به گزارش خبرگزاری صداوسیما، روزنامه الاخبار چاپ لبنان در این باره نوشت: درست است که آبرامز به نکته جدیدی درباره جنگ 33 روزه و اهداف آن اشاره نکرد، اما اهمیت مقاله او در این است که وی در زمان جنگ 33 روزه جزو تصمیمگیرندگان صحنه سیاسی آمریکا بود و از واقعیت اهداف جنگ، تحولات میدانی، سیاسی و پیامدهای جنگ بخوبی اطلاع داشت.
آبرامز فاش و اذعان میکند جنگی که بعد از عملیات حزبالله در اسیر کردن نظامیان اسرائیلی آغاز شد، بخشی از طرح آمریکا برای سیطره بر لبنان و منطقه و تلاشی برای حذف نام حزبالله از معادله داخلی لبنان یا حداقل ضعیف کردن آن بود تا در آخر آمریکاییها بتوانند اهداف خود را به صورت موفقیتآمیز در لبنان عملی و محوری را تقویت کنند که وابسته به آنها بود، اما ابزار آمریکا برای رسیدن به این هدف، ارتش اسرائیل بود که شکست سختی متحمل شد.
آبرامز همچنین اقرار کرد؛ اهداف جنگ 33 روزه به معادلات منطقهای نیز مربوط بود و تلاش میشد با این جنگ ایران ضعیف و جایگاه اسرائیل در منطقه تقویت شود. اما ضعیف کردن ایران مشروط به این بود که ارتش اسرائیل بتواند ضربه سختی به حزبالله وارد کند تا سرانجام نیروهای بینالمللی یا شاید ناتو در مرزهای سوریه و لبنان مستقر شوند تا به حزبالله اجازه داده نشود که تواناییهای نظامی خود را بازیابد و آنها را گسترش دهد. به عبارت دیگر، طرح آمریکا بر این اساس قرار داشت که جنگ اسرائیل ابزاری برای اجرای قطعنامه 1559 در لبنان است. اما اهداف سیاسی جنگ محقق نشد زیرا ارتش اسرائیل نتوانست نتیجه مدنظر را بهدست آورد و هر قدر جنگ طولانیتر میشد و حزبالله در مقابله با حملات اسرائیل موفقتر عمل میکرد، محبوبیت آن افزایش مییافت و همین مساله باعث شد طرفهای بینالمللی و از جمله آمریکا و اسرائیل، آتشبس را قبول کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم