در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بهانه روایت: «ناخدا خورشید» برداشتی آزاد از داستان «داشتن و نداشتن» است که سال 65 توانست یکی از چهار فیلم برتر کل تاریخ سینمای ایران شود. این فیلم ازهرلحاظ نمونه سینمای ملی و بومی است و تقوایی با شناخت درست و کامل از جغرافیا، زبان، لحن قصه و همچنین فرهنگ ایرانی، این فیلم را هنرمندانه ساخت. این فیلم بی ادا و بدون پیچ و خم، داستان خود را میگوید و در واقع کل فیلم چیزی نیست جز شخصیت تمام قد ناخدا خورشید که هنوز هم بعد از گذشت اینهمه سال، رنگآمیزی این شخصیت حیرتآور است.
خلاصه فیلم: ناخدا خورشید از سوی مردی به نام مستر فرهان، مامور میشود تا عدهای را همراه با لنجش به آنسوی مرز ببرد. ناخدا که از سوی خواجه ماجد، ثروتمند شهر، زیر فشار قرار دارد و بعد از به باد رفتن سرمایهاش توسط او حالا نزدیک است لنجش را هم از دست بدهد، تصمیم میگیرد هر طور شده این ماموریت را انجام دهد.
ساناز قنبری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: