در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از میان آنها فیلمنامهنویسان در صف اول علاقهمندان کارگردانی قرار دارند چراکه همیشه اثر ساخته شده را با فیلمنامه خود مقایسه کرده و از تغییرات ریز و درشت اعمالشده بر آن توسط کارگردان با حسرت یاد میکنند. حسین مهکام یکی از تازه ترین نمونهها در این باب است که تقریبا دو سال پیش پشت دوربین فیلم سینمایی «آزادی مشروط» رفته و مینی سریال «کشیک قلب» دومین تجربه کارگردانی او به حساب میآید.
از تیم 2 نفره فیلمنامهنویسی تا کارگردانی
این کارگردان سی و شش ساله که تئاتر خوانده، نخستین بار با فیلمنامه «آدم» ساخته عبدالرضا کاهانی پا به سینما گذاشت و به واسطه موضوع خاص آن و ساختار جسورانه اش مورد توجه منتقدان و اهالی سینما قرار گرفت. هرچند عدم اکران عمومی آن ضربه بزرگی برای گروه سازنده این فیلم بود اما سبب عقبنشینی تیم دو نفره کاهانی ـ مهکام در سینمای ایران نشد.
«بیست»، دومین همکاری این دو بود که در آن مهکام فقط در بازنویسی فیلمنامه شرکت داشت. کاری نسبتا موفق با یک شخصیت مرکزی فکر شده و دقیق که تقریبا تمامی آن در یک لوکیشن (رستوران) میگذشت.
بیست سال 87 مورد توجه هیات داوران جشنواره فجر هم قرار گرفت و نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه هم شد که البته به آن دست پیدا نکرد. «هیچ» را میتوان کاملترین و بهترین فیلمنامه مشترک مهکام و کاهانی به حساب آورد که شخصیت اصلی آن به بیماری پرخوری مبتلا بود و با ورودش به خانه خانوادهای از طبقه پایین جامعه آنها را به ورطه نابودی میکشاند.
قصه خاص و عجیب هیچ را میتوان برگ برنده این تیم دو نفره در مواجهه با مخاطبان به حساب آورد که تا آن زمان نمونه مشابهی هم در سینمای ایران نداشت.
مهکام که سابقه تدریس فیلمنامهنویسی هم دارد، از آن دسته فیلمنامهنویسانی است که معتقد به کار گروهی است و تقریبا در تمامی نوشتههایش همکار یا همکارانی داشته است. در عین حال ردی از سینمای واقع گرا هم در کارنامه نه چندان طولانیاش به چشم میخورد که ریشه در علایق وی به جامعه و آدمهای پیرامون خود دارد.
برای نمونه میتوان به فیلمهای «برف» ساخته مهدی رحمانی و «چهارشنبه 19 اردیبهشت» ساخته وحید جلیلوند اشاره کرد که جزو فیلمهای جامعه محور قابل اعتنای چند سال اخیر هستند.
مهکام در نخستین تجربه کارگردانیاش هم از این علاقه درونی خود غافل نبوده و آزادی مشروط را با محوریت پسر نوجوان زندانی در کانون اصلاح و تربیت و ارتباطش با مربی این مرکز ساخته است؛ ریسک بزرگی که اغلب فیلم اولیها از خیر آن گذشته و به سمت تجربههای امتحان پس داده و کم خطرتر میروند. کاری که مهکام انجامش نداده و در عین حال فیلمش هم آنچنان که باید از کار درنیامده و میتواند اولین و آخرین تجربه کارگردانی وی در سینما محسوب شود.
مهکام در کشیک قلب تلاش زیادی برای فشرده کردن داستانی طولانی در یک مینی سریال کرده که در این امر هم تا حدود زیادی موفق بوده است. بخصوص از طریق ترفند شکستن زمان که به خوبی در فیلمنامه صورت گرفته و اجرای موفقی هم داشته است.
مهکام در این مینی سریال نشان داده شناخت نسبتا خوبی از قاب کوچک تلویزیون داشته و میتواند در تجربههای احتمالی بعدیاش به عنوان کارگردان حرفهای بیشتری برای گفتن داشته باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: