در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مقصود او از این وتوکراسی، نوعی سنگاندازی لابیهای سیاسی پیشپای سیاستهایی است که به عقیده او، موجب پیشرفت آمریکا میشود. مدتهاست که تحلیلگران آمریکایی درباره افول جایگاه دموکراسی در این کشور هشدار میدهند. استبداد حزبی در ساختار سیاسی این کشور که هر نوع انتخاب را محدود به دو حزب دموکرات یا جمهوریخواه کرده از یکسو و قدرت بلامنازع لابیهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که نوعی تبعیض اجتماعی را در این جامعه موزائیکی موجب شدهاند، از سوی دیگر، دست به دست هم داده تا قدرت نرم آمریکا که برآمده از نوعی ایدئولوژی مردمسالارانه بود، دچار یک گسست اخلاقی و فلسفی شود. براساس این اصل بدیهی در روابط بینالملل که قدرت در عرصه دیپلماسی برآمده از قدرت در ساحت داخلی دولتهاست، میتوان چنین نتیجه گرفت که افول قدرت نرم داخلی در آمریکا بهدلیل تعمیق شکافهای داخلی، عملا به کاهش قدرت بینالمللی این کشور منتهی شده و این تجربهای است که پیش از این گریبان ابرقدرتی چون اتحاد جماهیر شوروی را هم گرفته بود.
به این ترتیب در حالیکه جامعه آمریکایی دچار بحرانهایی چون بحران تبعیض اقتصادی، بحران نژادی، بحران جنسیتی و مواردی از این دست است، انتخابات دو ماه دیگر در این کشور، ظرفیت چندانی برای تخلیه انرژی منفی آمریکایی ندارد. به نظر بسیاری از تحلیلگران، دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون، ازجمله نامحبوبترین نامزدهای تاریخ انتخابات ریاستجمهوری در این کشور هستند. کلینتون نماد حفظ وضع موجود است و برای همین حتی بدنه حزب دموکرات هم با چرخش به سوی برنی سندرز، در عمل به او «نه» گفته بودند و ترامپ هم نشانهای از نوعی زوال پوپولیستی در دموکراسی آمریکایی است که تلاش میکند قدرت آمریکایی را نه در شاخصهای تعریف شده، بلکه در سردادن شعارهای تند احیا کند. شاید اگر نبود مصلحتاندیشی نخبگان حزب دموکرات برای حمایت از خانواده کلینتون و اجبار حزب جمهوریخواه برای حمایت از نامزدی رأی بیار، اکنون نه هیلاری کلینتون نامزد انتخابات 2016 محسوب میشد و نه ترامپ خود را در این قامت میدید.
بدیهی است وقتی انتخابات در یک کشور، قدرت دگرگونی سیاسی نداشته باشد، بیاعتمادی شهروندان به نظام سیاسی افزایش خواهد یافت و آنها خود را در حصار نخبگانی خواهند دید که هیچگاه قرار نیست قدرت را رها کنند. در چنین شرایطی، نارضایتیهای داخلی اوج گرفته و دولتی که خود را گرفتار جنگ و درگیری در مناطق مختلف جهان کرده و هزاران جیرهخوار دارد، فرصتی برای پاسخ به موج نارضایتیها نخواهد داشت و به تعبیر فوکویاما تنها به «وتو»ی ایدههای مخالف بسنده خواهد کرد. دونالد ترامپ که رمز موفقیتاش در عرصه انتخابات 2016 تاکنون درک نارضایتی عمومی آمریکاییها از موقعیت کشورشان بوده، تلاش میکند با استفاده از ادبیاتی تند و توهین به مهاجران و اقلیتهای دینی در این کشور، قدرت در حال اضمحلال آمریکایی را بازتولید کند. با این حال او با هر واژهای که بر زبان میآورد، بخشی از قدرت نرم ایالات متحده را نابود میکند. وقتی این قدرت نرم نابود شود، دومینوی سقوط آمریکا کامل خواهد شد. تجربه شوروی نشان میدهد هرچند افول یک ابرقدرت تدریجی است، اما فروپاشی نهایی، در لحظهای، زودتر از آنکه خیلیها فکرش را بکنند، رخ خواهد داد.
مصطفی انتظاری هروی / روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: