جایگاه تفریح از نظر شما چیست؟
خداوند بشر را به نحوی خلق کرده که نیاز به تفریح، شادی و سرگرمی را در وجودش قرار داده است. به این معنا که ارگانهایی از بدن پس از انجام مدت معینی کار و فعالیت به زمانهایی برای استراحت احتیاج دارند. حتی قلب انسان که از ابتدا تا انتهای عمر ما تپش دارد، طوری تنظیم شده است که بین هر دو تپش زمانی برای استراحت داشته باشد. حال، تفریح هم جزو همین زمانهای استراحت محسوب میشود. یعنی، انسان بتواند تجدید انرژی کند، ذهنش آماده کار و فعالیت بعدی شود و مانند یک باتری دوباره شارژ شود. علاوه بر روح، جسم انسان هم به تفریح نیاز دارد. بنابراین، تفریح از ضروریات زندگی انسان است.
چه میزان وقت و زمان برای تفریح باید اختصاص داد؟
گفته شده یک سوم زمان فعالیت انسان باید مختص تفریح باشد تا بتوان انرژی مورد نیاز برای دو سوم دیگر وقت را فراهم کرد. این تفریح، هم برای فرد واجب است و هم اگر دو نفر با هم ازدواج کردند، علاوه بر تفریحاتی که برای خودشان لازم دارند، به تفریحاتی برای واحدی که زوج محسوب میشود هم نیازمندند. به بیان دیگر، تفریح دو نفری داشته باشند. از این بالاتر، اگر صاحب فرزند یا فرزندانی شدند، این واحد هم به تفریحات مخصوص خود احتیاج دارد. یعنی، انسان باید به گونهای برنامهریزی کند که هم تفریحات فردی داشته باشد، هم با زوجش در نقش همسری ـ که فرزندان در آن دخالت نداشته باشند ـ و هم با خانواده به عنوان پدر و مادر که همه اعضای خانواده کنار هم و در آن دخیل باشند. نکته مهم این که باید به یکدیگر اجازه داد تفریحات، منحصر در چارچوب خانواده نباشد. دوباره تاکید میکنم گاهی انسان از لحاظ فردی به تفریح نیازمند است. این مسأله برای حفظ سلامت روانی خانواده بسیار لازم است.
آیا میان مفید و مضر بودن تفریح و شاد بودن تقسیم خاصی وجود دارد؟
برخی چیزها ممکن است در ظاهر برای ما شادی و نشاطآور باشند، اما اگر کلیت قضیه را در نظر بگیریم، سلامت جسمی و روحی ما را مختل میکنند. قاعده این است هر عاملی که به نوعی غیرانسانی و غیراخلاقی است و بر سلامت روح و جسم ما اثر منفی میگذارد، دیگر فعالیت و تفریح سالمی محسوب نمیشود. برای مثال تصور کنید، شخصی در حین رفتن به طبیعت یک نخ سیگار بکشد. اصولا تفریحاتی که زیانش بیش از سودش باشد تفریحات ناسالماند. نمونه دیگر از تفریحات ناسالم، تخریب محیط زیست است. بعلاوه، تفریحاتی که اسراف در آن بوده و مخارجش بالا باشد هم در دسته تفریحات غیرسالم جای میگیرند.
تفریح امری درونی است یا بیرونی؟ بسیاری معتقدند انسان میتواند در حین انجام کارهایش، تفریح داشته باشد. به بیانی، وقتی به زندگی روزمره میپردازد تفریح کند و شاد باشد؟
گرچه میتوان پیشنهاد تفریح داد، اما به هیچ وجه نمیتوان آن را اجبار کرد یا اگر فردی تفریح مورد نظر ما را انجام نداد او را سرزنش کنیم. به خصوصیات افراد بستگی دارد. نمیتوان یک نفر را مجبور کرد تفریحش به روش خاصی باشد. از طرفی، ممکن است فردی عاشق کارش باشد و با انجام کار، خستگی از تنش بیرون رود و انرژی بگیرد. این قضیه، از یک فرد به فرد دیگر متفاوت است. نمیتوان انتظار داشت همه مثل هم باشند. در تفریح و سرگرمی، علاقهمندیها و سلیقههای انسانها از هم متمایز است. ظریفتر آن که، امکان دارد شخص در زمان استراحت هیچ فعالیت مفید و ثمر بخشی نداشته باشد و فقط استراحت مطلق کند. نمیتوانیم بگوییم تفریحش ناسالم و وقت تلف کردن است.
به نظر شما تفریح کردن مختص فصل خاصی مثل تابستان است؟ با عبور از فصل تابستان و ورود به فصل پاییز، خانوادههایی که دانشآموز و دانشجو دارند چگونه باید برای اوقات فراغتشان برنامهریزی کنند؟
بدونتردید تفریح و سرگرمی در فصل پاییز نسبت به تابستان کمتر است. در عین حال، اتفاقا چون انسان خستهتر میشود، بیشتر به تفریح نیاز دارد. اما باید دانست در پاییز دانشآموز باید ابتدا تکالیفش را در خانه و مدرسه بدرستی انجام بدهدو پدر و مادر نیز باید به وظایفشان بخوبی عمل کنند. اگر این مرحله درست انجام شود و سپس توانایی برنامهریزی صحیحی برای اوقات فراغت وجود داشته باشد، میتوان زمانهای اضافی را به تفریح اختصاص داد و لذت برد.
آیا در خانواده فرد خاصی باید مسئول برنامهریزی اوقات فراغت باشد؟
بهتر است در درون خانواده به نحوی تعاملی میان اعضا برقرار باشد. میتوان فردی از بزرگترها را برای برنامهریزی امور مربوط به تفریح تعیین کرد و این نقش را او به عهده بگیرد. درواقع، تعامل و تقسیم وظایف مدیریت را راحتتر میکند. چراکه مسئولیتهای افراد کاهش مییابد. نکته مهم دیگر آن که، تفریح چون باید برای همه جذاب باشد، بهتر است تا حد امکان، دیدگاه تمامی اعضا در آن دخیل باشد. برای مثال، اگر فردی پارک را برای گذراندن اوقات فراغت انتخاب کرد، اما پارک رفتن برای دیگران تفریح محسوب نمیشود، عملا مدیریت درستی صورت نگرفته است. مانند زمانی که خانوادهها به سفر میروند درصورتیکه بچهها میگویند، ما اصلا لذت نبردیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم