مربی خوب اصلی انکارناپذیر

بعد از مطرح شدن دهها نام برای مربیگری تیم ملی والیبال ، خبرهای خصوصی حاکی از آن است که تراویکا سرمربی تیم ملی صربستان خود ابراز تمایل کرده است که به ایران بیاید و پای میز مذاکره بنشیند.
کد خبر: ۹۳۴۱۴

تراویکا البته بعد از فینال لیگ جهانی نیز گفته بود که حاضر است تیم ملی صربستان را به ایران آورد و به خاطر مردم زلزله زده شهرستان بم دیداری را در ایران برگزار کند.
تراویکا شاید بعد از گاچیج تیربن مربی یوگسلاوی سابق باشد که اگر آمدنش شایعه نباشد، می تواند برای والیبال ایران کارساز باشد، اما اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان والیبال کشور اول ، مربیان ایتالیایی و دوم مربیان برزیلی را تجویز می کنند که در توانایی و آگاهی آنان تردیدی وجود ندارد.
اکنون که به گفته دبیرکل کمیته ملی المپیک 260میلیون تومان برای استخدام مربیان تیم ملی والیبال تعیین شده ، نباید دست و دل ما بلرزد و در انتخاب مربیان ورزیده دچار اشتباه یا لغزش شویم.
بدون تردید اگر پول خوب بدهیم ، مربی خوب هم خواهیم گرفت ، چرا که اصولا برای مربیان حرفه ای ، وطن آنجاست که خوب پول می دهند، در ثانی زمینه مساعد و استعدادهای مناسب در والیبال امروز بر همه به اثبات رسیده و مربیانی که به طور مثال در سواحل لاجوردی یا در دیار قهوه از نظر کسب افتخار اشباع شده اند، می توانند روزگاری را با والیبال ایران آغاز کنند.
بنابراین انتخاب یک گروه از مربیان که از یک سیستم آموزشی و کاری برخوردار باشند، می تواند تیمهای ملی نوجوانان ، جوانان و بزرگسالان ما را از پایه محکم و هماهنگ بالا آورد تا در آینده وقت کمتری صرف آماده سازی تیم ملی بزرگسالان شود.
یکی از مشکلات عمده والیبال ایران در شرایط کنونی ، نبود هماهنگی سبکی است که هر فردی بسته به سلیقه خود برنامه ریزی می کند؛ تیم نوجوانان ایران را ایوان بوگانیکوف با اطلاعات و تصورات 40سال پیش تمرین می دهد، تیم جوانان ما با ست کوویچ و تعلیمات شرق اروپا که مبتنی با شدت و تکرار زیاد است، رشد کرد و تیم ملی بزرگسالان هم زیر نظر پارک کی وون که در ایتالیا تجربه اندوخته ، به میدان رفته است.
شما جز در کشورهای عربی در هیچ کشوری این همه شلم شوربای فنی مشاهده نمی کنید. اگر امروز جوانانی چون محمدکاظم ، منصور زادون و فرهاد نظری افشار غیرقابل چشم پوشی اند، از آن سو نیز تجربه دارانی همانند عباس قاسمیان و سعید رضایی آنقدر قبراق و آماده اند که نمی توان از کنار نام آنها بی تفاوت گذشت.
بنابراین وقتی از تیم ملی صحبت می کنیم ، چیزی جز آماده ترین ها در اذهان متبادر نمی شود شیوه حملات و بویژه دفاعهای قاسمیان و رضایی هنوز هم در ایران منحصر به فرد است ، لذا برای این که قطر خوبی برای علیرضا نادی داشته باشیم ، باید این دو بازیکن را دعوت کنیم. حالا چرا روی آنها زوم کرده ایم ، دلیلش مشخص است.
رضایی و قاسمیان به علت برخی سوئتفاهمات کنار گذاشته شدند، حال آن که هنوز نتوانسته ایم جایگزینی برای آنها تربیت کنیم.
سرعتی زنهای جوان ما با فاصله زیادی از این دو حرکت می کنند و ما در میادین مهمی چون مسابقه های جهانی و بازیهای آسیایی که در آن فقط رکورد و مدال و پیروزی ملاک شایستگی است ، نمی توانیم روی آنان حساب کنیم.
بدون تردید، این اعتقاد درباره پیمان اکبری ، محمد ترکاشوند و حتی امیرحسینی هم وجود دارد. شاید در تنها پستی که نگران نباشیم ، پاسوری است که سوای محمد شریعتی و امیر حسینی ، این بازیکنان را در صف شایسته ها داریم ، سعید معروف ، مهدی مهدوی ، سعید عسگریان ، حتی محمد عمده غیاثی که هنوز که هنوز است ، پنجه هایش اعجاز می کند.
پیشنهاد می کنیم فدراسیون والیبال با حفظ حرمت استخوان خرد کرده ها، به خدمت گرفتن جوانان مسلط به زبان و تشخص را در دستور کار خود قرار دهد. شما نگاه کنید ژاپن مرد بزرگی چون ماتسودایرا را که بنیانگذار سبک سرعتی بود، کنار گذاشت.
فدراسیون جهانی آندره هالوی را بازنشسته کرد، ایتالیا دست از ببه توو لوکچنا کشید و برزیل دال زانو و ماربسیولیما را کنار زد؛ اما دنیا به آخر ترسید و زندگی همچنان ادامه یافت. ما به این افکار که باید دست پیشکسوتان را گرفت احترام می گذاریم.
تا این لحظه مصطفی کارخانه مربی پرافتخار والیبال همچنان معلق بین زمین و آسمان است ، او که از باشگاه صنام کنار گذاشته شد، اجازه ندارد به پیکان یا تشکیلات دیگری برود.
کارخانه ؛ کارمند صنایع دفاع است ، او سالها در خدمت باشگاه صنام به افتخارات زیادی دست پیدا کرد، در واقع این باشگاه سکوی پرتاب مربی بااستعدادی چون کارخانه بود؛ اما امروز که وی به مرز پختگی کامل رسیده و می تواند زمان بیشتری را برای والیبال ایران بگذارد، نباید او را محدود کنیم ، چارچوب های اداری و قوانین و مقررات به جای خود، اما اگر مسوولان بخواهند خیلی راحت می توانند با یک تبصره و شاید هم یک امضا شرایطی به وجود آورند که او با فراغ بال بتواند در خدمت والیبال ایران باشد.
چون همه ما بر حسب تعهدی که داریم ، باید ملی بیندیشیم و حمیت قسمتی را بر منافع ملی ارجح نداریم. به راستی بازیکنان و مربیانی که طی دوسه سال اخیر از صربستان ، برزیل و... به ایران آمده اند، چه کرده اند و چه سودی به والیبال ایران رسانده اند؛
در مورد بازیکنان چیزی نمی نویسیم چراکه اظهرمن الشمس است ، بجز اسلو بودان کواچ که همواره سعی می کرد دانستنی های خود را به مربیان و بازیکنان ایرانی انتقال بدهد، بقیه کار مهمی انجام نداده اند، ممکن است خیلی محکم به توپ کتک زده باشند، اما آیا این مراد باشگاه های ما از استخدام میلیونی آنها بوده است؛
باشگاهی را به یاد داریم که مربی ایرانی اش از گذشته در کوچینگ صفر بود، اما باز به هنگام مسابقه های رسمی ، مربیان خارجی اش را روی نیمکت می نشاند و خود هدایت تیم را به عهده می گرفت و باز تیمی را سراغ داریم که با وجود در اختیار داشتن یاران و مربیان بیگانه ، هرچه از زمان مسابقه ها می گذشت ، نحیف تر به میدان می آمد و پرسش ما همین است که پس خاصیت وجودی این آقایان چه بوده است؛

جمشید حمیدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها