خودش میگوید: «من مرتب تمرین دارم چه مسابقه باشد و چه نباشد. انتخاب شوم یا نه. حالا که پدرم سالنی در ساری افتتاح کرده، من، برادر و پدرم تمرین میکنیم. البته من مربی نیستم و حریف تمرینیام. این جوری خودم هم تمرین میکنم.» او از پیشنهاد مدیر تیمهای ملی برای تمرین با نوجوانان و جوانان استقبال میکند، اما فعلا نمیتواند به اردو برود: «این ایده خوبی است. قبلا هم من در اردو با نوجوانان و جوانان تمرین کرده بودم، اما حالا به خاطر این که یک ماهی است سر زندگی خودم رفتهام و سالن پدرم هم تازه افتتاح شده، فعلا نمیتوانم کمک کنم.» شاید حالا برای او دغدغه لیگ است: «هنوز که خبری از پیشنهاد تیمها و قرارداد نیست. نه کسی پیشنهادی داده و نه کسی گرفته. شاید بعد از المپیک برگزار شود. ایراد بزرگ سالهای اخیر لیگ شروع دیرهنگام آن است. خیلی بد است. هر سال میگویند شهریور شروع میشود، اما معمولا مهر استارت میخورد و تا اواخر سال طول میکشد. درست زمانی که مسابقههای مختلف هم شروع میشود، اما امیدوارم امسال لیگ زودتر شروع شود.» ملیپوش پینگپنگ که فصل قبل برای مس کرمان بازی میکرد، نمیداند باز هم با کرمانیها میماند یا نه: «من برای مس کرمان بازی میکردم، اما ماندن یا نماندنم به پیشنهادهای دیگر بستگی دارد و شرایطی که پیش میآید.» او خودش به عدم تعصب بازیکنان به تیمها انتقاد میکند: «از وقتی حمایت تیمها کم شده، بازیکنان هم دیگر به تیمشان عرق ندارند. من پنج سال پیش که برای پتروشیمی تهران بازی میکردم، خیلی به تیمم تعصب داشتم و تیم همه جوره ما را ساپورت میکرد. شاید اگر هنوز پتروشیمی تیمم بود و از من میپرسیدید در فصل بعد با چه تیمی قرارداد میبندی، بدون تردید میگفتم پتروشیمی، اما چند سالی است که اسپانسرها کم شدهاند و آنهایی هم که هستند از سر و ته همه چیز میزنند.»
محجوبه سقف قرارداد پینگپنگبازان را خیلی پایین میداند: «حالا سقف قرارداد ما هشت میلیون است. خیلی از بازیکنان رشتههای دیگر به ما میخندند. یک زمانی قرارداد ما 12 میلیون بود، مثل قیمت ماشین 206. یادم میآید آن موقع من میگفتم میتوانم 206 بخرم، اما حالا چی؟ قیمت 206 بالا رفته در عوض قرارداد ما پایین آمده است.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم