وقتی‌ زاپاس‌ پنچر‌ می‌شود

«زاپاس» به کارگردانی برزو نیک‌نژاد آموزش از بین بردن یک ایده جذاب هنگام اجراست. ایده بامزه‌ای که در نگارش فیلمنامه و ساخت به فیلمی تبدیل می‌شود که مخاطب از دقیقه 30 به بعد حس می‌کند با فیلم دیگری روبه‌روست. فیلمی که با وجود شروع جذاب و خلاقانه‌اش یکباره وارد فضایی می‌شود که مشخص است نه فیلمساز و نه نویسنده که اینجا یکی است آن را نمی‌شناسد.
کد خبر: ۹۶۶۷۲۹

زاپاس همه عوامل یک کمدی موفق را به صورت پیش‌فرض دارد. بازیگران خوب، لوکیشنی جذاب و تازه و ایده‌ای بر مبنای فوتبال، اما این امکانات به بدترین شکل کنار هم قرار می‌گیرد. جوانی که دل در گرو دخترخاله‌اش دارد با مصدومیت شدیدی در حین بازی روبه‌رو می‌شود و پدر دختر که اتفاقا مربی اوست می‌خواهد نامزدی آنها به دلیل نداشتن آینده‌ای روشن بهم بخورد. همین دو خطی اگر می‌توانست با یک نظم ساختاری نوشته شود و لحن کمدی کار که در برخی سکانس‌ها به کل از بین می‌رود حفظ شود مسلما زاپاس فیلم دیگری می‌شد، اما اصرار بی‌دلیل فیلمساز برای وارد کردن فیلم به فضاهای بی‌ربط، داستان را به کل از بین می‌برد. اصلی‌ترین قسمتی که بودنش در فیلم و روند داستان نامشخص است قسمت‌های مربوط به پدر بزرگ خانواده است. امیر جعفری با پدرش بر سر ترس او از پریدن داخل رودخانه بحث می‌کند و جملاتی رد و بدل می‌شود که بیشتر به کاریکاتور فیلم‌های فلسفی می‌ماند .این داستان از آن جهت اهمیت دارد که ابتدا و انتهای فیلم حول همین داستان می‌چرخد و مشخص نیست داستان اصلی ترس پدر خانواده است یا زوج جوان و عاشقی که نمی‌توانند ازدواج کنند.

نکته دوم و شاید ضعف بزرگ زاپاس استفاده نکردن از جغرافیایی است که داستان در آن می‌گذرد. شهری زیبا و با رنگ‌آمیزی دلنشین که در طول داستان و تصاویر از ظرفیت‌هایش استفاده نمی‌شود و گویی اگر داستان در تهران هم می‌گذشت اتفاق خاصی نمی‌افتاد. بازی‌ها در بسیاری از موارد همان است که تا پیش از این بوده و متاسفانه فیلمساز از گویش‌های محلی هیچ استفاده‌ای نمی‌کند و انگار صرفا به دلیل این که قرار بوده داستان یک تیم شهرستانی روایت شود این نقطه انتخاب شده و سر آخر این که فیلم با آن که درباره فوتبال است از این ظرفیت فوق‌‌العاده در هیچ جا استفاده نمی‌کند و بجز سکانس پایانی و شوخی با مزه‌ای که با جیمی جامپ‌ها می‌شود فوتبال نقشی در قصه ندارد. قصه‌ای که با دیدنش فقط یک جمله به ذهن می‌رسد؟ چرا این طوری شد؟»

مجتبی نوایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها