در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر جزو آن تماشاگران صبوری هستید که تیتراژ فیلمها را تا پایان تماشا میکنید، حتما عنوان «مشاور رسانهای» را دیدهاید و برایتان این سوال پیش آمده کسی که این مسئولیت را به عهده دارد، دقیقا چه کاری انجام میدهد. سِمَتی که دو سه سالی است وارد فضای سینمایی و رسانهای شده، اما مشاهده، تجربه و رصد این مسئولیت نشان میدهد، با نمونههای جهانی و تعریف و کارکرد واقعی خود فاصله زیادی دارد و عملا و در عرف سینمای ایران، از شغل روابط عمومی فیلم – که آن هم کاری مهم و تعیینکننده برای اطلاعرسانی درباره فیلم است – فراتر نمیرود و مترادف همان به کار میرود. درحالیکه مشاور رسانهای فیلم پیرو هر مشاور رسانهای دیگری، مطابق علوم رسانه و ارتباطات سازمانی باید ویژگیهای مهمی داشته باشد و بتواند با دانش، آگاهی و قدرت مدیریت و پیشبینی هراحتمالی در حال و آینده، نقش بسزایی در بهتر دیده شدن اثر سینمایی ایفا کند. اتفاقی که متاسفانه سینمای ایران نتوانسته به آن برسد و عملا فرصت مهمی چون «مشاور رسانهای» به دلیل موانع موجود، از جمله رفتار نادرست برخی که در این مسئولیت فعالیت میکنند و ناآگاهی و عدم شناخت برخی تهیهکنندهها و کارگردانها و بازیگران و دیگر عوامل سینما نسبت به اهمیت و نقش این حرفه، باعث شده فیلمهای سینمای ایران عموما نتوانند مسیر پیش تولید تا اکران را به سلامت طی کنند و اگر هم این اتفاق بیفتد، فیلمها آنطور که باید معرفی و دیده نمیشوند. جامجم در گفتوگو با برخی سینماگرانی که در عرصه مشاور رسانهای، مدیریت روابطعمومی و حوزه نقد و نظر سینما فعالیت میکنند، به آسیبشناسی این موضوع مهم و مغفولمانده میپردازد؛ به امید اینکه این مسئولیت به جایگاه واقعی خودش برسد و کمک حال سینمای ایران باشد.
علی رستگار
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: