به بهانه توزیع مستند «حاج کاظم» در شبکه نمایش خانگی

به خاطر یک اعزام ناقابل!

پخش فیلم‌های مستند در شبکه نمایش خانگی اتفاق مثبتی است که در یک سال گذشته به وقوع پیوسته و بسیار می‌تواند به چرخه اقتصادی این گونه از سینما کمک کند.
کد خبر: ۹۵۳۵۶۳

مستند «حاج کاظم» ساخته مسعود نجفی به دلیل موضوع خاص و حواشی پیرامونش می‌تواند برای مخاطب عام هم جذاب و تامل‌برانگیز باشد و ذکر این نکته ضروری است که این فیلم بیش از آن که مستندی برای مخاطب عادی یا خاص باشد فیلمی است برای مسئولان و بخصوص بنیاد مستضعفان و جانبازان و بنیاد شهید انقلاب اسلامی که در این سال‌ها انتقادات فراوانی به عملکرد آنها وارد شده است.

داستان از اینجا آغاز می‌شود که پرویز پرستویی، بازیگر نقش حاج کاظم فیلم سینمایی آژانس شیشه‌ای در دنیای واقعی و به صورت اتفاقی با عباس واقعی آن داستان آشنا و متوجه می‌شود که او هم مانند معادل سینمایی‌اش برای اعزام به خارج مشکلات زیادی دارد. اینجا هم پرستویی مانند فیلم حاتمی‌کیا اراده می‌کند تا مشکل را بدون گروگان یا به قول حاج کاظم شاهد از پیش رو بر دارد، اما تفاوت اینجاست که در جهان واقعی ناصر افشاری، جانباز شیمیایی دستور رئیس‌جمهور وقت در سال 1391را هم برای اعزام دارد، اما مسئولان بنیاد به این بهانه که امکان درمان در ایران وجود دارد از اعزام او جلوگیری و به گفته خود افشاری بایکوتش می‌کنند. این بوروکراسی و کاغذبازی اداری کار را به مجلس و تذکر به رئیس‌جمهور در صحن علنی می‌کشاند و با این که ناصر افشاری اعزام می‌شود، اما موانع جدی برای کمک به این جانبازان کماکان وجود دارد و جالب این جاست که هزینه هر جانباز در آلمان در مقایسه با ایران یک‌سوم است!

مسعود نجفی با وجود این که فیلمش را با گفت‌وگوی نسبتا طولانی پرستویی با افشاری شروع می‌کند، اما هر چه پیش می‌رود جسورانه‌تر وارد ماجرا می‌شود و موضوع مستند هم به گونه‌ای است که به دلیل ورود پرویز پرستویی به داستان و شباهت با داستان آژانس شیشه‌ای مورد توجه مطبوعات و رسانه‌ها قرار می‌گیرد و به همین دلیل توجه افکار عمومی جلب می‌شود.حتی کار به اخبار 20:30 شبکه دو هم می‌رسد و پس از این گزارش است که متولیان امر تصمیم می‌گیرند به موضوع ورود کنند. یکی از نکات مثبت این مستند جمع‌آوری تمام این بازتاب‌ها و نمایش آنهاست. اوج این اتفاقات در جشنواره فیلم فجر رخ می‌دهد و پخش این مستند، مدیر وقت روابط عمومی بنیاد را سراسیمه به سالن محل نمایش می‌کشاند و اوج فیلم درست در همین لحظه شکل می‌گیرد جایی که این مدیر با فیلمساز و حاضران جلسه وارد بحث و حتی مجادله شده و واقعیت‌های تلخی در این میان روشن می‌شود. واقعیت‌هایی از جنس دردی که ناصر افشاری تحمل می‌کند و می‌گوید تنها خواسته‌اش این است که شرایطی فراهم شود که از این درد کاسته شود. او حتی تاوان خانه‌ای که فروخته یا دارایی که از دست داده را نمی‌خواهد و در این میان به قول پرویز پرستویی عده‌ای که به واسطه همین جانبازان و شهدا به میز و پست رسیده اند در راه معالجه آنها بی‌تدبیری می‌کنند و در این میان توجیهات عجیب و غریبی هم دارند.

مستند حاج کاظم اگر چه می‌توانست از سوژه جذاب خود استفاده بیشتری کند، اما در همین شکل فعلی هم براحتی و با روایتی روان داستان خود را پیش می‌برد .یکی از نکاتی که در این فیلم به شکلی درست از آن استفاده شده تکه‌هایی از فیلم آژانس شیشه‌ای است که در میان فیلم و متناسب با موضوع جانمایی شده و همین نکته باعث می‌شود در برخی قسمت‌ها مرز میان حاج کاظم سینمایی و واقعی از میان برداشته شود. حاج کاظم و عباس دو نمونه از انسان‌هایی هستند که در سال‌های حماسه دفاع مقدس بی‌ادعا رفتند تا به وظیفه‌شان عمل کنند و بی‌شک حالا ساده‌ترین وظیفه همه ما احترام و تکریم این دلاوران است و حل مشکلاتی که گاه به سادگی می‌تواند اتفاق بیفتد، اما در گیر و دار و هیاهوی زندگی روزمره از یاد می‌رود، اما یادمان باشد اگر هم ما و بسیاری از مسئولان آنها را فراموش کنیم تاریخ آنها را به یاد خواهد داشت و به احترامشان تمام قد خواهد ایستاد.

مجتبی نوایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها