به گزارش جامجم، تحقیقات جنایی در این پرونده از اواخر فروردین امسال همزمان با ناپدید شدن دختر شش سالهای به نام ستایش در نیریز آغاز شد. دختر شش ساله بعد از آمدن از مهد به طرز مرموزی ناپدید شد و تلاش برای یافتن او بینتیجه ماند. یک روز بعد، ماموران پلیس باخبر شدند مردی گوشواره دختربچه شش سالهای را در یکی از طلافروشیهای این شهر فروخته است.
با اعلام این گزارش، اولین سرنخ در اختیار ماموران قرار گرفت، تحقیقات در این مرحله ماموران را به مرد 42 سالهای رساند که از همسایگان دختربچه شش ساله بود. به همین دلیل احتمال دادند این مرد در ماجرای گم شدن ستایش نقش داشته است. مرد همسایه دستگیر شد و در بازجوییها به قتل دختربچه و آزار و اذیت او اعتراف کرد.
با توجه به حساسیت موضوع، پرونده بهصورت فوقالعاده در دادسرا رسیدگی شد و دادستان نیریز با صدور کیفرخواست برای قاتل، پرونده را به دادگاه کیفری استان ارسال کرد.
در جلسه محاکمه، پدر و مادر ستایش خواستار قصاص قاتل دخترشان شدند.
قاتل هم در دفاع از خود گفت: روز حادثه مقابل مهدکودک او رفته و خواستم با من بیاید. با توجه به اینکه همسایهشان بودم، بدون هیچگونه مقاومتی قبول کرد. ستایش را به خانه برده و زیر تخت مخفی کردم تا در موقعیتی طلاهایش را سرقت کنم. پس از چند ساعت گوشواره دختربچه را از گوشش باز کردم و با انتقال او به بیابانهای اطراف، خفهاش کرده و جسد را در گودالی دفن کردم. متهم در آخرین دفاعیات خود تصریح کرد: من اشتباه محض کردم، تصمیم شیطانی و از روی انتقامجویی بود. حاضرم هر کاری که اولیای دم بگویند، انجام دهم تا مرا ببخشند.
در ادامه رئیس شعبه، جلسه دادگاه را غیرعلنی اعلام کرد که در این بخش به اتهام تجاوز به عنف رسیدگی شد. پس از برگزاری جلسه دادگاه و دفاعیات وکیل متهم، قضات وارد شور شده و متهم را برای اتهام قتل عمد به قصاص، به اتهام تجاوز به عنف به اعدام در ملاعام، به اتهام سرقت مقرون به آزار به ده سال حبس و 74 ضربه شلاق و به جرم آدمربایی به 15 سال حبس محکوم کردند.
با تائید حکم در شعبه 24 دیوانعالی کشور، سحرگاه پنجشنبه قاتل در ملاعام اعدام شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: