مدیریت مالیاتی همان سیاست مالیاتی است

مدیریت مالیاتی و ساختار مالیات وابستگی متقابل دارند و در برنامه اصلاح مالیاتی باید آنها را همزمان مورد توجه قرار داد.
کد خبر: ۹۴۰۵۶

مدیریت مالیاتی ضعیف سبب کاهش کارایی ساختار مطلوب مالیاتی می شود و درجه اختلال در رشد و رفاه اقتصادی را افزایش می دهد. در ضمن ساختار مالیاتی با طراحی ضعیف ، مدیریت مالیاتی را مشکل تر می سازد. لذا همواره باید توجه کرد که در کشورهای در حال توسعه «مدیریت مالیاتی ، همان سیاست مالیاتی است». آنچه عملا در بسیاری از کشورهای جهان سوم اتفاق می افتد این است که مسوولان اجرای اصلاحات در نظام مالیاتی را به تغییر در قوانین و سیاست های مالیاتی محدود می کنند بدون آن که جوانب اجرایی کار را به طور اصولی در نظر بگیرند ، بدین لحاظ عموما سازمان مالیاتی با تحولات اقتصادی و اجتماعی هماهنگ نیست و در عمل نمی تواند نقش موثری را که از آن انتظار می رود ایفاء کند. به طور کلی می توان گفت که در اکثر کشورهای در حال توسعه ، دستگاه اداری مالیات ها کارایی لازم را ندارد و مسائل فرار مالیاتی و فساد بسیار گسترده است . ضعف مدیریت مالیاتی در این کشورها ناشی از عوامل متعددی است که از آن می توان به قوانین و روشهای مالیاتی با پیچیدگی زائد ، سیستم های اطلاعاتی نارسا، فساد و دخالت های سیاسی اشاره کرد. معمولا درآمد نظام مالیاتی به منزله معیار اندازه گیری عملکرد مورد توجه مسوولان قرار می گیرد اما باید در نظر داشت که بهترین مدیریت مالیاتی فقط آن نیست که بیشترین درآمد مالیاتی را وصول کند یک مدیریت مالیاتی ضعیف ممکن است از بخش هایی که وصول مالیات از آنها بسادگی امکانپذیر است مالیات وصول کند ، در حالی که از وصول مالیات بر درآمد شرکتها یا صاحبان مشاغل عاجز باشد. در زمینه اصلاحات مملکتی نیز مساله مدیریت مالیاتی عنصر بسیار مهمی است و وابستگی نزدیکی با مقبولیت گروه سیاسی حاکم دارد. اگر اندیشه افزایش اعتبار و مشروعیت حکومت مطرح باشد مدیریت مالیاتی باید در اذهان عامه این تصویر را پدید آورد که اجرای قوانین در مورد همگان یکسان است . هرگونه الگویی برای اداره امور مالیاتی باید بر این اندیشه استوار باشد که مالیات گیری بر پایه قانون و با سلامت و امانت صورت می پذیرد ، در هر مورد که نحوه اجرای عملی قانون با اهداف قانونگذار متفاوت باشد ، بدین معناست که مدیران و ماموران مالیاتی خود به نوعی سیاست مالیاتی وضع می کنند که ممکن است با سیاست های اقتصادی و بازرگانی کشور بی تناسب باشد. یکی از موانع عمده بر سر راه اصلاح مدیریت در بسیاری از کشورها این است که سازمان مالیاتی به طور سنتی جزیی از تشکیلات کلی خدمات کشوری به شمار می رود ، این وضع سبب می شود که نتوان دستمزد کافی برای استفاده از خدمات نیروی انسانی متبحر برای اداره شایسته امور پرداخت کرد. علاوه بر این ، کیفیت مذکور باعث می شود که مسائل دستمزدی کارمندان تحت تاثیر تمایلات معینی قرار گیرد یا موجب شود که درآمد اصلی کارمندان در قبال ارفاق هایی که معمول می دارند تحصیل شود. این فرصتها در کمتر بخشی از خدمات دولتی به اندازه سازمان مالیاتی موجود است . تجربه بین المللی نشان می دهد که کمبود توانمندی مدیریتی یک محدودیت ثابت و بدون تغییر نیست . اصلاحات اداری موفقیت آمیز وسیعی در سازمان های مالیاتی کشورهای در حال توسعه گوناگون انجام شده و هر یک از این موارد مدیریتی جدید با ساختار سازمان جدید و کارکنان حرفه ای شایسته تر جایگزین سازمانی قبلی شده است.

علی اکبر عرب مازار
رئیس سازمان امور مالیاتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها