دزدی از مغـازه‌های لوکس تخصـص ماسـت!

پنج سارق جوان با ورود به مغازه‌ها، وسایلی را برای خرید انتخاب کرده و با استفاده از غفلت خریدار، وسایل با ارزش و لوکس را سرقت می‌کردند.
کد خبر: ۹۲۵۵۱۹

رسیدگی به این پرونده با شکایت مرد مغازه‌داری به پلیس آغاز شد. مرد میانسال هرگز تصور نمی‌کرد با این شکایت پلیس را در مقابل سرقت‌های سریالی اعضای باندی قرار دهد که با ترفندی خاص نقشه سرقت‌هایشان را اجرا می‌کردند.

مرد میانسال زمانی که در مقابل افسر پرونده قرار گفت، درخصوص سرقت مغازه‌اش گفت: داخل مغازه بودم که دو مرد جوان برای خرید تفنگ تزئینی به مغازه‌ام آمدند. آنها تفنگی را انتخاب کردند که ارزش آن 2میلیون و 500 هزار تومان بود. درحالی که تفنگ در دستشان بود از من خواستند تفنگ دیگری را که در یکی از ویترین‌های مغازه‌ام بود، برای آنها ببرم. من به سمت ویترین رفتم تا تفنگ را بردارم که دو مرد جوان اقدام به فرار کردند.

به دنبال این خبر، ماموران وارد عمل شده و تحقیقات را درخصوص دو مرد جوان آغاز کردند. در ادامه تحقیقات مرد دیگری به پلیس مراجعه کرد و از سرقت گوشی اپل از مغازه‌اش خبر داد. او به افسر پرونده گفت: ساعتی قبل دو مرد جوان برای خرید گوشی اپل وارد مغازه شدند. آنها دو مدل گوشی اپل انتخاب کردند و زمانی که خواستم سومین مدلی را که خواسته بودند به آنها بدهم، دو مرد جوان با گوشی‌های اپل مغازه را ترک کردند.

باتوجه به آن‌که شیوه و شگرد متهمان این پرونده با سرقت از مغازه لوکس فروشی شبیه هم بود، این احتمال از سوی ماموران پلیس مطرح شد که سرقت‌ها از سوی اعضای یک باند صورت می‌گیرد. این احتمال زمانی قوت گرفت که کارآگاهان با سرقت‌های مشابه مواجه شدند. درنهایت با تحقیقات پلیسی متهمان شناسایی و دستگیر شدند. یکی از متهمان در گفت‌وگو با تپش از شیوه و شگردشان برای رسیدن به اموال دزدی گفت.

چطور دستگیر شدی؟

در خیابان با خودروی سمند سفید رنگ پلاک مخدوش درحال تردد بودیم که ماموران گشت به ما مشکوک شدند. دستور ایست آنها کارساز نبود و از آنجایی که می‌دانستیم توقف مساوی است با برملا شدن راز سرقت‌هایمان، تصمیم به فرار گرفتیم. تعقیب و گریز شروع شد. اما تلاش ما برای فرار بی‌نتیجه بود و بازداشت شدیم.

و شما به سرقت‌ها اعتراف کردید؟

نه، سعی کردیم با دروغگویی مسیر تحقیقات را تغییر دهیم، ولی در یک استعلام مشخص شد که پلیس یکی از استان‌ها، را تحت تعقیب قرار داده و کم‌کم همه چیز لو رفت.

سرقت‌ها را چطور انجام می‌دادید؟

معمولا دو نفری وارد مغازه می‌شدیم و نفر سوم داخل ماشین منتظر می‌ماند. بیشتر سراغ مغازه‌های لوکس‌فروشی می‌رفتیم. با انتخاب چند شی لوکس حواس فروشنده را پرت می‌کردیم و درحالی که فروشنده سراغ شی دیگری می‌رفت تا برای ما بیاورد، وسایل باارزش برداشته و فرار می‌کردیم.

هر روز سرقت می‌کردید؟

بستگی داشت، اگر اولین و دومین سرقتمان خوب بود، سرقت دیگری انجام نمی‌دادیم و سرقت‌های بعدی را مرتکب می‌شدیم.

همدستانت چه کسانی بودند؟

دو نفر از دوستانم و همسر یکی از آنها که به تازگی دستگیر شده است.

نقش همسر دوستت در این سرقت‌ها چه بود؟

او بیشتر نقش فروشنده وسایل سرقتی را به عهده داشت.

در کجاها نقشه سرقتتان را اجرا کردید؟

لاهیجان، قزوین، تهران، ... مدام شهر عوض می‌کردیم تا گرفتار نشویم.

هلیا نصرتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها