در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باورش سخت بود. مگر میشود؟ هادی نوروزی؟ او که اهل چیزی نبود، سالم بود و ورزشکار. همین دیروز هم آخرین تمرینش را با پرسپولیس انجام داده بود. شب که به خانه رسیده بود، با زن و بچههایش شوخی کرده بود، فیلم تولد هانی را تماشا کرده بودند، لامپهای خانه را تعویض کرده بود و... اما وقتی خوابید، دیگر خوابید! خوابی ابدی که دیگر راه بازگشتی برایش وجود ندارد. هادی رفت، اما هنوز هم خیلیها باورش نمیکنند. شماره 24 جاودانه شد، اما چه فایده؟ حتی اگر در دقیقه 24 تمام بازیهای پرسپولیس هواداران بایستند و او را تشویق کنند، باز هم آپاچی برنمیگردد و همه باید فقط خاطراتش را مرور کنند.
پنجشنبه 9 مهر و پس از گذشت یک سال دوباره کپورچال جای سوزن انداختن نبود. همه آمده بودند؛ پرسپولیسی و استقلالی، آبی و قرمز، پیشکسوتان، کشتیگیران، دوستان و بچه محلهای بامعرفتی که در این یک سال چیزی برای خانواده نوروزی کم نگذاشتهاند. مراسم در حال آغاز بود که آسمان گریست. بارش باران آنقدر شدید بود که به درخواست خانواده نوروزی مراسم متوقف شد، اما رفقای هادی؛ همانهایی که سالها در کنار هم فوتبال بازی کرده بودند، ماندند و ایستاده در غم از دست دادن 24 ابدی اشک ریختند؛ اشکهایی که با بارش باران همراه بود و فضا را طوری احساسی کرد تا همه در کپورچال بگویند «آسمان هم در غم از دست دادن کاپیتان میگرید».
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: