در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دکتر نوذر شفیعی، نماینده پیشین مجلس و استاد دانشگاه تهران در گفتوگو با جام سیاست به بررسی گمانهزنیها درباره فروپاشی اتحادیه اروپا و نیز کوچک شدن قلمرو بریتانیا پرداخته است.
آقای دکتر، چه شد که بریتانیاییها به ادامه عضوریت در اتحادیه اروپا «نه» گفتند؟
در عرصه روابط بینالملل، کشورها عمدتا در پی منافع ملی خودشان هستند و در مسیری گام بر میدارند که منفعت ملی بیشتری عایدشان شود. برآورد کلی نظر سنجیها در انگلیس نشان داد دیدگاه افرادی که معتقد بودند ماندن انگلیس در اتحادیه اروپا زیانبار خواهد بود غالب است و این زیان شاخصهای مختلفی دارد. یکی از این شاخصها عمدتا دیدگاه اقتصادی مردم است. انگلیس مبلغ زیادی را در اتحادیه اروپا میپرداخت که در مقابل خدمات دریافتی اندک است. دیدگاه بعدی اجتماعی است: انگلیسیها منشور اجتماعی اتحادیه اروپا را قبول ندارند بخصوص در بحث مهاجرت انگلیسیها بحث دارند. موضوع بعدی پول اتحادیه اروپاست. انگلیسیها معتقدند اگر فقط یورو مبنای مبادلات باشد، انگلیس ضرر خواهد کرد و باید پوند هم به عنوان یک پول رایج در اتحادیه اروپا مورد استفاده قرار گیرد. همچنین شینگن یکی دیگر از مواردی بود که انگلیسیها نسبت به آن حرف داشتند و نمیپذیرند. قوانین ویزا آنگونه که در اتحادیه اروپاست درباره انگلیس هم رعایت شود، زیرا تمایل سفر به انگلیس زیاد است و قانون شینگن باعث میشود سفر به انگلیس راحتتر شده و عملا کنترل موثری بر آمد و شدها صورت نگیرد.در نهایت این دلایل باعث شد رای به خروج از اتحادیه اروپا غالب شود، اما به نظر من چیزهایی فراتر از این هم ممکن است وجود داشته باشد. یکی از این مسائل بحث هویتی است.
انگلیس کشوری است با چند هویت. هویتهای آنگلوساکسون، مشترک المنافع، غربی، اروپایی و هویت ملی؛ هویتهای ملی و مشترک المنافعی و آنگلوساکسونی و در نهایت غربی بر هویت اروپایی غلبه پیدا کرده و انگلیس احساس میکند اگر خارج از اتحادیه اروپا بتواند با سایر هویتها وارد عمل شود میتواند جایگاه بهتری یابد. در حوزه اروپایی تشخیص داده شد که ممکن است منفعت خروج بیشتر از ماندن باشد، اما آنچه تا الان انعکاس یافته این خروج پیامدهای کوتاهمدت برای انگلیس از جمله کاهش ارزش پول، افزایش نرخ بیکاری و یکسری مواردی که در فاصله بین خروج تا تثبیت اتفاق میافتد خواهد داشت، در حدود ده سال این فرآیند خروج باید طول بکشد و ممکن است انگلیس در این مدت در حالت برزخ قرار گیرد، اتحادیه اروپا سعی دارد این روند را تسریع دهد و به جای اینکه موضع انفعالی داشته باشد موضع فعال گرفته و بلافاصله به جای اینکه نگرانی جدی از خروج داشته باشد سعی کردند خروج انگلیس را تسریع دهند.
دلیل اتخاذ چنین موضع فعالی از سوی اتحادیه اروپا در برابر خروج انگلیس چیست و آیا این خروج میتواند موجب ایجاد رویهای میان سایر کشورهای عضو اتحادیه برای خارج شدن از اتحادیه باشد؟
دو اتفاق ممکن است به دنبال خروج حادث شود؛ یکی اینکه ممکن است همین گرایشی که انگلیسیها به اتحادیه اروپا نشان دادند در برخی از قلمروهای انگلیس مانند استقلالطلبی اسکاتلند و ایرلند شمالی مطرح شود. به همین میزان که گفته میشود خروج انگلیس ممکن است رویهای را برای سایر کشورهای عضو اتحادیه برای خروج به وجود آورد یا ممکن است همین رویه در مورد قلمرو بریتانیا هم رخ دهد و سایر بخشهای بریتانیا تمایل داشته باشند از وابستگی به مرکز خارج شوند، این روند شاید در حوزه کشورهای مشترک المنافع هم رخ دهد، مثلا در جایی مثل استرالیا گرایش به استقلال تقویت شود یا در کانادا ممکن است تحت تاثیر این فرآیند تمایل به انجام همهپرسی ایجاد شود. احتمالا انگلیسیها در پی مدیریت فرآیند هستند، همانطور که اتحادیه اروپا سعی کرده سریع روند امور را مدیریت کند تا خروج انگلیس به رفتار مشابه در میان اعضا منجر نشود.
مدیریت پیامدهای خروج انگلیس، برای اتحادیه احتمالا ساده نیست؟
چند سناریو در این رابطه وجود دارد؛ ممکن است این اتحادیهای که متشکل از کشورهای مستقل بوده و در نتیجه فرآیند تعدیل به یک هویت مشترک اروپایی منجر شده به واگرایی منجر شود، یعنی خروج انگلیس باعث تشویق سایر اعضا به خروج از اتحادیه اروپا شده و این باعث واگرایی اتحادیه شود. سناریوی بعدی این است که با توجه به اینکه آلمان، فرانسه و ایتالیا جزو کشورهای بانی اتحادیه بودند باید دوباره بنشینند و تدبیری درباره اتحادیه اروپا بعد از خروج انگلیس بیندیشند، به گونهای که اتحادیه اروپا ترمیم و تقویت شود و این کار به همگرایی، انسجام و تقویت اروپا منجر شود. سناریوی بعدی این است که برخی از کشورهایی که همیشه نسبت به برخی مسائل در اتحادیه اروپا دغدغه داشتند دغدغههایشان را مطرح و در اتحادیه بمانند و اتحادیه برخی از تسهیلات را برای آن کشورها در نظر بگیرد، این وضعیت میانی برای اتحادیه خواهد بود یعنی نه به سمت فروپاشی و نه تقویت اتحادیه حرکت شود بلکه اتحادیه متوسط الحال داریم که بین وضعیت فروپاشی و یکپارچگی کامل قرار دارد.
خروج انگلیس از اتحادیه اروپا چه تاثیری بر روابط تهران ـ لندن خواهد داشت؟
در حوزه روابط بینالملل به طور خاص و علوم انسانی به طور عام وقوع پدیدهها چند علتی است و هم نتایج آن اتفاق متعدد است محاسبه کامل این پیامدها برای یک کشور دشوار است، اما به طور کلی، ایران در روابطش با اتحادیه اروپا با مجموعهای واحد قدرتمند به نام اتحادیه مواجه بوده و حدود 27 کشور در قالب یک مجموعه با ایران کنش و واکنش داشتند، اگر این واکنش مثبت بوده ایران با یک مجموعه مهم دارای تعامل مثبت بوده و برعکس؛ بنابراین بستگی دارد سیاست خارجی در چه شرایطی عمل میکند. اگر زمانی بود که سفارتخانههای اروپایی تعطیل شدند با اتحادیه اروپا منفی مواجه بودیم و تاثیر منفی داشت، اما در مذاکرات و نقش مثبت احتمالی آلمان و فرانسه و انگلیس، اتحادیه اروپا ممکن است تاثیر مثبت داشته باشد. اگر ایران به جای ارتباط با یک اتحادیه قدرتمند با تک تک کشورهای عضو ارتباط داشته باشد به سود ایران است و مجبور نیستیم با مجموعهای از کشورها تنظیم رابطه کنیم. رابطه ما با انگلیس چه زمانی که عضو اتحادیه اروپا بوده یا الان یکسان است. دغدغه هایمان در ارتباط با انگلیس همیشه با دولت انگلیس بوده یعنی جایگاه ملی این کشور نه جایگاهش در اتحادیه اروپا. پس ادامه روابطمان دو جانبه خواهد بود، اما زمانی که انگلیس در اتحادیه اروپا بود تحت تاثیر شرایط نقشهای مثبت و منفی داشت و در ارتباط با آمریکا اغلب در کنار آمریکا بود و به همان میزان که جدا شدن انگلیس از اتحادیه به تقویت جایگاه ما در اتحادیه منجر میشود به همان میزان ممکن است به واگرایی بیشتر در روابط ما با آمریکا بینجامد.
علت وقوع این واگرایی بیشتر چیست؟
انگلیسیها معمولا در کنار آمریکا قرار دارند و آمریکای شمالی در اصل توسط انگلیسیها تصرف شد. مهاجرانی که در آمریکا به ایجاد تشکیلات اداری مبادرت ورزیدند در اصل انگلیسی بودند،پیوند تاریخی و عمیقی بین این دو کشور وجود دارد و در سالهای متمادی در کنار هم بودند زمانی که انگلیس قدرتمند باشد آمریکا در کنارش است و بر عکس. بنابراین رابطه ما با انگلیس تحت تاثیر رابطه ما با آمریکاست و برعکس.
آیا در نبود انگلیس، آمریکا نفوذ خود را در اتحادیه اروپا از دست میدهد؟
موضوع آنقدر پیچیده است که ناچاریم فقط متغیرهای کلی را نگاه کنیم، نمیتوانیم میزان اثرگذاری آن را محاسبه کنیم و یکسری متغیرهایی هستند که نامحسوس است و شناسایی آنها در تجزیه این موضوع دشوار است. نمیتوان محاسبه خیلی شفافی از این تحولات و پیامدهای آن ارائه داد. انگلیس هیچگاه حاضر به ورود به اتحادیه اروپا نبود، اما یکی از عوامل تشویق برای ورود این کشور به اتحادیه اروپا آمریکا بود، هدف آمریکا این بود که با حضور انگلیس از شکلگیری محور برلین ـ پاریس جلوگیری کند، این محور بخصوص پس از جنگ سرد در پی ایده اروپای مستقل واحد بود اما با ورود انگلیس این ایده شکاف یافت.آمریکا بشدت بر ماندن انگلیس در اتحادیه اروپا تاکید داشت، به دلیل اینکه اروپا را در کنار آمریکا نگه دارد و اتحادیه اروپا به سمت تمایلات استقلالطلبانه حرکت نکند، زیرا اگر اتحادیه اروپا مستقل شود خود را به عنوان یک هژمون در حوزه اروپا مطرح میکند و این موقعیت باعث میشود موقعیت هژمونی آمریکا دچار چالش شود. آمریکا احتمالا راهکارهای دیگری در پیش خواهد گرفت و تلاش خواهد کرد با اروپا رابطه نزدیک داشته و مانع از حرکتهای انفرادی و خارج از اراده آمریکا در عرصه بینالمللی باشد.
مریم شریفزاده/ روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: