گفت‌وگو با افسانه زمانی، کارگردان نمایش «ناسور»

نمایش ایرانی از دریچه معاصر

شاید سخن گفتن در مورد نمایش‌های ایرانی، جایگاه و ضرورت حفظ آنها سخنی تکراری بنماید، حرف‌هایی که بارها و بارها توسط هنرمندان، پژوهشگران و فعالان این عرصه بیان شده است؛ اما با وجود این در طول سال بجز نمایش‌هایی که در تماشاخانه سنگلج به واسطه هویت این تماشاخانه اجرا می‌شوند، در کمتر سالنی از سالن‌های اجرایی بتوان شاهد اجرای آثاری بود که از ماهیت، تکنیک و درونمایه‌های ایرانی برخوردار باشند. در این میان اگر نمایشی با چنین ویژگی‌هایی به صحنه برود باید قدر آن را دانست و حتما به تماشای آن نشست چراکه بی‌شک هویت هر سرزمینی به داشته‌ها و حفظ آن است.
کد خبر: ۹۰۸۹۱۸

نمایش ناسور به کارگردانی افسانه زمانی از جمله نمایش‌هایی است که این روزها با حضور بازیگرانی چون نسیم ادبی، رویا میرعلمی، گیتی قاسمی، الهه شه‌پرست و علیرضا آرا در تالار حافظ به صحنه می‌رود و با استقبال بسیار خوبی از سوی مخاطبان روبه‌رو شده است. به این بهانه گفت‌وگویی با کارگردان این نمایش داشته‌ایم که می‌خوانید:

شما به عنوان کارگردان، در حوزه نمایش‌های عروسکی بسیار شناخته شده‌اید، چرا به سمت کار صحنه‌ای رفتید؟

باور دارم کار عروسکی از صحنه‌ای جدا نیست. عروسک یک ابزار کارگردانی است. از سوی دیگر تمایلی است که به نمایش‌های آیینی سنتی دارم. من در نمایش ملی کارکرد عروسک را در این شیوه تجربه کردم، در واقع عروسک را به نمایش ایرانی آوردم. البته باز اینجا عروسک داریم.

این علاقه‌مندی از کجا ریشه می‌گیرد؟

سال‌هاست در زمینه نمایش‌های آیینی و سنتی کار می‌کنم و همیشه بر قصه‌های ایرانی، تاکید داشته‌ام و سعی کردم به نوعی از شیوه‌های نمایش ایرانی بهره ببرم. قرار بود سال گذشته در جشنواره آیینی سنتی کاری برای این جشنواره آماده کنم، ایده اولیه‌ای داشتم که آن را با آقای تقیانی‌پور نویسنده کار مطرح کردم و او متن را نوشت.

چرا از شیوه‌های مختلف نمایش ایرانی در نگارش نمایشنامه استفاده کردید؟

وجود بخشی از این شیوه‌های متفاوت در این نمایش، به خواست من بازمی‌گردد. می‌خواستم کارکرد نمایش‌های مختلف ایرانی را در قالب یک درام داشته باشم. آن چیزی که معمول نیست. معمولا در نمایش‌های ایرانی خط داستانی ثابت داریم که برای مخاطب آشناست. فکر می‌کنم این شیوه‌ها در زمان ما می‌تواند کارکرد تازه‌ای پیدا کند و از شکل معمول خارج شود. از سوی دیگر این شیوه‌ها قابلیت نمایشی بسیاری دارند که نادیده گرفته می‌شود و بیشتر در همان اندازه خودشان باقی می‌مانند. می‌خواستیم در این کار به این مساله پرداخته شود. داستان مطرب‌هایی که معمولا طبقه پست جامعه در نظر گرفته می‌شدند در حالی که این‌طور نبودند، اتفاقا از زمانه خود جلوتر بودند. این مساله به دلیل ارتباط تنگاتنگی است که همیشه با مردم جامعه داشتند.

این کارکرد‌های تازه چگونه وارد نمایش ناسور شده است؟

کارکرد این شیوه‌ها در خط روایی قصه شکل می‌گیرد تا بنا به ضرورت‌های نمایش به شبیه‌خوانی، نقالی و دیگر شیوه‌های نمایشی بپردازند. از آنجایی که «ملک» کاراکتر اصلی نمایش مطرب است و با شیوه‌های متفاوت نمایشی آشنایی دارد و تنها محدود به مجالس زنانه نمی‌شود.

در این نمایش نگاه تاریخی داشتید؟

تاریخ بستری برای بیان قصه است و قصد تاریخ‌نگاری نداریم. ما ماجرای کودتا را داشتیم و سعی کردیم به آن سمت نرویم، چون ممکن بود تماشاگر را گیج کند. نمی‌خواستیم اشاره خاص تاریخی داشته باشیم، زیرا مشکلی از خط قصه حل نمی‌کرد.

مجالس زنانه در این اثر نقش محوری دارند؟

نمایش‌های شادی‌آور زنانه یکی از جذاب‌ترین شیوه‌های ایرانی است که متاسفانه بتدریج از فرهنگ ما حذف شده است. مجالس زنانه در دوره‌ای مجالی برای ابراز وجود زنان بوده است. در این بازی‌ها مسائل اجتماعی و سیاسی روز وجود دارد. جایی که زنان می‌توانستند بخوانند و یاد بگیرند؛ اما بتدریج این فرهنگ حذف شد.

انتخاب بازیگر برای این نمایش بدون شک کار سختی بوده است؟

این بچه‌ها دستچین شده بازیگری‌اند. انتخاب بازیگر برای من دغدغه بزرگی بود. خانم ادبی بارها وقت کار نداشت و من او را به هر طریقی نگه داشتم. سیستم تربیت بازیگر ما به این سمت رفته است که آنچه بازیگر باید بداند، حذف شده است. مواردی جز اصول و پایه بازیگری است و زمانی که می‌خواهید فردی را انتخاب کنید، به مشکل برمی‌خورید. در نمایش‌های ایرانی داشتن برخی موارد اصل است و بازیگر نمایش‌های آیینی سنتی باید این توانایی را داشته باشد؛ از جمله آشنایی با موسیقی. در گذشته از کودکی برای این منظور تربیت می‌شدند. آموزش آکادمیک در سال‌های اخیر این موارد را حذف کرده است، انگیزه‌ای هم برای احیای آن ایجاد نمی‌شود.

مهرانگیز قهرمانی

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها