برای درک بهتر مفهوم سرمایه اجتماعی ابتدا باید بدانیم سرمایه به چه معناست. اگر از برخی تعاریف پیچیده جامعهشناسی و اقتصادی صرفنظر کنیم میشود گفت سرمایه به معنای ظرفیت و توانمندی است. این ظرفیت وقتی با کلمه اجتماعی همراه باشد به معنای جوهر و توانی در سطح جامعه است که باید هماهنگی و همکاری تکتک اعضای جامعه را ممکن سازد.
چار چوب اصلی سرمایه اجتماعی در ارتباطات اجتماعی تعریف میشود و محتوای آن همان اعتماد و هنجارهای اجتماعی است و کارکردش، عمل متقابل بین اعضای جامعه است.
چهار عامل در شکل گیری سرمایه اجتماعی نقش دارند؛ اول قوانینی که جامعه در حال تبعیت از آنهاست. در این تعریف دولت مسئول وضع قوانین و پیگیر رعایت و اجرای آنهاست.
عامل دوم، آن دسته از هنجارهایی هستند که از قوانین مکتوب و رسمی متولد نشدهاند، بلکه از کنشهای متقابل میان اعضای جامعه ایجاد شدهاند. عامل سوم، هنجارهایی هستند که مانند دین یا جهانبینی خاص اعضای جامعه یا هر آنچه همه اعضای یک جامعه با هم در آن شریک هستند، مثل فرهنگ و تاریخ یک کشور و عامل آخر، نوعی از روابط بین افراد است که با تولد هر عضو جامعه خود به خود شکل میگیرند و فرد در انتخاب آنها نقشی ندارد؛ مانند رابطه خویشاوندی یا اتحاد و همبستگی که میان اقوام و نژادهای مختلف وجود دارد.
درباره ابعاد سرمایه اجتماعی، تعاریف مختلفی وجود دارد. یکی از بهترین تعریفها تقسیمبندی هشتگانه این ابعاد است؛ بعد اول سرمایه اجتماعی که در واقع به نظر خیلیها مهمترین بعد آن محسوب میشود، اعتماد است. اعتماد سطوح مختلفی دارد از جمله اعتماد اجتماعی که میان تکتک اعضای جامعه وجود دارد یا اعتماد در ابعاد کوچکتر مثلا اعتماد اعضای یک قوم یا نژاد به یکدیگر. این پدیده را بخصوص وقتی میتوانید بهتر حس کنید که گروهی از یک قوم یا نژاد یا ملیت یکدیگر را در کشوری دیگر پیدا میکنند و به علت شرایط، بشدت هوادار اعضای گروه کوچکشان میشوند و از آنها حمایت میکنند.
دومین بعد از سرمایه اجتماعی، مشارکت سیاسی است. این نوع مشارکت اجتماعی وقتی زیاد ارزیابی میشود که مردم در امور سیاسی به شکلی متمدن سهیم شوند برای مثال مردمی که روزنامه میخرند و میخوانند یا مردمی که در رایگیریها حضور فعال دارند نمونههایی از اعضای جامعهای با سرمایه اجتماعی بالا هستند.
سومین بعد سرمایه اجتماعی، مشارکت مدنی است و همان طور که از اسمش بر میآید به معنای علاقه مردم به عضویت در گروههایی با فعالیتهای مثبت اجتماعی مثل عضویت گروههای جوانان یا ورزشی است. بعد چهارم سرمایه اجتماعی ظریفتر است و به نوع ارتباطهای هر عضو از جامعه با اطرافیانش میپردازد. بعد پنجم سرمایه اجتماعی علاقه اعضای جامعه به فعالیتهای داوطلبانه انسانی و نیکوکارانه است.
بعد ششم از سرمایه اجتماعی به میزان مشارکت مذهبی جامعه و فعالیت آنها در مکانهای مذهبی ارتباط دارد.
بعد هفتم سرمایه اجتماعی را عدالت در مشارکت مدنی میخوانند و معنایش این است که همه آحاد جامعه یکسان در مشارکتهای مدنی شرکت کنند و این نوع مشارکتها مختص گروهی خاص نباشد.
آخرین بعد از سرمایه اجتماعی، تنوع معاشرتهای اعضای جامعه است؛ یعنی هرچه اعضای اجتماعی بیشتر با یکدیگر رابطه دوستانه برقرار کنند سرمایه اجتماعی جامعه آنها بیشتر است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم