سنتو و تغییر ماموریت ارتش ایران

جایگاه ایران در خط شمالی خاورمیانه آن را برای دفاع از آن منطقه و برای دفاع مقدم از منطقه مدیترانه و به عنوان پایگاهی برای حمله های هوایی یا زمینی به درون شوروی ، حیاتی می ساخت.
کد خبر: ۹۰۸۳۳

منابع نفت ایران و دیگر کشورهای خلیج فارس برای بازسازی اروپای غربی و همچنین برای توانایی غرب در تداوم یک جنگ طولانی ، حیاتی بودند.
اگر جنگی هم در کار نبود، ایران به عنوان پایگاهی برای هدایت عملیات جمع آوری اطلاعات علیه شوروی ، جاسوسی آن سوی مرز و همچنین مراقبت الکترونیک تجهیزات آزمون موشک شوروی در آسیای مرکزی ارزشمند بود.
به این دلایل ، حکومت آیزنهاور ایران را دارای «اهمیت تعیین کننده » برای امنیت ملی امریکا خواند،1 و لذا در ابتدا سیاست حکومت امریکا بر سرنگونی مصدق و تحکیم زاهدی متمرکز شد.
زیرا سیاستگذاران امریکایی ، حکومتهای ملی و بیطرف را مانع تحقق این طرح می دانستند و می خواستند ایران را از موضعی «بیطرف» در امور جهانی به یک رکن «ضدکمونیست» تبدیل کنند.
این سیاست متضمن روی کار آوردن یک دولت شدیدا دست نشانده تحت رهبری شاه و گنجاندن ایران در پیمانی با سایر متحدان امریکا در منطقه بود. لذا از دولت ایران انتظار می رفت که به «دفاع از پیرامون» یاری رساند و در صورت لزوم با حفظ موقت یک خط جبهه علیه شوروی در کوههای زاگرس در جنوب غربی ایران به دفاع از خاورمیانه بپیوندد.
پس از کودتا و تحکیم قدرت دولت جدید، با وجود فشار شدید شاه برای بنای سریع ارتش ، سیاستگذاران امریکا تصمیم گرفتند این امر را تا زمانی که ایران رسما به پیمان بغداد بپیوندد و نیازهای نظامی اش کاملا ارزیابی شود، به تعویق اندازند.
در این فاصله مقادیر تغییر می کند کمک نظامی کافی بود. پنج گروه آموزش نظامی امریکا شامل 65افسر و 125سرباز در رده های تیپ و لشکر در خدمت ارتش ایران قرار گرفتند و برنامه هایی برای آموزش ارتش ایران به منظور دفاع از معبرهای استراتژیک کوههای زاگرس طرح شد2 تا در صورت حمله شوروی ، نیروهای مسلح ایران بتوانند عملیات دفاعی تاخیری را در کوهستان های زاگرس به عهده بگیرند.
بعدا با پیوستن ایران به پیمان بغداد این روند گسترش یافت و در نهایت ، ماموریت اساسی نیروهای مسلح ایران تغییر یافت ، وظیفه حفظ امنیت داخلی به تدریج به ژاندارمری و پلیس محول شد و نیروهای مسلح به طور عمد روی دفاع ملی متمرکز شدند.3
در این دوره امریکا تلاش عمده ای را برای آموزش و تجهیز سرویس های شبه نظامی ، پلیس و اطلاعاتی در ایران و سایر کشورهای وابسته در جهان سوم آغاز کرد تا امنیت داخلی در مقابل تهدیدهای خارجی تقویت شود لذا سه سرویس امنیت داخلی تحت آموزش و سازماندهی قرار گرفتند: ژاندارمری به منظور حفظ نظم در مناطق روستایی ، ساواک که زیر نظر تیمور بختیار تاسیس شد و شهربانی به منظور حفظ نظم و امنیت در شهرها.
برای ایفای نقش جدید، در فاصله سالهای 1332 تا 1336 که مقارن با دشوارترین سالهای حکومت شاه بود، کل کمکهای امریکا به ایران به 8/366 میلیون دلار رسید.4
در سال 1335 گزارش هیات پراچنف در مورد برنامه کمکهای امریکا در ایران چنین نتیجه گیری می کرد که با دو برابر کردن کمک نظامی امریکا، طی چهارسال می توان نیروهای مسلح ایران را به نحوی آماده ساخت که از خط جبهه ای در کوههای زاگرس برای 30روز دفاع کنند.5
اما برنامه کمکهای امریکا به ایران به تعویق افتاد زیرا بدنبال افزایش نفوذ شوروی در خاورمیانه به ویژه پس از ملی شدن کانال سوئز توسط ناصر، آیزنهاور استراتژی نوینی را طراحی کرد که افزایش کمک به کشورهای خاورمیانه را که در تهدید شوروی یا وابستگان او بودند، مقرر می کرد.
با تصویب استراتژی جدید در کنگره امریکا، کمک نظامی به ایران سریعا افزایش یافت و ایران توانست هزینه های نظامی خود را 69درصد افزایش دهد. این افزایش را کاهشی در کمک اقتصادی جبران کرد.
پس از کودتای ژوئیه عراق ، شاه درخواست 600میلیون دلار کمک اضافی نمود که امریکا توجهی نکرد و فقط 6/28میلیون دلار از کمکهای امریکا به بودجه ایران به نیروهای مسلح منتقل شد.6
هنگامی که در سال 1961این کمک به سطح سالانه 2/107میلیون دلار رسید، ایران یکی از دریافت کنندگان عمده کمکهای اقتصادی امریکا خارج از ناتو بود.
در فاصله سالهای 32-42 مجموع کمکهای نظامی امریکا به رژیم شاه 4/535 میلیون دلار بود که بزرگترین کمک نظامی امریکا به یک کشور غیر عضو ناتو پس از پایان جنگ بود.
عده کارشناسان نظامی امریکا در ایران نیز به حدود 10 هزار نفر رسید. لکن بازرسی های کنگره در اواخر دهه 1330 از فساد گسترده و سومدیریت برنامه های کمک امریکا در ایران پرده برداشت.
لذا امریکا تصمیم به کاهش کمک نظامی در سال مالی 1960گرفت.تمام کمکهای فوق به دنبال دکترین آیزنهاور و در چارچوب پیمان بغداد پرداخت می شد که ایران در مهرماه 1334بدان پیوسته بود.
لذا در ادامه بحث ضرورت دارد نظری اجمالی بر سیر وقایعی که منجر به ایجاد پیمان بغداد، تحولات بعدی و درنهایت انحلال آن شد، بیفکنیم.
در اجرای استراتژی «نگاه نو» در سال 1953نظر امریکا در مورد ساختار امنیتی خاورمیانه تغییر کرد و این بار ایران به عنوان بازیگر اصلی ، جانشین مصر شد.

پانوشت ها:
1-مارک جی. گازیوروسکی ، سیاست خارجی امریکا و شاه ، ترجمه فریدون فاطمی، ص 165.
2-پیشین ، صص.190 191
3-پیشین، ص 190
4-امین سایکل ، مقاله سیاست خارجی (1300-1357)، تاریخ ایران به روایت کمبریج ، 7/192.
5-مارک ج.گازیوروسکی، همان کتاب، ص .191
6-همان کتاب، ص192
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها