با حسین گیتی،‌نویسنده ومنتقد پیشکسوت

نوشته‌های سینمایی به درک بهتر فیلم کمک می‌کند

حسین گیتی سال‌هاست که با نشریات سینمایی همکاری دارد و نوشته‌هایش درباره فیلم‌های سینمایی چاپ می‌شود. او بتازگی کتابی را به بازار ارائه کرده که درباره مجلات سینمایی منتشر شده در ایران است. به همین بهانه به گفت‌وگو با او نشستیم.
کد خبر: ۹۳۳۷۱۵

علاقه به نشریات سینمایی از کجا پیدا شد؟

کلاس پنجم دبستان شاگرد اول شدم و مسئولان مدرسه از پدرم خواستند عکسی برایشان ببرد. این عکس در مجله کیهان بچه‌ها چاپ شد تا تشویقی برای من باشد. در آن زمان، حتی بلد نبودم مجله را ورق بزنم یا بخوانم. این اولین برخوردم با یک نشریه بود. اواخر دوره دبستان در 13 سالگی که در هفتگل خوزستان زندگی می‌کردیم، همراه پدر و مادرم به دیدن فیلم‌های سینمایی رفتم. به فیلم‌هایی که دیده بودم فکر می‌کردم. تاثیر فیلم تا چند روز همراهم بود. چند روز بعد از دیدن یکی از این فیلم‌ها، مجله‌ای را دیدم که عکس بازیگران آن را روی جلد چاپ کرده بود. آن را خریدم و به خانه بردم. کاری به این ندارم در داخل مجله هیچ اشاره‌ای به فیلم و بازیگرانش نشده بود، اما از همانجا با چیزی به نام نشریه سینمایی آشنا شدم. مجله یک ماه زیر بغلم بود و هرجا می‌رفتم همراهم بود. این درحالی بود که بسیاری از مطالب آن را از بس سخت بود، نمی‌توانستم بخوانم. سال اول دبیرستان یکی از همکلاسی‌هایم، بچه‌ها را دور هم جمع می‌کرد و در باره فیلم‌ها حرف می‌زدیم. این مبدا آشنایی بیشترم با نشریات و مجلات شد. در خانه او با سه صندوق روبه‌رو شدم که پر از مجله سینمایی بود. از آن زمان و به مرور، کار خرید مجلات سینمایی را شروع کردم. احساسم این بود که به عنوان یک دوستدار سینما، باید مجلات مربوط به آن را خوانده، خریداری و آرشیو کنم. فیلم دیدن و مطالعه در باره فیلم‌ها و سینما به صورت مکمل یکدیگر درآمدند. صادقانه بگویم، عشقم به سینمای نوشتاری بیشتر از سینمای دیداری است.

چه شد به فکر این افتادید که دانش‌نامه این مجلات سینمایی را تهیه کنید؟ کتاب درباره مطبوعات سینمایی ایران است. در دنیای نشر کتاب شاهد انتشار کتاب‌هایی در باره فیلم‌های سینمایی، تاریخ سینما و بازیگران بوده‌ایم، اما ورود چندانی به بخش نوشتارهای سینمایی نداشته‌ایم. فکر کار روی کتابی درمورد نشریات سینمایی از کجا آمد؟

سال 52 متوجه شدم نویسندگانی مطالب کوچکی در باره مطبوعات سینمایی می‌نویسند و کنجکاو شدم چیز بیشتری در این‌باره بدانم. بعد کسان دیگری را شناختم که تلاش داشتند چیزهایی درباره مطبوعات سینمایی جمع‌آوری کنند. سال 54 تصمیم گرفتم خودم مروری بر مطبوعات سینمایی بکنم. کار بسیار سختی بود. من در شهرستان بودم و با سفر به تهران، توانستم به آرامی و البته بسختی بخشی از مجلات و نشریات سینمایی را جمع‌آوری کنم. با گذشت زمان، به فیش‌برداری از مجلات پرداختم. این به ده سال قبل برمی‌گردد. در آن زمان به فکر آماده کردن کتابی درباره مطبوعات سینمایی افتادم، اما تمام مجلات و دست‌نوشته‌هایم درباره مجلات سینمایی در زیرپله منزل پدری‌ام در آبادان بود که بمباران‌های زمان جنگ تمام آنها را از بین برد. دیگر چیزی در دست نداشتم و کار را از اول شروع کردم. در کنار تهیه و خرید مجلات قدیمی، به کتابخانه ملی هم رفتم. چهار سال کار سخت و مداوم، مرا به همان جایی رساند که بمباران منزل پدری از من گرفته بود. جالب است بگویم کار انتشار کتاب با کمترین مشکل روبه‌رو شد و وزارت ارشاد 25 روزه اجازه انتشار آن را صادر کرد.

در کل چند سال طول کشید تا کتاب آماده چاپ شود؟

شش سال کار طول کشید. دو سال هم صرف چاپ آن شد. قرار بود این کتاب سال 92 چاپ شود. تاخیر در چاپ، باعث شد کار مربوط به انتشار نشریات در دو سال بعدی را هم انجام دهم.

در طول کار آماده‌سازی و تحقیق، با چه مشکلاتی روبه‌رو بودید؟

بعضی وقت‌ها شماره‌های نخست این یا آن مجله را نمی‌توانستم پیدا کنم. این کار را کمی مشکل می‌کرد. در این حالت مجبور بودم یکی از دست‌اندرکاران آن نشریه را پیدا و در باره شناسنامه و دیگر مسائل سوال کنم.

نگاهی گذرا به کتاب نشان می‌دهد که تحلیلی کلی درباره مجلات منتشره در این سال‌ها ندارد.

چرا، دارد.

کتاب را که ورق می‌زنی، جای یک تحلیل شبیه تحلیل‌هایی که در کتاب‌های تاریخ سینمای ایران در باره فیلم‌ها می‌خوانی، خالی است. مثلا من در مقام خواننده کتاب، توقع دارم یک مقاله بلند تحلیلی در باره وضعیت و حال و هوای این مجلات بخوانم.

هست. من مجلات را معرفی کردم. در کتاب می‌گویم که این مجلات عمدتا توسط بخش خصوصی چاپ شده است. بجز مجله «سینما 52» که از سوی جشنواره جهانی فیلم تهران منتشر می‌شد، بقیه مجلات متعلق به بخش خصوصی بودند. ضمنا این کتاب یک شناسنامه از لگوهای مجلات را دارد.

خودت فکر نمی‌کنی جای یک تحلیل اجتماعی و فرهنگی از تاریخ مجلات منتشر شده در ایران، در این کتاب خالی است؟

این می‌شود یک حوزه دیگر و یک کتاب دیگر، کتابی با عنوان مثلا مطبوعات سینمایی در شرایط اجتماعی ایران. کتاب من 86 سال مطبوعات سینمایی را از سال 1309 معرفی کرده است. 174 نشریه سینمایی داریم. امیدوارم چیزی در این رابطه از دستم در نرفته باشد. حتی مجله‌ای که در یک شماره منتشر شده هم در این کتاب معرفی شده است.

چرا این سوژه را انتخاب کردی؟ فکر می‌کردی مخاطب بیشتری دارد؟

همان‌طور که قبلا گفتم سینمای نوشتاری را بیشتر از سینمای دیداری دوست دارم. تصورم این است که فیلم‌ها را به کمک مجلات سینمایی، بهتر می‌توان درک کرد و فهمید. این سینمای نوشتاری است که بازیگر و کارگردان می‌سازد و سینما را معرفی می‌کند.

حرف ناگفته‌ای هم مانده است؟

طرح جلد متعلق به عزیز ساعتی است که زحمت زیادی برای آن کشید. به همسرم گفتم آرزویم این است که کتاب قبل از مرگم منتشر شود و آن را ببینم، از بس که برای به ثمر رسیدنش دوندگی کردم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها