گفت‌وگوی جام سیاست با دکتر مجید تفرشی، پژوهشگر اسناد و عضو آرشیو ملی بریتانیا

دستاورد بزرگ راستگرایان جزیره

رای‌گیری اخیر مردم بریتانیا مبنی بر خروج از اتحادیه اروپا، این نهاد را با چالش بزرگ مواجه کرده است. بعد از این اتفاق بسیاری درباره سرنوشت اتحادیه اروپا و اصلاحات احتمالی در این اتحادیه، احتمال جدایی دیگر کشورهای اروپایی از آن،‌ وضعیت سیاست داخلی و خارجی بریتانیا و... پرداختند.
کد خبر: ۹۱۹۰۷۹

دکتر مجید تفرشی، پژوهشگر اسناد و عضو آرشیو ملی بریتانیا نیز از منظر خود به ارزیابی این موضوعات پرداخته است. آنچه می‌خوانید مشروح گفت‌وگوی جام سیاست با او است.

با توجه به رای انگلیسی‌ها به جدایی اتحادیه اروپا، فکر می‌کنید چه چشم‌اندازی پیش روی وحدت اروپاست؟

بعد از رای اکثریت مردم بریتانیا به جدایی از اتحادیه اروپا، سرنوشت هر دو سوی این ماجرا (اروپا و بریتانیا) به کلی در حال تغییر است. سیاست و حکومت در بریتانیا مطلقا مانند گذشته نخواهد بود. از هم‌اکنون و خیلی زود مشخص شده که رهبران اتحادیه اروپا علاقه‌ای به تعامل با لندن با الگویی مشابه سوئیس یا نروژ ندارند. دولت دیوید کامرون سعی دارد تا در خارج از تعهدات و مسئولیت‌های اروپایی بتواند از مزایای مختلف سیاستگذاری واحد اقتصادی، سرمایه‌گذاری، سیاسی و راهبردی اتحادیه اروپا استفاده کند. ولی اروپایی‌ها بر این باورند که قبول این خواسته لندن، به معنای بازگذاشتن راه برای خروج دیگر اعضا به این شیوه، فرار از مسئولیت و استفاده از مواهب اتحادیه اروپا و نهایتا فروپاشی تدریجی یا دست‌کم از درون تهی و بی‌اعتباری آن خواهد شد.

با این همه اتحادیه اروپا هم در عمل قادر به نادیده گرفتن کامل لندن و دور زدن آن در همه ابعاد نیست. به هر حال بریتانیا مرکز عمده بانکی، حقوقی، سرمایه‌گذاری و حمل و نقل اروپا بوده و این جایگاه یکشبه از بین نخواهد رفت. تردیدی نیست که جدا شدن بریتانیا به عنوان پنجمین اقتصاد جهانی از اتحادیه اروپا، ضربه تاثیرگذاری به شمولیت، ضریب نفوذ، میزان تاثیرگذاری اتحادیه در ابعاد منطقه‌ای و جهانی است. گرچه در دهه‌های اخیر اتحاد آشکار و پنهان آلمان و فرانسه مانع قدرت گرفتن بریتانیا در اتحادیه اروپا بود، و همین موضوع یکی از گلایه‌های اصلی لندن از اتحادیه بود، ولی سهم بریتانیا در اتحادیه اروپا، از نظر کمی و کیفی، مشارکت بریتانیا در اتحادیه غیرقابل چشمپوشی بود و نتیجه این رفراندوم سرنوشت‌ساز، موجب بروز شوک کوتاه‌مدت و میان‌مدت و تضعیف درازمدت اتحادیه شده و خواهد شد.

با این همه، به نظر می‌رسد که هر دو سوی این قصه، به نوعی جدایی از یکدیگر را، با همه سختی و تلخی آن، پذیرفته و ضمن آغاز تلاش برای حل و فصل موضوع با کمترین هزینه و خسارت، در تلاش هستند تا زندگی بدون شراکت با یکدیگر را آموخته و با آن انس بگیرند. این رای منفی نه برای اتحادیه اروپا و نه برای لندن به منزله پایان کار و آخر دنیا نیست. مساله در این میان یافتن راهکارهایی بدون تعجیل و سراسیمگی و افراطی‌گری در راه زندگی مسالمت‌آمیز در جوار هم و نه لزوما با هم است.

این جدایی چه تاثیری بر قدرت سیاست خارجی انگلیسی‌ها خواهد گذاشت؟

نقطه قوت سیاست خارجی بریتانیا تاکنون داشتن ارتباطات ویژه و راهبردی با آمریکا، اعراب، اسرائیل و کشورهای مشترک‌المنافع (کشورهای مستعمرات سابق بریتانیا) بوده است. این روابط کم و بیش حفظ خواهد شد؛ ولی نقطه مهم قوت لندن در حلقه واسط و رابط بودن بین اتحادیه اروپا و این کشورها بوده و به نظر می‌رسد که این جنبه از سیاست خارجی بریتانیا با خروج از اتحادیه اروپا تا حدی تضعیف خواهد شد.

یکی از استدلال‌های مخالفان خروج از اتحادیه اروپا این بود که خارج از تصمیم‌گیری‌های بروکسل (مقر اصلی اتحادیه اروپا) لندن در عرصه جهانی تاثیرگذارتر خواهد بود. این در حالی است که نتیجه طبیعی این رفراندوم، رای به حل و فصل مسائل داخلی و خارجی خود سوای خرد جمعی منطقه‌ای است. این رویه شاید به استقلال رای لندن کمک کند، ولی تاثیر مستقیمی بر اعتبار و میزان جدیت مشارکت جهانی لندن خواهد گذاشت.

پیامدهای خروج انگلیس از اتحادیه اروپا آیا برای موافقان این طرح قابل پیش‌بینی بود؟

نه‌تنها در طول یک سال اخیر که برگزاری رفراندوم قطعی شده بود، بلکه در طول دهه‌های اخیر که مساله ماندن یا گسستن از اتحادیه اروپا در لایه‌های مختلف سیاستمداران، نخبگان، رسانه‌ها و افکار عمومی مرتبا مطرح می‌شد، گمانه‌زنی‌ها و پیش‌بینی‌های مختلفی درباره تبعات هر گونه تصمیم مثبت یا منفی درباره ادامه تعامل از هر دو اردوگاه شده بود. کمتر کسی در بروز شوک ناگهانی و کوتاه‌مدت اقتصادی و سیاسی در صورت خروج از اتحادیه تردید داشت؛ با این همه، حتی شمار زیادی از معتقدان به ضرورت خروج نیز پس از اعلام قطعی نتیجه، از شدت، دامنه، عمق و سرعت ناگهانی تاثیر‌گذاری این تصمیم شگفت‌زده و سراسیمه شدند. سوای سیاست خارجی که به آن اشاره شد، در عرصه اقتصادی، بسیاری از مخالفان تعامل لندن با اتحادیه اصرار داشتند که تحولات و تاثیرگذاری‌ها کمتر از حد فعلی بوده و بازار داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی ارز، سهام و سرمایه‌گذاری از یک سو و رهبران و سیاستگذاران اتحادیه اروپا از سوی دیگر، این تصمیم را به نوعی تحمل کرده و با آن مدارا می‌کنند. ولی شدت عمل و کم‌طاقتی بازار و اروپا در همین مدت کوتاه نشان داده که لندن تا چه حد از این تصمیم عجیب و تاریخی ضرر دیده است. اکنون و دست‌کم در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، بحث توفیق و بهره‌وری چندان مطرح نیست و مساله مدیریت بحران، کاهش خسارت و خرید زمان برای آرام‌سازی شرایط برای ورود به دوران جدید و انس گرفتن با آن است. به هر روی، شرایط سیاسی در کل کشور، چه در اسکاتلند و ایرلند شمالی، چه در دولت و چه در رهبری دو حزب اصلی محافظه‌کار و کارگر، به طرز قابل توجهی دچار تشتت و بحران شده و این تشتت سیاسی مستقیما بر وضع اقتصادی و ثبات بازار داخلی، منطقه‌ای و جهانی و اعتماد سرمایه‌گذاری تاثیر مستقیم گذاشته و در آینده بیشتر خواهد گذاشت و خسارت‌های ناشی از این شرایط را آشکارتر خواهد کرد.

آیا ممکن است جدایی انگلیس بر اجرای توافق هسته‌ای اثر بگذارد؟

از آنجایی که توافق برجام یک تصمیم جمعی و فراتر از اراده صرفا یک دولت غربی است، به نظر نمی‌رسد که این جدایی بتواند تاثیر سرنوشت‌ساز مستقیمی بر توافق هسته‌ای میان ایران و شش قدرت بزرگ جهانی بگذارد. ولی با توجه به نقش مهم پیشین بریتانیا در این پرونده (چه در مواضع لندن در دوران چالش‌برانگیز قبل از سال 1392 و چه در سه سال اخیر) نمی‌توان تاثیرگذاری رفراندوم بر برجام را به کلی نادیده گرفت. در واقع می‌توان گفت که نحوه برخورد و تعامل تهران و لندن در دوران پسا‌رفراندوم می‌تواند کاهش یا افزایش میزان تاثیرگذاری بریتانیایی جدید بر برجام را مشخص کند. لندن تاکنون به عنوان یکی از سه عضو اصلی اتحادیه اروپا طرف حساب با ایران بوده، ولی از این به بعد به عنوان یک عضو دائم شورای امنیت و دارای حق وتو و متحد آمریکا در موضوع هسته‌ای ایران دخیل خواهد بود. ادامه این تعامل کاملا به چند و چون روابط تهران و لندن بازمی‌گردد.

جدایی انگلیس به نفع ایران است یا به ضرر ما است؟

پاسخ به این پرسش بسیار دشوار است. این سوال از دو منظر روابط دوجانبه تهران با لندن و تهران با اروپا قابل بررسی است. برای کشورهای غیراروپایی و ضمنا تاثیرگذاری مانند ایران، گاهی تعامل با اروپای متحد و مقتدر تاثیرات مثبتی دارد و گاهی گریز از این اتحاد و تعامل جداگانه با کشورهای منطقه اروپا، بدون افتادن در تور سیاست واحد و تصمیمات جمعی اتحادیه اروپا مفید است. به باور من، این که رای مردم بریتانیا به خروج از اروپا به سود ایران است یا نه، کاملا بستگی به عملکرد سیاست خارجی ایران و نحوه بهره‌گیری از وضع موجود است. به نظر می‌رسد که تهران اکنون باید به طور جدی‌ و فعال‌تری نسبت به قبل، سیاست‌های خود در قبال لندن را تنظیم کند. شرایط بریتانیا نسبت به قبل تغییر کرده و ایران می‌تواند و باید با استفاده از ابزارهای مرسوم و کلاسیک سیاسی و دیپلماتیک و ابزارهای نوین دیپلماسی عمومی/ مردم محور و تلاش در جهت تاثیرگذاری بر نخبگان، رسانه‌ها و افکار عمومی از عرصه لندن و قابلیت‌های بالقوه داخلی، منطقه‌ای و جهانی این کشور، در جهت منافع ملی ایران بهره‌گیری بیشتر و بهتر کند.

آیا جدایی انگلیس به قدرت راستگراها در اروپا کمک می‌کند؟

از هر سو که بنگریم، خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا یک دستاورد مهم و تاریخی برای راستگرایان داخلی و اروپایی است. باید توجه داشت که هر چند همه کسانی که در رفراندوم اخیر به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا رای مثبت دادند راستگرا نبودند، ولی همه راستگرایان، از طیف‌های مختلف میانه و افراطی، به خروج لندن از اتحادیه رای مثبت دادند. در شرایط کنونی دولت محلی چپ اسکاتلند مجددا ندای جداسری سر داده و جناح‌هایی از دولت ائتلافی ایرلند شمالی نیز خواهان جدایی از لندن، پیوستن به جمهوری ایرلند و تحقق رویای دیرین ایرلند متحد شده‌اند. اگر این موارد عملی شوند، راستگرایان و حتی راستگرایان افراطی در بریتانیا قدرتی بیش از پیش خواهند یافت. از هم اکنون کم و بیش رگه‌های مهاجر‌ستیزی و اسلام‌هراسی بیش از گذشته خود را نمایان ساخته است. در دیگر کشورهای اتحادیه اروپا نیز در پرتو خروج بریتانیا از اتحادیه، جنبش‌های راست افراطی خارجی‌ستیز، ضدخارجی و اسلام‌هراس جان تازه‌ای گرفته و خواستار تکرار تجربه بریتانیا در کشورهای خود شده‌اند.

روند مخالفت با اتحادیه اروپا تا چه اندازه می‌تواند به بازگشت تنش در روابط کشورهای اروپایی دامن بزند؟

در یک نگاه کلی و اجمالی به نظر می‌رسد که اتحادیه اروپا بدون بریتانیا قدرت سابق خود را نخواهد داشت. نخست آن که لندن عضو مهم و تاثیرگذاری در اتحادیه بود و نبود آن در اتحادیه تاثیرگذار خواهد بود. دوم این که رفراندوم بریتانیا راه را برای دیگران باز کرده و امکان بروز و گسترش اندیشه جداسری در بین دیگر کشورهای عضو نیز وجود دارد. باید توجه داشت که مسائل و چالش‌هایی چون مهاجرت، اشتغال، پناهجویی، امنیت و اقتصاد محدود به بریتانیا نیوده و دیگر کشورها نیز، حتی بعضا بیش از لندن، با آن مواجه هستند. برای جلوگیری از تضعیف بیشتر و فروپاشی اتحادیه اروپا، چاره‌ای جز بازنگری جدی و بنیادین در قوانین، ساز و کار و نحوه تعامل کشورهای عضو وجود ندارد. اگر این بازاندیشی‌ها صورت گیرد، اتحادیه اروپا در دوران جدید پسارفراندوم می‌تواند دوران جدیدی را تجربه کند. ولی اگر این بازنگری صورت نگیرد، کشورهای عضو اتحادیه اروپا و کل موجودیت اندیشه وحدت اروپا با چالش‌ها و موانع و خطرات مختلفی مواجه خواهند شد.

فتاح غلامی / روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها