلام
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: