در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که به همراه شوهرش برای درخواست جدایی به شعبه 268 دادگاه خانواده رفته بود، در این باره به قاضی گفت: دو سال است که من و صابر به عقد یکدیگر درآمدهایم، ولی در این مدت یک روز خوش نداشتهام. از وقتی با صابر ازدواج کردهام، با اینکه هنوز زندگی مشترکمان آغاز نشده است، چند بار به بهانههای مختلف از او کتک خوردهام. صابر به بیماری روانی مبتلا است و هرچه سعی کردم او را راضی به درمان کنم فایدهای نداشت. او در این مدت مرتب سر هر چیز کوچکی مرا بشدت کتک میزد، به طوری که سر و صورتم پر از خون میشد، بعد از آن مینشست و با گریه و التماس از من میخواست که او را ببخشم. در این مدت بیشتر از 50 بار او را بخشیدهام، ولی او هیچوقت به قول و تعهدش عمل نکرده و باز هم به کارهایش ادامه داده است.
رفتارهای بیمارگونه صابر به کنار، اما من در این مدت از بس او را بخشیدهام دیگر خسته شدهام. همیشه به خاطر عشقی که به او داشتم بخشیدمش، ولی دیگر مطمئنم که صابر تغییر نمیکند و این رفتارهایش ادامه خواهد داشت. برای همین دیگر حاضر نیستم او را ببخشم و میخواهم پیش از شروع زندگی مشترکمان از او جدا شوم.
در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی، سارا هم در این مدت همیشه مرا عصبانی کرده است. او با اینکه میداند من مرد پرخاشگری هستم، ولی رفتارهایی میکند که مرا آزار دهد. بارها به او گفتهام مرا عصبانی نکند، اما دقیقا کارهایی میکند که من نمیتوانم تحمل کنم. قبول دارم که کمی خشن برخورد میکنم، ولی خود سارا هم مقصر است. او در این مدت به جای کمک به حال روحی من، فقط عذابم داده است. با این حال همیشه این من بودم که
عذرخواهی کردهام. برای همین فکر میکنم همین عذرخواهیهای بیش از حدم هم باعث شده که سارا تصور کند مقصر اصلی من هستم. به همین دلیل من هم دیگر نمیخواهم در کنارش زندگی کنم.
در پایان وقتی تلاش قاضی برای منصرف کردن این زوج از جدایی بی نتیجه ماند رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: