در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او میگوید: تا وقتی نه پولی از باشگاه گرفتهایم و نه فدراسیون حقوق میدهد چرا تمرین کنم؟ اصلا انگیزهای برایم نمانده. من حالا با این بیپولی تکلیف خودم را نمیدانم. او که حالا یک پای منتقدان به فدراسیون است، این بار هم تکرار میکند: آقای کیهانی دنبال استعدادیابی است. دوست دارم بدانم چه کار میکند. در حالی که ما هفت هشت ماه دیگر مسابقه قهرمانی آسیا و جهان داریم و باید از حالا تمرین را شروع کنیم. اما هنوز هیچ کاری نکردهایم. به نظر او، دیگر دوومیدانی روی برنز دوره قبلی آسیا را بهخود نمیبیند: ما پارسال دو برنز در قهرمانی آسیا گرفتیم اما حالا با این شرایط که کسی دست و دلش به تمرین نمیرود، حتی اگر حالا تمرین را شروع کنیم، دو مدال برنز در آسیا هم نمیگیریم. صمیمی به حدی رسیده که در نیازمندیها دنبال کار میگردد: ما حالا یک مشت ورزشکار بیکار هستیم. یعنی کسی که پولی در جیبش نباشد بیکار است. ما هم که پولی نداریم.
باور کنید کار به جایی رسیده که در نیازمندیهای روزنامهها دنبال کار میگردم. همه کاری هست، الا کار ورزشی. من حتی برای کار به باشگاه فیتنس هم رفتم اما گفت باید 10 صبح بیایی تا 11 شب. اگر میرفتم که دیگر نمیرسیدم پرتاب تمرین کنم. در این شرایط که ما نه بیمه داریم و نه بازنشستگی، درس هم نخواندهایم و پولی هم جمع نکردهایم باید چکار کنیم؟ پرتابگر دیسک متاسف است که روزگار بدی دارد: حالا رئیس فدراسیون سراغی از ما نمیگیرد. نمیدانیم چکارهایم. حتی برای آوردن مربی هم خبری نیست. در حالی که استخدام مربی حداقل دو سه ماه زمان میبرد.
نمیدانم چرا زودتر شروع نمیکنند که این قدر استرس به ما وارد نشود. میگذارند اواخر سال ، بعد هم که با مربی به توافق برسند، سال آینده میآید. ما برای بازیهای آسیایی اینچئون از مهرماه کار را شروع کردیم اما حالا آبان است و خبری نیست. بعد دو روز دیگر مدال نگیری نابودت میکنند. حالا بیشتر از هر زمانی کوچکترین پرتابگر خانواده صمیمیها ناراحت است. برای او حالا فقط حسرت مانده از مقایسهای که بین خودش با رقبایش میکند: اگر من جای یکی از پرتابگران آلمان، استونی یا آمریکا بودم با آن همه امکانات و مربی خوب، به شما میگفتم چه کسی میشدم یا اگر یکی از پرآوازهها جای من بود که بدون هیچی تمرین میکرد و میدیدیم مدال میگیرد یا نه. پرتابگر دیسک معتقد است در دوومیدانی سوخته است: من وقتی 20 ساله بودم با صد کیلو وزن،64 متر و 67 سانتی متر در مسابقه دانشجویان جهان داشتم. همان موقع برادر هارتینگ که قهرمان المپیک ریو شد، 57 متر پرتاب میکرد. فاصله را ببینید. چه اتفاقی افتاده که او بعداز چند سال حالا قهرمان المپیک میشود و من نفر 30 المپیک. دلم میسوزد که به خاطر هیچی همه استعدادم سوخت. هیچ کس استعداد مرا ندارد. من بدون مربی، مکمل و امکانات خودم را سرپا نگه داشتهام. اگر فقط دو سال با یک مربی خوب تمرین کنم و با همه امکانات، آنوقت مرا میبینید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: