در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همین زمینه، گفتوگویی با پروفسور لری بیکر، استاد حقوق و امور بینالملل دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا در آمریکا انجام شده است. بیکر، عضو موسسه حقوق آمریکایی و عضو انجمن مطالعات حقوقی اروپایی چین، موسسه حکومت شرکتهای اروپایی میباشد و در دانشگاههای مختلف اروپا و آمریکا به تدریس سیاست و حقوق اساسی، شرکتها و اتباع خارجی مبادرت میورزد. وی همچنین بین سالهای 2012 تا 2013 ریاست دانشکده سنای دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا را عهدهدار بوده و کتابها و مقالات متعددی را در خصوص جهانی شدن منتشر کرده است.
با توجه به اینکه بسیاری پیشبینی میکردند که خروج انگلستان از اتحادیه اروپا تبعات سنگینی برای این کشور داشته باشد، چرا بریتانیا تصمیم به برگزاری این رفراندوم گرفت؟
اگر بخواهیم جوابی ساده به این سوال بدهیم، به نظر میرسد که شماری از نخبههای سیاستمدار بر اساس محاسبات سیاسی مصلحتانگیزانه کوتاهمدت خود و در راستای منافع حزبی خود با هدف کسب قدرت و نه در راستای منافع ملی تصمیم گرفتند تا راه همهپرسی را در پیش گیرند. آنچه که امروز در رسانههای انگلستان دیده میشود این است که تصمیم برای برگزاری همهپرسی سال 2012 با هدف پیروزی در انتخابات سال 2015 گرفته شده است و برای حزبی که در قدرت قرار دارد اتخاذ چنین تصمیمی کار سختی نمیباشد. من فکر میکنم هیچ یک از اعضای حزب حاکم فکر نمیکردند که مردم به خروج کشورشان از اتحادیه اروپا رای بدهند و این به این معنی است که حزب حاکم قمار سیاسی کرد. نتیجه این شده که خروج انگلستان از اتحادیه اروپا تنشهایی را متوجه روند جهانیسازی حتی در درون توسعهیافتهترین کشورها کرده است. نگرانیها درباره انتقال قدرت و انسجام ملی، نگرانیها درباره فرهنگ ملی و همگانی و سنتها در برابر مرزهایی که به طور فزاینده نفوذپذیر شدهاند و مدیریتی که به نظر میرسد بهطور فزایندهای تحت کنترل بروکراسی از راه دور هستند. اینها نگرانیهایی بودهاند که نخبگان مضطرب به آنها نپرداختند. آنچه که موجب نگرانی یک رایدهنده است هر چند شاید این نگرانی از روی احساسات باشد، عدم نگرانی رهبران ملت درباره آنچه که آنها نگرانش هستند، میباشد. نظرات خودم را در این باره بهطور کامل در مقاله «برگزیت، دموکراسی گسترده و تضادهای رای به جهانیسازی» اعلام داشتهام. اجرای استراتژیک این نوع مزایای جناحی کوتاهمدت است که امروزه در بسیاری از کشورها بحران ایجاد کرده است. کشورهایی که در آنها وفاداری به کشور زیر تابعی از منافع ملی و ایدئولوژیک است. این شرمآور است. در درازمدت این نوع تمایلات برای بازی با نظم قوانین با هدف دستیابی به منافع جناحی کوتاهمدت میتواند به کاهش اقتدار و مشروعیت کشورهای قانونمدار منجر شود. اظهارات خشمگینانه چهرههای با نفوذ بعد از مشخص شدن نتایج همهپرسی در واقع بیانگر این است که چقدر آسان میتوان از یک باور محکم درخصوص حاکمیت مردمی و دموکراسی که هسته اصلی سازمان کشورهای غربی است به یک ذهنیت اشرافیتر و اقتدارگرایانه رسید. باید نگران این دیدگاه بود که معتقد است قانون و حکومت قانون باید در برابر خواسته مطرح شده مردمانی که یک انتخابات تحریم شده اعمال حق کنند. انتخاباتی که در آن خواست اکثریت (مهم نیست این اکثریت چقدر کوچک باشند) تعیینکننده خروجی خواهد بود که سیاست کشور را تعیین میکند. استفاده اینگونه از قانون برای سرکوب خواست عمومی به نظر میرسد که غرب را گرفتار معمایی خواهد کرد که کار را برای آن سخت خواهد کرد.
آیا تبعات برگزیت کوتاه مدت خواهند بود یا مدت طولانی ادامه خواهند داشت؟
هنوز تبعات کاملا مشخص نیستند. تمامی اظهاراتی که بعد از این همهپرسی مطرح میشوند باید به دقت آنالیز و تحلیل شوند، زیرا چنین اظهاراتی ممکن است طوری طراحی شده باشند تا مباحث را به طرق خاصی هدایت کنند. در این فضای عمومی بلاتکلیفی احساس من این است هرگونه تبعاتی را میتوان انتظار داشت. درباره تبعات دراز مدت میتوان در انتهای نیمه دوم سال بعد از مشخص شدن وضعیت بازارها و سرمایهگذاریهای تجاری بهتر صحبت کرد هم در بخش تجارت (در بخش مالی که بریتانیا دارای مزایای رقابتی جهانی است) و هم در بخش شرکتهای بزرگ چند ملیتی. اگر تجارت جهانی بریتانیا را کنار نزند نهایتا تبعات نهایی اقتصادی بریتانیا کاهش خواهد یافت و برای این منظور از ایجاد هراس باید خودداری شود. اگر بیمها و ترسهای غیرمنطقی افزایش یابند مانند وضعیتی که امروز برای بازار سهام ایجاد شده، وضعیت میتواند از کنترل خارج شود و هیچکس قادر به مدیریت موفق آن نخواهد بود. همچنین، واژه «خروج» نقش زیادی را بازی خواهد کرد، زیرا مشخص نیست که مذاکرات در این خصوص چگونه پیش خواهند رفت. از آنجایی که مذاکرات مدتی طول خواهند کشید خود این مساله از شدت اثرات منفی خواهد کاست. در بهترین سناریوی ممکنه، بریتانیا ممکن است بتواند از طریق مذاکرات با اتحادیه اروپا به ترتیباتی دست یابد که رابطه کنونی خودش را با اتحادیه حفظ کند و در عین حال بریتانیا از داشتن نقش فعال در تصمیمگیریهای بروکسل منع شود. در این صورت هزینههای بریتانیا ممکن است در زمینههایی که میخواهد آزادی عمل خود را حفظ کند خیلی بالا نباشد. در عین حال اینکه نخبگان انگلیسی بتوانند پاسخهای لازم را به نگرانیهای مردم خود بدهند مدتی زمان خواهد برد. این افراد وظیف اصلیشان شنیدن حرفهای رایدهندگان و کاهش نگرانیهای آنها خواهد بود. از سویی دیگر به خاطر تبعات سیاسی و اقتصادی جدایی و همچنین به خاطر شرایطی که نتیجه همهپرسی ایجاد کرد که میتوان مورد بهرهبرداری برخی گروهها و جناحهای سیاسی شود روابط با اسکاتلند، ایرلند شمالی و جمهوری ایرلند ممکن است شاهد ناآرامیهایی باشد. با اینحال اگر بریتانیا بتواند روابط کنونی خود را از طریق معاهدهای جدید با اروپا حفظ کند در اینصورت آثار عملی برگزیت ممکن است کم باشند. همهپرسی میتواند به خودمختاری بریتانیا از اروپا مشروعیت بخشد، اما هنوز مشخص نیست که کدام حزب سیاسی قصد دارد مسئولیت این ریسک را بر عهده گیرد. شاید یک کمیسیون سلطنتی غیررسمی برای فکر کردن در اینباره تشکیل شود، کمیسیونی که در حال حاضر نیاز به آن احساس میشود. به هر حال مذاکرات درباره سیاستهای حزبی کوتاهمدت برای دوره پسااروپا ضروری است. بریتانیا میتواند شریک موفقی برای اروپا باشد مگر اینکه روند مذاکرات با مداخلات حزبی کوتاه مدت بر هم بخورد چه این احزاب از داخل بریتانیا باشند و چه از دیگر کشورهای اروپایی.
برخی بر این باورند که برخلاف سیاست اعلامی ایالات متحده که از برکسیت حمایت نکرد، آمریکا در بلندمدت سود زیادی از جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا خواهد برد؟
اثرات برگزیت برای ایالات متحده هم مشخص نیست. نخبگان آمریکایی هم مانند باراک اوباما بر این باورند که برکسیت نه برای انگلستان مفید خواهد بود و نه برای آمریکا. این نگرانی وجود دارد که اروپای ضعیف شده بدون انگلستان بیشتر مورد زور گویی روسیهای که به دنبال سیطره بر قاره اروپا است واقع شود. در حال حاضر صحبت کردن درباره تاثیرات برگزیت روی مذاکرات دو سوی اقیانوس اطلس برای مشارکت تجاری و سرمایهگذاری (TTIP) هم سخت است. این توافق برخی منافعی را برای آمریکا ایجاد خواهد کرد، اما بیشتر به نفع اروپا خواهد بود و همین امر وضعیت آنهایی را که میخواهند برای خروج رایگیری کنند را پیچیده و سخت خواهد کرد. هر گونه سود کوتاهمدت آمریکا بستگی به جایگزینی واردات کالاها و خدمات آمریکایی توسط کشورهای اروپایی دارد. اینگونه سودها کوتاهمدت خواهند بود و مزایایی را برای بخشهای اقتصادی آمریکا در پی خواهند داشت. آمریکا از بعد جنگ جهانی دوم کم و بیش به دنبال یک اروپای متحد بوده است بویژه در زمانیهایی که اروپای متحد برای سیاست خارجی آمریکا و ساخت نظم جهانی مورد رضایت آمریکا مفید است.
آیا رژیمهای ایجاد شده بعد از جنگ دوم جهانی دیگر کارایی خود را از دست دادهاند؟
من با این نظر که نظامهای بعد جنگ جهانی دوم دیگر کارایی خوبی ندارند موافق نیستم. میدانم که این ایده در کشورهای خارج از OECD (سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه) رایج است. من میخواهم نگاه مثبتی به قضیه داشته باشم. برگزیت بیانگر موفقیتهای چشمگیر اقتصادی و سیاسی در چارچوبهای نهادینه شده بعد از جنگ جهانی دوم است. مردم فراموش کردهاند ایجاد جنگ جهانی دیگری به واسطه بینالمللی شدن زندگی اقتصادی زمینگیر شده است. جریان آزاد کالا، سرمایهگذاری، سرمایه و تا حدودی نیروی کار مبنا و اساس نظم جدید جهانی است که بروز جنگهای بزرگ را بسیار برای همگان پرهزینه میکند (البته جنگهای کوچک را خیر). بینالمللیسازی اینچنینی اقتصاد که بعضی وقتها از آن تحت عنوان جهانی سازی یاد میشود موجب ایجاد خلل و فرج در مرزها و کاهش قدرت دولتها تا حدودی برای مدیریت وضعیتها در درون قلمروهای خودشان میشود. مرحله پیشرفته این حرکت موجب ایجاد پیشرفتهای اقتصادی پایدار شده است حتی در خارج از جهان غرب. اما در این حال این روند چالشهایی را هم برای مفهوم دولت و جایگاه آن و کنترل آن بر مسائل داخلی به دنبال خود داشته است. مهمترین دستاورد ساختارهای بعد از جنگ جهانی دوم در تقویت دولتها نبود، بلکه در بومیسازی دولتها در شبکه محدودیتهای نظارتی توسط جوامع تحت حاکمیت دولتها و نقش فزاینده شرکتهای جهانی و جامعه مدنی بوده است. این درسی است که تمامی دولتها یاد خواهند گرفت. با اینکه تاثیرات آن بستگی به کشوری که درگیر آن است متفاوت است، اما بیانگر این است که ساختارهای بعد از جنگ دوم جهانی بیشتر به جای برچیده شدن در حال دنبال شدن توسط کشورها هستند. از سوی دیگر هم این نوع از بینالمللیسازی روی تمامی کشورها اثرگذاری ندارد و یک نقطه نظر ژئوپولتیک ایجاد میکند که به نظر نمیرسد اثر تغییری زیادی در قدرت دولتها داشته باشد.
پیمان یزدانی/ روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: