جهان جنگ‌زده، میراث دبیرکلی بان‌کی‌مون در سازمان ملل

عروسک چشم بادامی آمریکایی‌ها

بان کی‌مون چهره شناخته‌شده‌ای برای ایرانی‌هاست. 10سال حضور در مسند دبیرکلی سازمان ملل متحد از این سیاستمدار کره‌ای، چهره‌ای آشنا، اما نه‌چندان محبوب ساخته است.
کد خبر: ۹۴۹۲۳۰

بان‌کی‌مون (Ban Ki-Moon) هشتمین دبیرکل سازمان ملل متحد است و اگر دبیرکلی موقت این سازمان در سال‌های 1945 و 1946 را نیز در نظر بگیریم، او نهمین رئیس مهم‌ترین سازمان بین‌المللی محسوب می‌شود. بان‌کی‌مون، درست یک‌سال پیش از شکل‌گیری سازمان ملل متحد چشم به جهان گشوده و تا حدود سه ماه دیگر درحالی با کسوت دبیرکلی سازمان ملل وداع می‌کند که گفته می‌شود رویاهایی برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری کره جنوبی در سر دارد. اگر چنین شود و بان‌کی‌مون پس از خداحافظی با نیویورک، در سئول وارد رقابت‌های انتخاباتی شود، باید گفت که او گام در راهی نهاده که پیش از او کورت والدهایم نیز طی کرده بود و کمی بعد از وداع با کرسی دبیرکلی سازمان ملل، رئیس‌جمهور اتریش شد. او پیش‌از این تاکید کرده بود که دوست دارد پس‌از وی، یک زن عهده‌دار مسئولیت دبیرکلی سازمان ملل شود.

دبیرکل شرقی با علائق غربی

بان‌کی‌مون گرچه کار خود را به‌طور رسمی از 11 دی 1385 (اول ژانویه 2007 میلادی) در مقام دبیرکلی سازمان ملل متحد آغاز کرد، اما ارتباط او با این سازمان به سال 1975 یعنی زمانی باز‌می‌گردد که برای بخش سازمان ملل متحد وزارت امور خارجه کره جنوبی کار می‌کرد. آن شغل در طول سال‌ها با وظایفی شامل خدمت در پست ریاست کمیسیون مقدماتی سازمان معاهده منع جامع آزمایش هسته‌ای و رئیس کابینه در طول ریاست کره جنوبی بر مجمع عمومی ملل متحد در 2002 - 2001 گسترش یافت. بان همچنین در این مدت شاید به دلیل تعلقات ناسیونالیستی، درگیر مسائل مرتبط با روابط بین دو کره بود.

بان‌کی‌مون پس از ده سال، درحالی تا قریب به 100 روز دیگر کرسی دبیرکلی سازمان ملل را ترک می‌کند که عملکردش نشان از وابستگی تمام عیار به واشنگتن دارد. این وابستگی، فراتر از محدودیت‌های ساختاری سازمان ملل، حکایت از نوعی شیفتگی شخصیتی دبیرکل، نسبت به سیستم سیاسی ایالات متحده دارد. برای درک این شیفتگی، باید کمی به عقب تر بازگشت. به آن سال‌هایی که بان، مشغول تحصیل در رشته مدیریت در دانشگاه هاروارد در ایالات متحده بود. او که در سال 1970، مدرک کارشناسی روابط بین‌الملل را از دانشگاه ملی سئول دریافت کرده بود، در سال 1985، مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه هاروارد کسب کرد. او پس از آن در وزارت خارجه کشوری مشغول به فعالیت شد که یکی از متحدان واشنگتن در شرق آسیا به شمار می‌رود. بان‌کی‌مون 37 سال در وزارت خارجه کره جنوبی فعالیت کرد و کرسی دبیرکلی سازمان ملل وقتی به او پیشنهاد شد که وزیر خارجه کشورش بود. همین سابقه فعالیت در عرصه بین‌المللی باعث شد تا به مدد تسلط بر سه زبان کره‌ای، فرانسوی و انگلیسی، قدرت تعامل با بسیاری از چهره‌های جهانی را داشته باشد. بان‌کی‌مون در دوره فعالیت در وزارت خارجه کره جنوبی به ماموریت‌های مختلفی چون دهلی نو، واشنگتن دی. سی و وین رفت و مسئولیت کارهای متنوعی شامل مشاور سیاست خارجی رئیس‌جمهور، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور، معاون وزیر برای برنامه‌ریزی سیاسی را برعهده گرفت. او وقتی مدیرکل امور آمریکای وزارت خارجه کره جنوبی شد، روابط خود را با کاخ سفید عمق بخشید و همین باعث شد تا به عنوان یک مهره قابل اعتماد برای واشنگتن، روانه نیویورک شود و هشتمین دبیرکل سازمان ملل متحد لقب بگیرد.

«بان»؛ محکومیت و دیگر هیچ!

بان‌کی‌مون در ده سال گذشته حرف‌های زیبایی درباره برقراری صلح جهانی زده است. او مثلا گفته ارکان اساسی سازمان ملل یعنی، صلح و امنیت، توسعه و حقوق بشر کلید حل همه مشکلات است. وی اولویت‌هایش را بسیج رهبران جهان حول مجموعه‌ای از چالش‌های جدید جهانی، از تغییرات اقلیم و مشکلات اقتصادی گرفته تا بیماری‌های همه‌گیر و فشار فزاینده دربرگیرنده غذا، انرژی و آب دانسته است. او مدعی شده با تقویت 120هزار «کلاه آبی» در سراسر جهان، به برقراری صلح کمک کرده است. با این وجود کارنامه او، جز قرائت بیانیه‌هایی سطحی و غیرموثر در محکومیت بخش کوچکی از جنایت‌های بشری، چیز دیگری را نشان نمی‌دهد.

او البته زمانی، در دفاع از مشی خود در مقام دبیرکلی سازمان ملل گفته بود که نماینده منش آسیایی است، یعنی روشی مبتنی بر در پیش گرفتن حالتی نرم‌تر (استفاده بیشتر از دیپلماسی) و انجام کار. با این وجود این مشی‌ نرم‌تر فقط شامل آمریکا و متحدانش شده و بان، در مواجهه با کشورهای مستقل، حامی جنگ و تحریم به شمار می‌رود. او در سال 2007 در پیامی ویدئویی به مناسبت نشست سالانه کمیته یهودیان آمریکا تعهد خود برای امنیت اسرائیل را ابراز داشت. موضعی که نشان می‌دهد نرمش او تنها به منظور تامین امنیت رژیم صهیونیستی بوده و کشورهای دیگری که به دلیل فقر، تحریم، جنگ و خشونت در تنگنا قرار گرفته‌اند را در بر نمی‌گیرد.

ده سال پس از پایان ماموریت بان‌کی‌مون در سازمان ملل، سیاهه بلندبالایی از جنگ‌ها و جنایت‌های بین‌المللی می‌توان تهیه کرد که بان، در حل و فصل آن ناتوان بوده یا مانند چشم بستن در قبال کودک‌کشی آل‌سعود در یمن، به یک رسوایی مفتضحانه انجامیده است.

در دوره بان‌کی‌مون، نه از تعداد تسلیحات هسته‌ای کم شد، نه حتی تنش میان دو کره که به نظر می‌رسد باید دغدغه اصلی دبیرکل باشد، کاهش یافت. او حتی نتوانست مانع از تشدید تجاوز رژیم صهیونیستی به اراضی اشغالی فلسطین شود و کوششی برای پایان دادن به جنگ سوریه نیز نکرد. در دوره بان‌کی‌مون، عربستان با خیالی آسوده داعش را در عراق و سوریه پرورانید و بدون ترس از واکنش سازمان ملل به یمن حمله کرد. فاجعه منا به عنوان یک تراژدی انسانی در سکوت تامل‌برانگیز بان‌کی‌مون رخ داد و اعدام رهبر شیعیان عربستان نیز صدایی از دبیرکل سازمان ملل درنیاورد. جنگ لیبی، بحران افغانستان، قتل عام مسلمانان میانمار، بحران قره‌باغ، مناقشه کریمه در اوکراین، فاجعه انسانی در سودان و سومالی، بحران عظیم پناهجویان، کودتا علیه انقلاب مصر، اسلام‌هراسی و صدها مناقشه دیگر، از جمله بحران‌هایی بود که در دوره بان‌کی‌مون رخ داد و اما او چشم بر آنها بست. جالب است که با وجود این سکوت معنادار، او در خط مقدم دفاع از تحریم ایران بر سر بحران خودساخته برنامه هسته‌ای کشورمان قرار داشت و حتی آنگاه که این مناقشه مصنوعی در حال خاتمه بود، او حاضر نشد نقشی را در توافق نهایی برعهده گرفته و کار را به دولت‌های دیگر واسپرد تا مدعی حل یک به اصطلاح معضل جهانی بدون همراهی سازمان ملل شوند! موضوعی که با اقدام به موقع سازمان ملل و جلوگیری از پرونده‌سازی قدرت‌های بزرگ، می‌توانست سال‌ها قبل به حل و فصل نهایی بینجامد.

افول جایگاه سازمان ملل، میراث بان‌کی‌مون

حالا در شرایطی بان‌کی‌مون جای خود را به دبیرکل جدید سازمان ملل می‌دهد که گفته است از بسیاری از رهبران جهان ناامید شده است. ناامیدی او شاید پژواک ناامیدی میلیاردها نفر از سازمانی باشد که بان‌کی‌مون به دلیل ضعف مدیریت و وابستگی سیاسی، آن را به یک نهاد ناکارآمد در عرصه جهانی تبدیل کرده است. دبیرکل جدید سازمان ملل هرکه باشد، بی تردید با بحران اعتماد عمومی به سازمان ملل روبه‌رو خواهد شد. بحرانی که نتیجه عدم استقلال دبیرکل فعلی سازمان ملل است و باعث شده تا امروز هیچ قدرتی از دادخواهی سازمان ملل واهمه نداشته باشد. جنگ سوریه، جنگ یمن و بحران‌های اجتماعی و اقتصادی دیگر، بازتاب همین واقعیت است که امروز پس از 70 سال، باید سازمان ملل را نهادی تشریفاتی دانست که جز سخنرانی سالانه رهبران جهان در آن، خاصیت دیگری ندارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها