جام‌جم دلایل نمرات پایین امتحان نهایی دانش‌آموزان را بررسی می‌کند

کتاب‌های درسی منهای تفکر

نمره بالا گرفتن در امتحانات داخلی و نمره پایین گرفتن در امتحانات نهایی، سال‌هاست در نظام آموزشی ما به چشم می‌آید. اگر به حرف‌های عبدالرسول عمادی، رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش به عنوان موثق‌ترین منبع استناد کنیم، حقیقت، نکته تلخی است که نشان می‌دهد درده سال اخیر، میانگین نمرات امتحانات نهایی دانش‌آموزان سراسر کشور هیچ گاه بالاتر از 12 نرفته و همواره بین دو عدد 11 و 12 چرخیده است. این عملکرد ضعیف کشوری، یادآور اعتراضاتی است که هرازگاهی انگشت اتهام را به سمت سختی سوالات امتحان نهایی می‌چرخاند. ما در این گزارش از این اعتراضات یک گام عقب رفتیم و به ریشه‌هایی پرداختیم که به بروز چنین وقایعی منجر می‌شود؛ شرایطی که وقتی همه‌جانبه نگریسته شود ما را به ضعف‌هایی در سیستم آموزشی کشورمان می‌رساند.
کد خبر: ۹۱۴۸۶۲

اتکای افراطی به کتاب‌های کمک‌‌آموزشی

ما برای رسیدن به این نقطه، ‌نظر کارشناسانی را جویا شدیم که یا خود زمانی طراح سوالات امتحانات نهایی بوده‌ یا سابقه طولانی تدریس در دبیرستان را داشته‌اند. کسانی که با ادبیات متفاوت، اما یکصدا می‌گویند حضور ضعیف دانش‌آموزان در امتحانات نهایی، بازتاب مشکلات نظام آموزشی، نتیجه به حاشیه راندن کتاب‌های درسی، اتکای افراطی به کتاب‌های کمک آموزشی، تست‌زنی و عاقبت حافظه محور بار آوردن دانش‌آموزان به جای واداشتن‌شان به اندیشیدن و یافتن راه‌حل است. این کارشناسان به نکته‌های مهمی اشاره می‌کنند که دست‌اندازهای نظام آموزشی‌مان را نشان می‌دهد؛ نکاتی قابل تامل که قابلیت به کار بستن را دارد.

تفکر و اندیشه ضعیف است

ابراهیم سحرخیز

معاون سابق متوسطه آموزش و پرورش

ضعف دانش‌آموزان در امتحانات نهایی معلولی است با چند علت متنوع و متفاوت. مشکل اول این است که نظام آموزشی در شهرهایی مثل تهران، دانش‌آموزان را متکی به آموزشگاه‌های علمی آزاد، جزوه‌های درسی و کتاب‌های کمک آموزشی و کتاب‌های مربوط به سوالات پرتکرار امتحانات نهایی بارآورده است. طبیعی است در چنین وضعی اگر ظاهر سوالات ذره‌ای تغییر کند و طراح سوال تصمیم بگیرد متفاوت تراز گذشته طرح سوال کند سروصدای دانش‌آموزان بلند می‌شود، در حالی که من معتقدم سوالات امتحان نهایی سوم متوسطه همواره از روایی، اعتبار و پایایی برخوردار بوده و هست. در واقع سوالات امتحانات نهایی، استاندارد و تلفیقی است از سوالات آسان و سخت که مختص دانش‌آموزان فکور و اهل اندیشه و تحلیل طرح می‌شود. بدیهی است دانش‌آموزانی که با سیستم کنکوری تربیت شده‌اند و به کتاب‌های بازاری تکیه دارند با دیدن سوالاتی که شکل و شمایل کمی متفاوت دارند به وحشت می‌افتند و عملکرد خوبی از خود بروز نمی‌دهند.

مشکل دیگر را اما باید در نحوه برگزاری امتحانات داخلی مدارس جستجو کرد؛ امتحاناتی که در آن همه امور به دست معلم است و آموزش و پرورش نظارت کمرنگی بر آن دارد. به این ترتیب هر مدرسه ارزشیابی‌ها را به سلیقه خود پیش می‌برد و گاه به آسان‌گیری یا حذف بخشی از کتاب‌ها و حتی ملاک قرار دادن جزوه به جای کتاب درسی دست می‌زند. پس ما 11 سال با دانش‌آموزان اینچنین برخورد می‌کنیم و به امتحانات ساده عادتشان می‌دهیم و یکباره در امتحانات نهایی سال سوم این عادت را می‌شکنیم، در حالی که در طول سال‌های تحصیل موظف به تربیت دانش‌آموزانی بوده‌ایم که به دنبال الفاظ و حفظ طوطی‌وار مطالب نباشند، بلکه قدرت تجزیه و تحلیل داشته باشند و پاسخ سوالات را بر مبنای آموخته‌های کتاب و به کمک تفکر و اندیشه فعال پیدا کنند. این یعنی روش تدریس معلمان نیز باید تغییر کند، چون دیگر تدریس به روش سخنرانی و حفظ کردن به جای آموختن جواب نمی‌دهد. پس روش یاددهی معلمان باید روشی فعال و مساله محور باشد. همچنین باید جلوی تولید کتاب‌های درسی غیراستاندارد که مغایر با تفکر و تعقل است گرفته شود تا اگر بار دیگر در امتحانات نهایی سوالات مفهومی در مقابل دانش‌آموزان قرار گرفت، موجی از اعتراض راه نیفتد.

دانش‌آموزان جزوه و نمونه سوال می‌خواهند

مهدی بهلولی

کارشناس آموزش و پرورش

وقتی صدای اعتراض دانش‌آموزان نسبت به امتحانات نهایی خرداد امسال بلند شد من دنبال پاسخی برای این اعتراضات گشتم و با بررسی امتحانات مورد اعتراض واقع شده به این نتیجه رسیدم که هیچ سوال عجیب و غریبی در آنها نیامده است. به این ترتیب ریشه این اعتراضات را می‌توان در مشکلاتی جست که سال‌هاست نظام آموزشی ما را رنج می‌دهد. موضوع این است که از چند سال قبل به این طرف، بیشتر دانش‌آموزان کشور، دیگر کتاب درسی را نمی‌خوانند و جزوات مختلف را مطالعه می‌کنند و حتی در بسیاری از موارد، از جزوه نیز گذشته‌اند و به خواندن کتاب‌هایی که سوالات امتحانات نهایی را جمع‌آوری می‌کنند روی آورده‌اند.

البته خواندن این کتاب‌ها تا چند سال قبل جواب می‌داد، چون سوالات امتحانات نهایی به صورت کلیشه‌ای سال به سال تکرار می‌شد و دانش‌آموزان از پس سوالات برمی‌آمدند. ولی در دو سه سال اخیر که امتحانات از کلیشه‌های گذشته کمی فاصله گرفته، دانش‌آموزان با مشکل مواجه می‌شوند بویژه که خواندن دقیق و عمیق کتاب‌های درسی را نیز ترک کرده‌اند.

با وجود این، اما تاکید می‌کنم مشکل فقط به دانش‌آموزان برنمی‌گردد، بلکه معلمان نیز در این فضا اسیر شده‌اند و کمتر بر تدریس کتاب درسی تمرکز می‌کنند. بیشتر معلمان سال سوم متوسطه حالا در کلاس درس، سوالات امتحانات نهایی را مرور می‌کنند. جالب این که در این فضا گاه مشاهده می‌شود اگر معلم بخواهد کتاب درسی را تدریس کند و فقط برآن متمرکز شود با اعتراض دانش‌آموزان و حتی مقاومت آنها مواجه می‌شود و می‌شنود از این مباحث و آن مباحث در امتحان نهایی سوال نمی‌آید! بنابراین مشکل ما این است که فضای آموزشی از یک فضای متنوع که در آن همه نکات درسی تدریس شود درآمده و به یک فضای یک وجهی تبدیل شده که یک هدف بیشتر ندارد، آن هم عبور موفق دانش‌آموزان از سد کنکور. شکی نیست در چنین شرایطی اغلب دانش‌آموزان نمی‌توانند نمرات خوبی کسب کنند.

از نظر آموزشی و ارزشیابی مشکل داریم

عبدالامیرعرفی

رئیس سابق مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش

ادعای دانش‌آموزان مبنی برسختی سوالات برخی از امتحانات نهایی، اعتراض گسترده آنها و البته کسب نمرات ضعیف در امتحانات را از دو منظر می‌توان تحلیل کرد؛ آموزشی و ارزشیابی. در بعد آموزشی بحث بر سر این است که سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی که متولی تولید کتاب‌های درسی است همراه هر کتاب، بودجه‌ریزی مصوب نیز ارائه می‌کند یعنی نحوه مطالعه و تدریس هر کتاب را برای معلمان کاملا مشخص می‌کند. این بودجه‌ریزی در واقع راهنمای فعالیت معلم در کلاس درس است که متاسفانه به دلیل نبود نظارت از سطوح عالی تا سطوح پایین، این بودجه‌ریزی در بسیاری از مدارس بموقع و کامل اجرا نمی‌شود. این یکی از اشکالات عمده سیستم آموزشی است که در چند سال اخیر با توسعه مدارس غیردولتی که اختیار و قدرت مانور زیادی دارند، تشدید شده و فضایی ایجاد کرده تا منابعی برای تدریس انتخاب شود که نه ارتباط چندانی با بودجه‌ریزی‌های مصوب دارد و نه با کتاب‌های درسی.

این مساله باعث می‌شود دانش‌آموزان دچار توهم آموزشی شوند و در اتفاقی غیرمنتظره وقتی در جلسه امتحان نهایی حاضر می‌شوند شکاف جدی میان آنچه را باید می‌خواندند و آنچه خوانده‌اند، لمس کنند. به اعتقاد من رسیدن دانش‌آموز به این نقطه حاکی از ادا نشدن حق‌اش و کوتاهی در قبال اوست.

مشکل دیگر اما به ارزشیابی‌ها مربوط می‌شود که بویژه در دوره متوسطه دوم (دبیرستان) کنکور محور و به شیوه تست‌زنی است در حالی که ارزشیابی‌ها در امتحانات نهایی تشریحی است. این تناقض باعث سردرگمی دانش‌آموزان می‌شود به طوری که نمی‌دانند بالاخره باید کتاب درسی را به چه شیوه‌ای مطالعه کنند، یعنی برای امتحانات تشریحی نهایی آماده شوند یا برای کنکور تستی.

بد نیست به این دو مشکل، معضل تصمیم‌های متعدد و بعضا متناض درباره میزان و نحوه تاثیر امتحانات نهایی در کنکور و البته مساله بغرنج و حل نشده توسعه امتحانات نهایی به پایه‌های پایین‌تر را نیز اضافه کنیم؛ نکاتی که هم برای معلمان و هم برای دانش‌آموزان ابهاماتی را در نحوه مطالعه و ارزشیابی ایجاد کرده است.

سرنخ‌ها در نظام آموزشی است

محمدالهی

کارشناس آموزش و پرورش

اگر دانش‌آموزان به طور میانگین در سراسر کشور، کارنامه قابل قبولی در امتحانات نهایی ندارند ریشه ماجرا را باید در چند مشکل جستجو کرد که عمده‌ترین آنها به سیستم آموزشی برمی‌گردد. در نظام آموزشی ما دانش‌آموزان بجز امتحانات نهایی سال سوم متوسطه (سوم دبیرستان) هیچ آزمون به این حد جدی را تجربه نمی‌کنند و اگر آزمونی هماهنگ نیز برگزار می‌شود طراحی سوالات به صورت استانی و منطقه‌ای انجام می‌شود نه به صورت کشوری. طبیعی است وقتی امتحانات به صورت استانی باشد طراحان سوال با توجه به شناختی که از دانش‌آموزان هر استان دارند سوال طرح می‌کنند، در حالی که در آزمون‌های کشوری این امتیاز وجود ندارد. پس ناآشنا بودن دانش‌آموزان با آزمون‌های کشوری را می‌توان یکی از دلایل کسب نمرات پایین در امتحانات نهایی دانست.

ایراد بعدی به حذف مردودی از نظام آموزشی برمی‌گردد که باعث شده برخی دانش‌آموزان سال سوم متوسطه در حالی در جلسه امتحان نهایی حاضر شوند که در پیش نیازهای دروس سال سوم، نمره زیر ده گرفته‌اند ولی به علت تاکید ادارات آموزش و پرورش مبنی براین که هیچ دانش‌آموزی حتی ضعیف‌ترین‌ها نباید مردود شوند، در آزمون درسی که بسیار ضعیف هستند، شرکت می‌کنند. واضح است چنین دانش‌آموزانی در امتحانات نهایی چه نمره‌ای می‌گیرند.

چند سال پیش در دولت قبل، امتحان نهایی فیزیک اعتراضات گسترده‌ای در کشور در پی داشت که باعث شد وزارتخانه به فکر تدبیری برای جلوگیری از تکرار این قبیل مسائل بیفتد. تدبیر این بود که 12 ساعت قبل از شروع امتحان که سوالات برای تکثیر آماده می‌شد در هر منطقه، دبیران تخصصی نظرشان را درباره سوالات اعلام می‌کردند و موارد اشتباه یا گنگ و سوالاتی را که نیاز به تعدیل داشت، مشخص می‌کردند. این کار باعث کاهش اعتراضات شد، اما با تغییر در وزارتخانه این کار متوقف شد در حالی که چنین تعمقی قبل از برگزاری امتحان ضروری است و می‌تواند مانع اعتراضات بعدی شود. اینجاست که می‌توانیم نقدی دیگر را به سیستم آموزشی‌مان وارد کنیم و آن این که چرا بعد از برگزاری امتحانات نهایی هیچ کار پژوهشی انجام نمی‌شود تا علت افت نمرات در برخی دروس و مثلا موفقیت استانی مثل یزد و عملکرد نه‌چندان خوب تهران در امتحانات نهایی مشخص و برای مشکلات راه‌حلی اندیشیده شود. در کنار این عوامل اما نباید از مشکلاتی همچون حجم زیاد کتاب‌های درسی، فرصت ناکافی برای مرور عمقی مطالب و البته به‌کارگیری دبیران غیرتخصصی (بویژه در مدارس پسرانه و به علت کمبود دبیر مرد) در درس‌های تخصصی غفلت کرد. این عوامل در مجموع باعث کاهش کیفیت تعلیم و تعلم می‌شود و افت عملکرد دانش‌آموزان در امتحانات نهایی را به دنبال می‌آورد.

مریم خباز

جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها