در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حر مقامی بالا در میان لشکریان ابنسعد داشت و هم او بود که بار اول راه را بر کاروان حسینیان بست و اما او در همین گمراهی باقی نماند. حر از همان نگاه اول حلاوتی از محبت به اهل بیت در دلش احساس میکرد و احترام خاندان علی را نگه میداشت و همین مساله باعث شد تا ذوق وصال بر دلش بال و پر بگشاید و پرواز را بهانه کند. مگر میشود اشراق آفتاب را بر خیمههای خاک خورده کاروان حسینی دید و عطر پیراهن طفلان را که شانهای از معصومیت به کاکل زده بودند، استشمام کرد و دل را به پهنه دریا نسپرد. حر در انتظار یک تلنگر بود تا سنگ غیرتش زنگار از قلب آینه گونش بگیرد و دلش را هوایی کند. او در حسرت دیدار ماند و آهی برآورد که تا آستان رحمت حضرت دوست ارتقاع گرفت و روی شرمسارش را با آب توبه شست. چون سهم او از سفره دل شرمندگی شد، شاهراه آزادگی برای او گشوده شد و دریای آمرزش به تلاطم درآمد و کشتی امیدش که در گرداب سیاهی گم شده بود،راه تازهای پیدا کرد.
زمانی که نادم و پشیمان مسیر خیمه را پیمود، نگاهش با چشمان سیدالشهدا گره خورد و آسمان دلش، ابری از ماتم گرفت. آنجا بود که دلش خواست تا خاک غربت طفلان حرم را با مژه چشمش جارو بزند. این همه زلالی اما گوهر کمیابی است که تنها در نهاد مردان مرد یافت میشود، نه در میان کوفیانی که جواب آینه را با سنگ دادند. در همین روز،شریح قاضی در تازهترین فتوای خود حکم قتل علی گویان عالم را داد و کفر نیزههای کوفیان بالا گرفت.
فتاح غلامی
سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: