بحران تفرقه در ایالات متحده

انتخابات ریاست جهموری در آمریکا همواره محملی برای رقابت میان جمهوریخواهان و دموکرات‌ها بوده، اما یکی از ویژگی‌های این دوره از رقابت‌ها، افول اخلاقی و اجتماعی نامزدها در عرصه تبلیغات انتخاباتی است.
کد خبر: ۹۶۵۴۱۴

تاریخ برگزاری انتخابات در این کشور تاکنون شاهد این همه تضاد و اختلاف میان جمهوریخواهان و دموکرات‌ها و این حجم از افشاگری‌های اخلاقی نبوده است. دکتر علی بیگدلی استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی در گفت‌وگو با جام سیاست به بررسی نقش تنزل اخلاقی و اجتماعی در آمریکا و تاثیر آن در افول جایگاه این کشور در عرصه‌های بین‌المللی پرداخته است.

با وجود ادعای رهبری جهان که از سوی سیاستمداران آمریکایی مطرح می‌شود، گزارش‌ها حاکی از تنزل جایگاه ایالات متحده در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. با این وضعیت آیا این کشور قادر به پیشی گرفتن از رقبای خود در صحنه‌های بین‌المللی خواهد بود؟

انتخابات این دوره آمریکا نشان از افول اخلاق سیاسی در این کشور داد و مشخص کرد که جامعه آمریکا از این جهت با معضل روبه‌روست و آقای ترامپ و خانم کلینتون، به‌عنوان نمایندگان این جامعه بزرگ مظهر این بی‌اخلاقی و افت شدید بی‌تعهدی نسبت به تقیدات داخلی و بین‌المللی هستند.

همین مساله نشان‌دهنده افول اخلاقی ایالات متحده و از دست رفتن توان و قدرت گذشته این کشور است و بصراحت می‌توان ادعا کرد که آمریکا فعلی، آمریکای دهه 60 و 70 نیست. آقای اوباما حدود یک سال و نیم پیش در استرالیا طی سخنانی با اشاره به ساخت جزایری از سوی چینی‌ها اعلام کرد که خاورمیانه دیگر برای ما ارزش سابق را ندارد و شرکت آرامکو در حال برچیده شدن از عربستان سعودی است و کشورهای خاورمیانه ازجمله عربستان باید با بازبینی ساختار سیاسی و اقتصادی خود رویکردهای خود را تغییر دهند. از طرفی دیگر آقای جان کری اعلام کرد که میزان تعهدات آمریکا نسبت به کشورهای خاورمیانه روز به روز در حال کاهش است. در کنار این مساله، آقای ترامپ خواهان گرفتن هزینه‌های لازم از عربستان در صورت حمایت از این کشور شد.

با این اظهارات به نظر می‌رسد که نگاه و استراتژی جدیدی در آمریکا در حال شکل گرفتن است. از سویی دیگر بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، آمریکایی‌ها، روس‌ها را نادیده گرفتند و بویژه در مسائل شمال آفریقا و بهار عرب هیچ اعتنایی به روس‌ها نکردند که البته این اشتباه بزرگی برای سیاستمداران آمریکایی بود. اتخاذ این رویکرد البته با این ذهنیت بود که بعد از سقوط شوروی نظام دو قطبی به پایان رسیده است، اما روس‌ها بعد از یک خواب ده ساله اقدام به بازسازی خود بویژه در بخش نظامی کردند و امروز به دنبال احیای قدرت گذشته خود هستند. فشارهای وارده از سوی روس‌ها به آمریکایی‌ها در بحران سوریه در دوره ریاست جمهوری اوباما باعث گلایه سیاسیون این کشور از سکانداران دیپلماسی ایالات متحده شده و حتی آقای ترامپ بیان کرده است که با این تحولات آمریکا پرستیژ خود را در دنیا از دست داده است. این موارد نشان می‌دهد که آمریکا هم از جهت مناسبات اخلاقی و اجتماعی و هم از جهت سیاسی با تنزل جایگاه خود در سطح جهان روبه‌رو شده است و شواهد بسیاری برای این موضوع وجود دارد و این مساله حتی از سوی کشورهای دوست و متحد آمریکا هم بیان شده است.

حاشیه‌های مربوط به مبارزات و تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا آیا توان استفاده این کشور برای بهره‌گیری از قدرت نرم و الگو بخشی دموکراتیک را دستخوش تغییر و تحول کرده است؟

در شرایط کنونی کارشناسان و نظریه پردازان آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند که دوران جنگ تسلیحاتی به پایان رسیده و دوران جنگ نرم شروع شده است. آمریکایی‌ها از چند سال پیش این استراتژی را دنبال کردند و در چند مورد آن را به منصه ظهور رساندند و شاید در ابتدای امر موفقیتی هم نصیب آنها شد.

تغییر رویه دخالت نظامی به بهره‌گیری از قدرت نرم از سوی آمریکا بعد از اشغال افغانستان و عراق روی داد که نتایج سنگینی برای این کشور دربرداشت. استفاده از قدرت نظامی از سوی بوش پسر مورد اعتراض آقای اوباما قرار گرفت و رویکرد رئیس‌جمهوری فعلی آمریکا هم استفاده از قدرت و ابزارهای نظامی نیست. اوباما برای حمله به سوریه تحت فشار عربستان سعودی و شیخ‌نشین‌های خلیج فارس قرار گرفته بود، اما اقدامی در این زمینه انجام نداد. گرچه ممکن است با روی کار آمدن احتمالی آقای ترامپ، استفاده از قدرت نظامی بار دیگر مورد توجه قرار گیرد، اما ترجیح تصمیم گیران اصلی سیاست آمریکا تمرکز بر قدرت نرم است.

یکی از مولفه‌های قدرت نرم بهره‌گیری از موضوعاتی چون حقوق بشر و آزادی بیان است. آمریکا به‌رغم این‌که مدعی آزادی بیان است و نسبت به نادیده گرفتن حقوق بشر از سوی برخی از کشورها اعتراض دارد، اما در داخل کشور با تبعیض نژادی و نادیده گرفتن حقوق بشر و آزادی بیان و افزایش شکاف طبقاتی، نژادی و جنسیتی مواجه است. آیا ادعای آمریکا در طرفداری از حقوق بشر و... با وجود چنین تناقضاتی در منظر بیرونی و بین‌المللی بی اعتبار نخواهد شد؟

یکی از مشکلاتی که گربیان آمریکا را گرفته است، دو پارگی و تضاد اجتماعی در بسیاری از زمینه‌هاست. هر گوشه جامعه آمریکایی اگر مورد ملاحظه قرار گیرد این تضادها و اختلافات به چشم می‌خورد و تضاد اخیر میان سیاه پوستان و سفیدپوستان باعث از بین رفتن آبرو و حیثیت آمریکا شده است. حتی تضاد و اختلاف میان جمهوریخواهان و دموکرات‌ها در دوره اخیر، مساله بی‌سابقه‌ای در طول تاریخ آمریکا بوده است. تاکنون در جریان رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری در آمریکا مسبوق به سابقه نبوده که دو نامزد این گونه نسبت به مسائل شخصی همدیگر افشاگری کنند. بنابراین این تضاد درونی در جامعه آمریکا ازجمله عواملی است که لطمات سنگینی را به پرستیژ آمریکا در سطح جهان وارد می‌کند و حتی دوستان نزدیک آمریکا مثل اروپای غربی بویژه فرانسه و آلمان هم از این موضوع نگران و در حال فاصله گرفتن از سیاست‌های کلی و عمومی این کشور هستند.

البته باید به این نکته اشاره کرد که ابزاری مثل حقوق بشر یا آزادی بیان فعلا در دست آمریکاست و دموکرات‌ها از این ابزار بیشتر استفاده می‌کنند و هنوز هم سازمان ملل تحت نفوذ ایالات متحده است و همچنان این کشور قدرتمندترین قدرت نظامی و اقتصادی دنیاست.آمریکایی‌ها در استفاده از این ابزار رویکرد دوگانه‌ای را در پیش گرفتند. آنها پیگیر مسائل حقوق بشری در کشوری مثل عربستان سعودی یا چین نمی‌شوند و با آنها روابط تجاری گسترده‌ای دارند، اما از این ابزار علیه کشور ما استفاده می‌کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها