بازگشت «فروشنده»‌ها از فرنگ

توی شلوغی سالن انتظار فرودگاه امام خمینی(ره)، عشق نظر به ریحانه را در «رقص در غبار» به یاد می‌آورم و آن پیرمرد مارگیر غریب و کم حرف با بازی فرامرز قریبیان را در بیابان. دلبستگی تلخ و بی‌سرانجام اعلا به فیروزه را در «شهر زیبا» مرور می‌کنم و همه آن زنگِ در زدن‌های پسر جوان در صحنه آخر فیلم را که بی‌جواب می‌ماند. چشمِ ذهنم رفتن سیمین را از زاویه دید مرتضی در آینه ماشین می‌بیند؛ همان موقع که سروصدای ترقه و آتش بازی بچه‌ها در «چهارشنبه سوری» به اوج خودش می‌رسد. به ذوق بچه‌ها در «درباره الی» فکر می‌کنم که چطور با کمک الی بادبادک را هوا می‌فرستند و ذوق می‌کنند و الی که پیش از غیبتِ رازآلود و همیشگی‌اش، بی‌وقفه این سو و آنسو می‌دود تا بادبادک را در آسمان نگاه دارد.
کد خبر: ۹۰۸۴۰۰

هنوز جوابی درباره سرنوشت ترمه در «جدایی نادر از سیمین» در آن سکانس پایانی پیدا نکرده‌ام، همانجا که برای تصمیم نهایی از حضور پدر و مادرش معذب است و از قاضی می‌خواهد که از اتاق بیرون بروند. به سمیر در لحظات پایانی «گذشته» می‌اندیشم؛ آن موقعی که دست معطرش را جلوی بینی همسر بیمار و بی حرکتش ـ سِلین ـ گرفت و گفت: «اگه این بو رو می‌شنوی، انگشت منو فشار بده.» دارم به پیشرفت و مسیر درستی فکر می‌کنم که اصغر فرهادی از گذشته و از زمان سریال‌هایی چون «داستان یک شهر» تا امروز طی کرده. به نخستین حضور ترانه علیدوستی در «من ترانه 15 سال دارم» و آن تلاش برای اعاده حیثیت و مقاومت مهرانگیز مادرانه‌اش می‌اندیشم. همین‌طور به همه تلاش‌ها و رنج‌هایی فکر می‌کنم که شهاب حسینی برای رسیدن به این جایگاه یگانه کشید.

نمایان شدن اصغر فرهادی، شهاب حسینی و ترانه علیدوستی و پایین آمدن آنها از پله برقی فرودگاه، مرا از سیر و سیاحت در مسیر بالندگی‌شان به زمان حال برمی‌گرداند؛ به ساعت یک و 15 دقیقه بامداد جمعه و بازگشت نمایندگان شایسته سینمای ایران که با فیلم «فروشنده» در جشنواره اخیر فیلم کن خوش درخشیدند و افتخاری بی‌همتا را برای کشورمان در عرصه فرهنگ و هنر رقم زدند. شهاب حسینی برای بازی در درام اجتماعی «فروشنده»، برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد و اصغر فرهادی هم جایزه بهترین فیلمنامه این رویداد معتبر را به دست آورد. ترانه علیدوستی هم برای بازی خوبش در این فیلم تحسین شد، ضمن این‌که به گواه بسیاری از منتقدان سینما، «فروشنده» شایستگی دریافت نخل طلا و عنوان بهترین فیلم جشنواره کن را هم داشت.

به گزارش جام‌جم، باوجود استقبال خوب مردم و بویژه اهالی رسانه از ورود عوامل اصلی «فروشنده»، وجود سردرگمی و ناهماهنگی بسیار مشهود بود و موجب اذیت و آزردگی خاطر هنرمندان و استقبال‌کنندگان شد. وقتی از چند روز قبل، ساعت و تاریخ این بازگشت اطلاع‌رسانی شد، دست‌کم این انتظار می‌رفت که مسئولان سینمایی برنامه ویژه‌ای برای این لحظه تدارک ببینند و این ورود با تشریفات خاص و در شأن افتخارآفرینان فرهنگی کشورمان همراه باشد که در عمل چنین اتفاقی نیفتاد. برخی از اعضای تیم استقبال و حفاظت هم به جای برقراری نظم و تلاش برای رفع این آشفتگی و ازدحام، بیشتر سعی می‌کردند با بازیگران و کارگردان «فروشنده» عکس یادگاری بگیرند. درحالی‌که بهتر بود مسیر مناسبی برای ورود و حرکت عوامل فیلم درنظرگرفته می‌شد و جایگاهی را هم برای عکاسی و صحبت‌های کوتاه فرهادی و بازیگران پیش‌بینی می‌کردند تا همه چیز شکل زیباتر و آبرومندانه‌تری به خود می‌گرفت. به دلیل همین بی‌برنامگی، مردم علاقه‌مند و خبرنگاران هم به اندازه هنرمندان بازگشته به میهن سرگردان شدند؛ آنها ابتدا به سمت ورودی B هدایت شدند، اما ناگهان اعلام شد، فرهادی و بازیگران از ورودی A وارد می‌شوند که جمعیت حاضر یکباره و البته بسختی به سمت این ورودی حرکت کردند.

شهاب؛ نماینده شایسته سینمای ایران

شهاب حسینی، بازیگر فیلم «فروشنده» در صحبت‌های کوتاهی در فرودگاه، جای سینمای ایران در رویدادی مثل کن را در سال‌های اخیر خالی دانست و گفت: همه تلاشمان را کردیم که نماینده شایسته‌ای برای سینمای ایران باشیم که خدا را شکر این اتفاق افتاد. من از شادی مردم خوشحالم. شادی هم فقط به معنی فیلم خنده‌دار ساختن نیست، همین که بتوانیم با موفقیت‌هایمان شادی را به مردم هدیه بدهیم، اتفاق مثبتی است. خدا را شکر می‌کنم که وظیفه‌ام را انجام دادم.

بازیگر نقش شهید بابایی در سریال «شوق پرواز» ضمن اعلام این نکته که پس از این موفقیت، هنوز پیشنهادی برای بازی در فیلمی خارجی به او نشده، افزود: هر چه خدا بخواهد همان می‌شود، اما بعد از دریافت این جایزه بیشتر دلم می‌خواهد در ایران به فعالیت بازیگری ادامه دهم تا در کشوری دیگر.

تشکر از مردم

اصغر فرهادی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان «فروشنده» هم در جمع مردم و خبرنگاران گفت: خیلی متشکرم که این راه دور را آمدید و از ما استقبال کردید. من به همه سوالات شما در نشست خبری روز دوشنبه پاسخ می‌دهم.

کارگردان جهانی سینمای ایران، درباره هیجان و شکوه استقبال مردم در فرودگاه هم اظهار کرد: بعد از جایزه گرفتن، به این شرایط عادت دارم و می‌دانم که این جو بزودی تمام می‌شود.

انتظار این استقبال را نداشتم

ترانه علیدوستی، بازیگر نقش اصلی زن فیلم «فروشنده» هم گفت: حدس می‌زدم مردم از عوامل فیلم «فروشنده» استقبال کنند، اما نمی‌دانستم استقبال تا این حد زیاد باشد. این استقبال خیلی برایمان خوشحال‌کننده است و امیدوارم نمایندگان شایسته‌ای برای سینمای ایران باشیم. موقع حضور در جشنواره کن هم هرگاه فرصتی پیدا می‌کردم، پیگیر بازتاب خبری کن در رسانه‌های ایران بودم.

چهره‌های حاضر

رخشان بنی‌اعتماد، امین تارخ، حبیب رضایی، محمدرضا دلپاک از جمله سینماگران و حبیب ایل‌بیگی، معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی و علیرضا تابش، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی هم از جمله مسئولانی بودند که برای استقبال از عوامل «فروشنده» به فرودگاه آمده بودند.

سلفی گرفتن با همسر فرهادی

پریسا بخت‌آور، همسر اصغر فرهادی را با ساخت فیلم کمدی «دایره زنگی» و سریال‌هایی چون من یک مستاجرم به یاد می‌آوریم. بسیاری از مردم وقتی مطلع شدند که او همسر فرهادی است، با او عکس سلفی گرفتند و بخت آور هم با صبوری مردم را همراهی کرد. جالب اینجاست که به دلیل آشفتگی فضای فرودگاه و همان بی‌برنامگی مورد اشاره، اصغر فرهادی را بدون همسرش سوار تاکسی و راهی خانه کردند!

واکنش کیارستمی

پس از این استقبال از عوامل فیلم فروشنده، برخی شبکه‌های اجتماعی بخشی از صحبت‌های عباس کیارستمی را درباره بازگشت او از جشنواره فیلم کن بازنشر کردند؛ یعنی همان وقتی که کارگردان بین‌المللی سینمای ایران به خاطر ساخت فیلم «طعم گیلاس» و در سال 1997 برنده نخل طلای جشنواره معتبر کن شده بود. کیارستمی در این خصوص گفته بود: وقتی نخل طلا گرفتم کسی به من تبریک نگفت. حتی زمانی که وارد فرودگاه شدم، پاسپورتم را که مهر کردند گفتند از در پشتی برو، عده‌ای جمع شده‌اند و قصد دارند کتکت بزنند.

علی رستگار

فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها