مجلس ختم انگلستان در براتیسلاوا

پس از خروج انگلستان از اتحادیه اروپا اولین شورای اروپایی مرکب از سران 27 کشور عضو این اتحادیه در روزهای 15 و 16 سپتامبر در براتیسلاوا پایتخت اسلواکی تشکیل جلسه داد. اولین نکته‌ای که در دستور کار قرار گرفت اعاده اعتماد به نفس این اتحادیه و مردمان عضو آن و اثبات این نکته بود که اتحادیه همچنان با اقتدار و صلابت به پیش خواهد رفت. اما در میان موضوعاتی که در این نشست مطرح شد، نکته‌ای بود که مستقیما به غیبت انگلستان مربوط می‌شد و تمرکز این نوشتار هم روی همین نکته است و آن عبارت است از مساله قدرت دفاعی اتحادیه و اعضای آن.
کد خبر: ۹۴۶۴۹۸
مجلس ختم انگلستان در براتیسلاوا

بی‌شک اگر انگلستان حضور می‌داشت سخنی از قدرت دفاعی و تدابیر نظامی به میان نمی‌آمد، زیرا بیش از 60 سال است که انگلستان به انحای مختلف از طرح این مسأله و هر اقدامی که مرتبط با استقلال نظامی اروپا باشد جلوگیری کرده است. دلیل این کار را باید در تجربه‌های این کشور در تاریخ معاصر جست و جو کرد. زیرا هرگاه یک قدرت نظامی در قاره اروپا سر برافراشته مزاحمت‌های جدی برای انگلستان به‌وجود آورده است که دو نمونه آن ناپلئون و هیتلر هستند. اروپا زمانی زیر چتر ناتو قرار گرفت که شوروی چهار میلیون سرباز آماده جنگ داشت، در حالی که هیچ ارتشی جز چندصد سرباز آمریکایی در اروپا وجود نداشت و شوروی براحتی می‌توانست مزاحمت‌های جدی برای اروپای غربی فراهم کند. دست‌کم می‌توانست رابطه برلین غربی را که در خاک آلمان شرقی قرار داشت با آلمان غربی قطع کند وآن را ضمیمه آلمان شرقی سازد.

در چنین فضایی بود که اروپا بناچار خود را زیر چتر اتمی آمریکا قرار داد و آمریکا هم پس از سلطه اقتصادی که با طرح مارشال آغاز شده بود، با طیب خاطر مایل بود سلطه نظامی خود را نیز بر اروپا اعمال کند. از آن پس انگلستان به مدافع جدی ناتو و مخالف جدی هر اقدامی که بوی استقلال نظامی اروپا از آن بلند باشد تبدیل شد. اولین تلاش اروپا به سال 1952 برمی‌گردد که بحث ادغام آلمان در ناتو مطرح بود ولی آلمان حق داشتن یک ارتش ملی را نداشت. فرانسوی‌ها طرحی دادند که در آن آلمان به عضویت یک تشکل اروپایی درآید و آن تشکل، بازوی نظامی اروپا در ناتو باشد و به این وسیله آلمان بدون داشتن ارتش در ناتو ادغام شود. نام این تشکل «اتحادیه اروپای غربی» بود. اما انگلستان آنقدر اما و اگر به آن افزود که پس از ادغام آلمان اساسنامه «اتحادیه اروپای غربی» به کاغذ باطله‌ای تبدیل شد. تلاش فرانسه برای استقلال نظامی در نهایت به خروج فردی این کشور از سازمان نظامی پیمان آتلانتیک شمالی یعنی همان ناتو انجامید بدون آن‌که از عضویت این پیمان خارج شود. امروز از نو فرانسه به این سازمان برگشته است (در زمان نیکلا سارکوزی رئیس‌جمهور سابق) که با تشویق و خوشحالی انگلستان همراه بود.

فروپاشی شوروی فرصت دیگر فراهم کرد تا طرفداران استقلال نظامی اروپا به استناد این‌که فلسفه وجودی ناتو مقابله با قدرت شوروی بوده و اینک که شوروی فروپاشیده دیگر نیازی به ناتو نیست کار تازه‌ای در راه کاهش وزنه ناتو انجام دهند. اما با واکنش شدید آمریکا و انگلستان روبه‌رو شدند و جنگ کوزوو مجالی پیش آورد تا طرفداران ناتو بگویند تهدید شوروی ازبین رفته ولی تهدیدات جدیدی جای آن را گرفته است. با این پیشینه از موضعگیری‌های انگلستان اینک زمان آن فرارسیده تا از خود بپرسیم آیا غیبت انگلستان به عنوان مهم‌ترین مانع استقلال نظامی اروپا به حرکت تازه‌ای از سوی اروپا حداقل برای تقویت بازوی اروپایی ناتو منجر خواهد شد؟ شکی نیست که اتحادیه اروپا شانس خود را در فضای جدید آزمایش خواهد کرد و صد البته که آمریکا هم بیکار نخواهد نشست.

دکتر احمد نقیب‌زاده

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها