در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خوشبختانه ورود به بازار سنتی از دید وب مخفی نمانده و این روزها استارتآپهای مختلفی در ایران و خارج در این زمینه فعالیت میکنند. همان طور که میدانید خرید آنلاین با سهولت بیشتری انجام میشود و دردسرهای خرید سنتی را ندارد. با این حال این حوزه جای کار زیادی در کشور دارد و استارتآپهای آن هنوز راهی طولانی در پیش دارند. «بوتیک» نام یکی از استارتآپهایی است که با تیمی خوشذوق و پرتلاش در زمینه لباس در فضای وب کار میکند. بوتیک یک فروشگاه لباس نیست، بلکه همچون نیازمندیهایی میماند که فروشنده و مشتری پوشاک را به یکدیگر متصل میکند. برای آشنا شدن بیشتر با این استارتآپ داستان آن را از زبان یکی از موسسان، مهرشاد موسیخانی بخوانید.
ایده، سوغاتی از فرنگ
«من، سامان احمدی و نیما ساعدی، سه دوست هستیم که از دوران دبیرستان با هم کارهای مختلفی را انجام میدادیم و پروژه میگرفتیم.» اینها را مهرشاد موسیخانی میگوید و در تمام طول گپ و گفتمان روی همتیمیهایش تاکید میکند. مهرشاد میگوید دایی نیما از فنلاند به ایران میآید، او که قصد دارد برای همسرش طلا بخرد، از خواهرزادهاش میپرسد آیا سایتی میشناسد که مغازههای طلافروشی سطح شهر را یکجا درون خود داشته باشد و آنها را معرفی کند؟ وقتی نیما به پرسش دایی پاسخ منفی میدهد، این ایده در ذهن او، مهرشاد و سامان جرقه میزند تا چنین سایتی را راه بیندازند. مهرشاد میگوید بسرعت سراغ طلافروشها در تهران میروند تا ببینند دوست دارند اجناسشان روی اینترنت قرار بگیرد و از این طریق فروش داشته باشند؟ وقتی سراغ طلافروشها میروند تازه متوجه میشوند این بازار ساختار سنتی و خشکی دارد و بسختی میتوان از این کارها برای فروش طلا کرد، زیرا نه مردم اعتماد دارند و نه طلافروشها.
همان طور که ذرهای خستگی در مهرشاد که دیروقت با او مصاحبه کردیم دیده نمیشود، او و اعضای تیمش منصرف نمیشوند و تحقیقشان را گسترش میدهند تا اینکه میفهمند باید این ایده را در بازار لباس عملی کنند. راه میافتند و به مغازههای لباسفروشی میروند تا از نزدیک با فروشندگان صحبت کنند و نیاز بازار را بسنجند و ببینند آیا چنین سرویسی مورد نیاز است یا نه؟ مهرشاد به یاد میآورد برخی مغازهدارها حتی از ورود او و اعضای تیمش به مغازههایشان ممانعت کرده و برخورد خوبی نداشتهاند. او میگوید: «برخی فروشندهها فکر میکردند بازاریاب هستیم و میخواهیم جنس به آنها بفروشیم.»
پرش از دیوار برای موفقیت
با این حال از تلاششان دست بر نمیدارند و با سوال و جواب از مردم و مغازهدارهایی که برخورد خوبی دارند، با رضایت 90 درصدی از سوی بازار روبهرو میشوند که واقعا به چنین ایدهای نیاز است.
اواخر بهار 94 بهصورت رسمی کار را روی ایده بوتیک شروع میکنند. ایده این است که یک سایت جستجوگر لباس خلق کنند. کاربر در این سایت میتواند با توجه به نوع لباس و محلهای که در نظر دارد جستجو کرده و فروشگاه مناسب را پیدا کند. مهرشاد اضافه میکند از همان ابتدا قصد نداشتهاند درگیر فرآیند فروش و انبارداری شوند، بلکه هدفشان این بوده تا حلقهای بین خریداران لباس و فروشندهها باشند. مهرشاد میگوید اتفاقا سرویسشان خیلی به نفع فروشندگان لباس است، زیرا مغازهدارها باید میلیونها تومان فقط برای ساخت یک سایت و کسب رتبه آن در گوگل هزینه کنند، در صورتی که در بوتیک با هزینه بسیار اندک و ناچیز میتوانند ویترینی تاثیرگذار در فضای وب داشته باشند.
آنها بدون اینکه چیزی از استارتآپ و کارآفرینی بدانند شروع به کار میکنند. مهرشاد میگوید: «فکر میکردیم فقط ما میخواهیم چنین کار بزرگی را انجام بدهیم و کسب و کار راه بیندازیم.» هر سه دوست، شغلی با درآمد مناسب دارند، اما تصمیم میگیرند بعد از کارشان روی بوتیک کار کنند. متاسفانه یا خوشبختانه جایی برای کار کردن روی «بوتیک» ندارند تا اینکه از طریق یک دوست اجازه پیدا میکنند در یک مطب پروژهشان را انجام دهند. مهرشاد تعریف میکند: «دفتر کارمان یک مطب دکتر ژنتیک حوالی میدان ونک بود و اجازه داشتیم از عصر که مطب خالی بود تا شب روی بوتیک کار کنیم. بیشتر شبها زودتر از ساعت یک یا 2 از آنجا بیرون نمیآمدیم و چون ساختمان پزشکان بود مجبور بودیم برخی شبها از روی دیوار بپریم، چون درها قفل بود!»
نرخ رشد مهمتر از پولسازی
هشت ماه را به این صورت سپری میکنند، اما مهرشاد میگوید خیلی سخت بوده و این کار فقط برایشان هزینه داشته، زیرا حقوقشان را صرف بوتیک میکردند و ریالی در این ماهها از آن درآمد نداشتند. او میگوید خیلی از شبها از شدت خستگی روی تخت مطب استراحت میکردهاند.
همچنان هیچ شناختی از استارتآپ و مرکز شتابدهنده ندارند تا اینکه بهصورت اتفاقی مهرشاد با یک صندوق سرمایهگذاری استارتآپها آشنا میشود. با هزار مشقت با رئیس این صندوق قرار ملاقات میگذارد، اما در جلسه با او نتوانسته قانعش کند. مهرشاد میگوید: «در آن جلسه تازه فهمیدم خودم هم نمیدانم دنبال چه هستیم!» باز هم ناامید نمیشود و بالاخره مرکز شتابدهی را پیدا میکند. میگوید مرکز شتابدهی برایشان موهبتی بوده، زیرا در آنجا تازه فهمیدهاند باید چگونه کار کنند و چه کارهایی را انجام ندهند.
مهرشاد میگوید طی شش ماهی که در مرکز شتابدهی کار میکنند رشد 40 درصدی داشتهاند، در صورتی که میانگین رشد برای استارتآپها بین 10 تا 20 درصد در این زمان است. وقتی از او میپرسیم چگونه نرخ رشد را به دست آوردهاند، از شاخصی به نام KPI صحبت به میان میآورد که با استفاده از یک دوجین ابزار تحلیل و رصد سایت و رفتار کاربر به دست میآید. مهرشاد 30 درصد زمانش را صرف تحلیل همین اطلاعات در نرمافزار اکسل میکند. به گفته او بیشتر از پول درآوردن یک استارتآپ، نرخ رشد آن اهمیت بسیاری برای سرمایهگذاران دارد.
قدم بعدی را بردار
او میگوید اکنون با نزدیک به 600 فروشگاه لباس قرارداد بستهاند و روزانه حدود 20 هزار بازدیدکننده از سایت دارند. تعداد محصولات موجود در سایت هم بیش از 16 هزار قلم پوشاک و کالای مرتبط است. مهرشاد در حال حاضر روزانه از ساعت 8 صبح تا 12 شب در شتابدهنده کار میکند و تنها تفریحش شده کلاس زبانی که روزهای جمعه در آن شرکت میکند. این کارآفرین جوان مادرش را هفتهای یکبار میبیند و تمام تمرکز و تلاشش وقف بوتیک شده است. مهرشاد همچنین از این نکته صحبت به میان میآورد که خانواده او و همتیمیهایش از استارتآپ و کارشان سردرنمیآورند و چندان به این که فرزندانشان چه هدف بزرگی در سردارند ، واقف نیستند.
مهرشاد روی داشتن تیم خوب تاکید میکند و میگوید با یک تیم خوب میتوان هر کاری انجام داد. او میگوید شرکایم را بیشتر از اعضای خانوادهام میبینم، بنابراین خیلی مهم است که آدمهای خوبی باشند و اهل کار. او در آخر میگوید اپلیکیشن اندرویدشان منتشر شده و قرار است بزودی نسخه iOS آن نیز در دسترس کاربران قرار بگیرد. توصیهاش هم به کارآفرینها این است: «اگر به آخر خط رسیدی، یک قدم دیگر هم بردار، شاید موفق شوی!»
نام ایده: بوتیک
سایت: botick.com
مهرشاد موسیخانی یکی از موسسان ایده بوتیک
مهرشاد 23 سال دارد و در رشته نرمافزار از دانشگاه آزاد واحد تهران شمال فارغالتحصیل شده است. او اوقات فراغتی ندارد و ترجیح میدهد بخوابد.
رامین فتوت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: