چرا از همسرت جدا شدی؟
شش سال قبل ازدواج کردم. شوهرم اعتیاد داشت و حاضر به ترک آن نبود. حتی بعد از به دنیا آمدن سارا نیز حاضر به ترک اعتیادش نشد. چندبار او را به کمپ بردم اما بیفایده بود. سرانجام او ما را ترک کرد و من هم نشانی از خانهاش نداشتم، به دادگاه رفتم و غیابی حکم طلاق گرفتم و به خانه پدریام بازگشتم. مادر شوهرم نیز به خاطر دخترم ماهی 50 هزارتومان به ما کمک میکرد.
چرا دخترت را کشتی؟
مدتی پس از آمدنم به خانه پدری، افرادی از من خواستگاری کردند. برخی را به خاطر اعتیادشان رد کردم و بقیه نیز به خاطر فرزندم، حاضر به ازدواج با من نبودند. یکی از خواستگاران در کفاشی کار میکرد و حاضر شد با وجود سارا با من ازدواج کند. اما زمانی که خانوادهاش متوجه ماجرا شدند، مخالفت کردند. او از من حمایت مالی میکرد و میتوانست زندگیام را سر و سامان دهد. اگر مرا ترک میکرد، آینده و زندگیام دوباره از بین میرفت. مرد مورد علاقهام شرط کرد اگر کودکم با ما نباشد، با هم ازدواج میکنیم. خانواده شوهر سابقم حاضر به نگهداری از فرزندم نبودند. خانواده خودم نیز وضع زندگیشان طوری نبود که از سارا نگهداری کنند.
چطور سارا را به قتل رساندی؟
چند روزی با خود کلنجار رفتم تا اینکه تصمیم گرفتم اورا مسموم کنم. سارا چند روز بود که سر درد داشت. از عطاری قرص متادون خریدم. بعد آن را به بهانه اینکه قرص سردرد است، به دخترم خوراندم. نیمههای شب متوجه بد بودن حالش شدم اما روی سرش پتو کشیدم تا چیزی نبینم و صبح وقتی مطمئن شدم سارا فوت کرده، با سروصدا از برادرانم کمک خواستم.
از کاری که کردی پشیمانی؟
(با کمی سکوت و در حالی که زیر لب نام دخترش را زمزمه میکرد، ادامه داد) اشتباه کردم، پشیمانم. اما دیگر سارا نیست و پشیمانی سودی ندارد. به خاطر رسیدن به زندگی بهتر، دخترم را بیرحمانه قربانی کردم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم