نقد و نظر

فردا دیر است؛ در عصر تخصص‌ها زندگی می‌کنیم

انسان عصر جدید چشم و دلش از موضوعات رنگارنگ اشباع شده است؛ نشاندنش پای تلویزیون کار ساده‌‌ای نیست مگر این‌که برنامه‌سازان و مجریان تلویزیون به علم مخاطب‌شناسی مجهز شده باشند.
کد خبر: ۹۲۸۱۲۴

این‌که مخاطب کودک است، پیر یا کهنسال، در کدام اقلیم با چه فرهنگی زندگی می‌کند و خیلی چیزهای دیگر مولفه‌های مخاطب‌شناسی را شامل می‌شود؛ علمی که بسیار گسترده است و بایدها و نبایدهای اجرای تلویزیونی را روشن می‌کند.

بر اساس این علم، نوآوری با افتادن به ورطه لوس بازی و استفاده از حرکات و واژگان لغو متفاوت است؛ مثلا در فرهنگ این سرزمین، هیچ میزبانی مهمانش را با اسم کوچک صدا نکرده است و به همین دلیل در صمیمی‌ترین برنامه‌های تلویزیونی باید همواره فاصله را با مهمان برنامه حفظ کنیم. منظور فاصله فیزیکی نیست! یا حتی مقصود اجرای برنامه‌های خشک و بی‌روح یا ظاهر شدن همانند آدم‌های عصا قورت داده هم نیست! حفظ فاصله یعنی حتی در برنامه‌های بسیار صمیمی و خودمانی هم مجری که همانا میزبان محسوب می‌شود، نباید بیشتر از مهمان حرف بزند، او را با نام کوچک یا «تو» خطاب کند یا از ضمیر مفرد استفاده کند. مجری حتی نباید سعی کند که شیک حرف بزند! باید خودش باشد! نباید بدون دلیل و فقط برای تفاخر و خودنمایی، با داشتن واژگان فارسی، از کلمات لاتین استفاده کند و هزاران باید و نباید دیگر. مجریان برنامه‌های تلویزیونی پس از قبولی در مرحله اول و مصاحبه، حتما باید دوره‌های آموزشی را پشت سر بگذارند. لازم است دست‌کم سه چهار هفته در کلاس‌های آموزش اجرای تلویزیونی که در آن مخاطب‌شناسی و روان‌شناسی تاثیر نیز آموزش داده می‌شود، شرکت کنند.

در تمام کلاس‌های فن بیان، استادان به بازیگران و هنرجویان نوع بخصوصی از فن بیان را آموزش می‌دهند؛ مثلا به گویندگان خبر نوعی از فن‌بیان را تدریس می‌کنند و برای اجرای برنامه‌های علمی یا فلسفی و عقلی، جور دیگری از فن بیان را آموزش می‌دهند. هر کدام از شاخه‌های برنامه‌های تلویزیونی دنیای خودشان را داشته و به تخصص‌ خاص خودشان نیاز دارند. نمی‌شود پشت سر هم مجریان جایگزین یکدیگر بشوند؛ باگذشت زمان برای تماشاگران این‌گونه جا می‌افتد که مثلا فلان مجری برای برنامه‌های علمی آفریده شده و نمی‌توانند او را در برنامه سیاسی قبول کنند یا دیگری در زمینه برنامه‌های هنری تخصص دارد. می‌دانید که در دانشگاه‌ها رشته‌ای به عنوان مدیریت فرهنگی وجود دارد و به موازات آن سال‌هاست که رشته دیگری با شاخه‌های گوناگونی تاسیس شده با عنوان مدیریت هنری. همچنین زمانی بود که دانشگاه صداوسیما مدرسه عالی نامیده می‌شد، سپس دانشکده شد و حالا دانشگاه است. به این بیندیشیم که چرا چنین اتفاقی رخ داده است؟ چون زمانه عوض شده و در عصر تخصص‌ها زندگی می‌کنیم.

تلویزیون فرهنگ‌ساز است، اما نه فرهنگ حکیم فرموده و دستوری تا بتوان با صدور بخشنامه، یک شبه در آن تغییر یا تحول ایجاد کنیم، فردا دیر است!... بیایید از امروز به مخاطب‌شناسی و روان‌شناسی تاثیر بیندیشیم.

دکتر اکبر عالمی

دانشیار رشته سینما و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها