مرور سریال «پرانتز باز» به کارگردانی کیومرث پوراحمد

پرانتزی که خوب بسته نشد

در «پرانتز باز» کیومرث پوراحمد سراغ فرمولی قدیمی و امتحان پس داده رفته و کل داستانش را در محیط کوچک هتل روایت کرده و خود این مکان را به مثابه یک شخصیت در نظر گرفته است.
کد خبر: ۹۴۳۱۳۲

این شیوه را پیش از این مرضیه برومند در کارهایی مانند: هتل، آرایشگاه زیبا و... به کار گرفته و کارهای درخشانی را خلق کرده است. اما این اتفاق در مجموعه فوق رخ نداده و پوراحمد برخلاف تصور نتوانسته کاری جذاب و خالی از ایرادهای مرسوم تولید کند. فیلمنامه در نمونه‌های مشابه با پرانتزباز نقشی کلیدی در موفقیت آثار مزبور داشته که در اینجا خود به معضلی بزرگ تبدیل شده است.

پوراحمد همراه عبداللهی فیلمنامه‌ای را نوشته که ضعف در شخصیت‌پردازی و... در آن نمود چشمگیری دارد و قادر به برقراری ارتباط موثر با مخاطب نیست. در حالی که مجموعه‌هایی از این دست بواسطه کمبود شخصیت، اندک شخصیت‌ها بمراتب نقش کلیدی‌تری داشته و در پیشبرد داستان کارکردی فوق‌العاده دارند.

تیپ‌های آشنا در هتلی کوچک

کارگردان با محور قرار دادن کاراکتر گلشهر و تاسیس هتلی کوچک توسط وی مقدمه خوبی را برای کارش تدارک دیده که متاسفانه امتداد پیدا نمی‌کند. در واقع در این کار با شخصیت‌هایی مواجه‌ایم که خواص تیپ‌گونه داشته و تنها لایه‌ای از شخصیت روی آن کشیده شده است.

همین امر ضربه سنگینی را به کلیت اثر وارد کرده و آن را تا سطح کارهای نازل تلویزیونی پایین آورده است. شخصیت‌های اصلی مجموعه مانند حمزه، نیکی، گلشهر و ... به هیچ عنوان قادر به جذب تماشاگر عام نبوده و شباهتی با نمونه‌های موفق پیش از خود ندارند.

به عنوان مثال کافی است کاراکتر بسیار جذاب و دوست‌داشتنی کرم (با بازی محمود بصیری) را با حمزه پرانتز باز مقایسه کنید. گلشهر به عنوان مدیر هتل در ابتدای داستان نقش پررنگی داشته، اما پس از گذشت چند قسمت به مرور کمرنگ شده و بیشتر در حکم آکسسوار صحنه به کار گرفته می‌شود! این در حالی است که تماشاگر در بخش‌های ابتدایی تا حدودی با وی ارتباط برقرار کرده و حذف تدریجی وی تماشاگر را تا حدود زیادی پس می‌زند.

لهجه یزدی وی نیز با توجه به تسلط بازیگر این نقش، خوب و باورپذیر از کار درآمده و برخلاف بسیاری از نمونه‌های مشابه در همین مجموعه توجیه مناسب و قابل قبولی دارد.

از حمزه به هدر رفته تا نیکی در حاشیه

حمزه به عنوان کاراکتر مرکزی سریال، نقشی کلیدی در عدم موفقیت کار داشته و متاسفانه آن‌طور که باید پرداخت نشده است. شخصیت‌های این چنینی همیشه روی لبه تیز تیغ بوده و فیلمنامه‌نویس است که آن را به ساحل موفقیت یا قعر شکست رهنمون می‌سازد که در رابطه با حمزه تلفیقی هر دو حالت رخ داده است. در ابتدا این کاراکتر جذاب و شیرین نشان داده شده و شوخی‌هایش برای بیننده تازگی دارد، اما در ادامه به دام تکرار افتاده و چیز زیادی از جذابیت‌های اولیه‌اش باقی نمی‌ماند! شوخی با اسم هتل شمس و القمر که حمزه در آن مدیر داخلی بوده، ظریف و جذاب از آب درآمده که رگه‌هایی از طنازی‌های خاص پوراحمد را همراه دارد که متاسفانه در دایره تکرار می‌افتد. این در حالی است که حمزه از لحاظ مدت حضور بیشترین دقایق را به خود اختصاص داده و مرکز ثقل ماجراها به حساب می‌آید.

با این حال فیلمنامه‌نویسان پرانتز باز توجه چندانی به این موضوع نکرده و به دست خود مدی ساخته خود را فراهم آورده‌اند.

نیکی به عنوان تنها شخصیت زن اصلی داستان منفعل و کم‌اثر بوده و نقش چشمگیری در روند داستان ندارد، در حالی که وی به عنوان رزروشن هتل در تعامل با مهمانان بوده و می‌توانسته به مانند رزروشن سر به هوای مجموعه هتل، کلید ماجراهای آن باشد.

این اتفاق تنها در اپیزود مربوط به قهر و آشتی زوج مسن رخ داده و در بخش‌های دیگر متاسفانه نویسندگان کار از این امر غفلت کرده‌اند که نتیجه مستقیم آن را می‌توان روی ریزش مخاطبان آن مشاهده کرد.

در کنار شخصیت‌های اشاره شده باید به شخصیت‌های مهمان نیز اشاره کرد که اکثریت قریب به اتفاقشان خوب از کار درنیامده و قابلیت جذب تماشاگر را ندارند. به عنوان نمونه می‌توان به داستان معلم و شاگرد و اپیزود حضور دو برادر در هتل (با بازی اکبر عبدی در هر دو نقش) اشاره کرد.

نکته دیگر کپی‌برداری از برخی داستان‌های مجموعه هتل است که نمونه عینی‌اش، داستان حضور جوانی شبیه به حمزه در هتل است.

انتظاری که برآورده نشد

جدای از ضعف‌های فیلمنامه باید به ساختار تخت و تئاترگونه پرانتز باز نیز اشاره کرد؛ استفاده از نماهای تکراری در هتل و میزانسن‌هایی تئاترگونه به نحوی که تماشاگر را پس از مدتی خسته و دلزده کرده و به شبکه‌ای دیگر سوق می‌دهد. این اتفاق می‌توانست برای هر کارگردان جوانی رخ دهد، اما برای پوراحمدی که شاهکاری مانند شب یلدا را در فضایی بسته و تنها با یک بازیگر خلق کرده، یک شکست محسوب می‌شود. او حتی در انتخاب بازیگرانش هم چندان دقت به خرج نداده و بازیگرانی مانند طناز طباطبایی و فرزین محدث را که هیچ سابقه‌ای در کمدی آن هم از این جنس ندارند انتخاب کرده و کیفیت کارش را پایین آورده است. محدث که تا پیش از این در نقش‌های کوتاه حضور داشته (البته به استثنای شاعر زباله‌ها)، در ابتدا تا حدودی موفق بوده، اما با گذشت زمان به تکرار و تکرار و... رسیده و چنته‌اش از هرگونه نوآوری خالی شده که بخشی از آن به فیلمنامه و بخشی دیگر به ضعف‌های بازیگری وی مربوط می‌شود.

کسری همایونی‌افشار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها