گذراندن دوران جوانی در زندان

31 سال دارد و بیکار است و به اتهام سرقت خودرو بازداشت شده است. به قول خودش بیشتر عمرش را در زندان سپری کرده و دوران زندان باعث شده از جامعه عقب بماند و نتواند حرفه‌ای برای خود دست و پا کند.
کد خبر: ۹۳۳۴۱۸

سابقه داری؟

بله، بیشتر عمرم را در زندان سپری کردم.

شغلت چیست؟

دزدی. البته به غیر از آن کار دیگری بلد نیستم. من دزدی می‌کردم و می‌رفتم زندان همین که حبسم تمام می‌شد روز از نو روزی از نو.

در زندان کارگاه‌های آموزشی است، در آنها شرکت نکردی؟

کارگاه آموزشی که هست؛ مسئولان هم خیلی توصیه و سفارش می‌کردند که در این کارگاه‌ها شرکت کنم، اما حوصله نداشتم. من اهل کار کردن نبودم.

گفتی تمام عمرت در زندان بودی، اولین بار چند سالت بود که به زندان رفتی؟

13 سالم بود که برای اولین بار پا به زندان گذاشتم و این آغازی برای حبس‌های بعدی‌ام بود.

با این حساب چند سال زندان بودی؟

16 سال. من خودم می‌خواستم که دوباره برگردم سر جای اولم. کلاس‌های مشاوره زندان را جدی نمی‌گرفتم و همین که پایم را بیرون می‌گذاشتم برای من تنها چیز مهم پول به دست آوردن از راهی ساده بود.

یعنی هرگز نخواستی دور کار خلاف خط بکشی؟

شاید از ته دل نه. هر چند محیط بد زندگی‌ام نیز تاثیر داشت چون به محض این که از زندان آزاد می‌شدم دوستانم دورم را می‌گرفتند و صحبت‌های اغواگرانه‌شان مرا مجاب می‌کرد دوباره کارهایم را از سر بگیرم.

به چه اتهاماتی بازداشت شدی؟

من کلکسیونی از اتهامات را در پرونده خود دارم؛ از موادفروشی گرفته تا سرقت، فقط دور کارهایی مثل قتل و سرقت مسلحانه نرفتم.

آخرین بار کی از زندان آزاد شدی؟

20 روز قبل.

اتهامت چه بود؟

خودروی سمندی را دزدیدم که کنار خیابان پارک شده بود.

این بار به چه اتهامی بازداشت شدی؟

سرقت خودرو. یک پراید را با شاه کلید سرقت کردیم.

با خودروی سرقتی چه کردید؟

وسایل داخل آن را سرقت کردیم و ضبط و باندش را 120 هزار تومان فروختیم. ماشین را هم نگه داشتیم تا یک مدت زیر پایمان باشد و با آن گشتی در شهر بزنیم. بعد خودرو را در محلی خلوت رها کردیم. این شگرد ماست، ماشین را برای لوازم داخل آن سرقت می‌کنیم و بعد از گشت‌زنی در خیابان رها می‌کنیم.

با همدستت چطور آشنا شدی؟

در پاتوق موادفروشی.

اعتیاد هم داری؟

پنج سالی می‌شود که معتاد شده‌ام. به من گفتند مواد بکش تا از غم و غصه بیرون بیایی، اما مواد کشیدم و متوجه شدم در چه دامی افتاده‌ام. دامی که مرا مجبور می‌کرد برای تحملش بیشتر سرقت کنم.

چه ساعت‌هایی برای سرقت می‌رفتید؟

نیمه‌شب‌ها، بی‌خوابی مواد به سرمان می‌زد و مجبور بودیم پایتخت را شب‌ها تا صبح گز کنیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها