امیرشهاب رضویان شمع جشن تولدش را در جام‌جم فوت کرد

تلخ می‌سازم، اما بامزه

فردای روزی که شهاب حسینی، برنده بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن شد، ما از یک شهاب دیگر برای حضور در روزنامه جام‌جم دعوت کردیم؛ امیرشهاب رضویان که یکی از خاص‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین آدم‌های سینماست؛ فیلمساز، نقاش، نویسنده، فعال محیط‌زیست و دوستدار میراث فرهنگی و مدیر پردیس سینمایی کوروش است.
کد خبر: ۹۰۷۴۰۱

رضویان این روزها فیلم کمدی «یک دزدی عاشقانه» را با بازی مهدی هاشمی، فرهاد آئیش و لادن مستوفی در اکران سینماها دارد. به همین بهانه تصمیم گرفتیم از این کارگردان خوش‌سبیل دعوت کنیم که به جام‌جم بیاید و پس از فوت کردن شمع تولدش که امروز است، با هم گفت‌وگویی صمیمانه داشته باشیم.

چیزی از لحظه تولدتان را به یاد دارید؟

باور کنید هیچ چیز یادم نیست (می‌خندد)، اما گویا حاجیه رباب خانم که قابله همه فرزندان خانواده ما بود، زحمت به دنیا آوردن مرا هم می‌کشد. جالب این که من در همدان به دنیا آمده‌ام، اما شناسنامه‌ام را در تهران گرفتند؛ چون خانواده ما تقریبا کل دهه 40 را به تهران می‌آید و اینجا زندگی می‌کردیم. پدرم آسیدمیرزا، دانشجوی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران بود و شاگرد مستقیم دکتر غلامحسین صدیقی، وزیر کشور دکتر مصدق، دکتر روح‌الامینی، دکتر شاپور راسخ و دکتر احسان نراقی بود و در محفل جلال آل‌احمد و ساعدی هم حضور داشت. زنده‌یاد ساعدی در کتاب «اهل هوا» از پدرم نقل قول آورده است. دوباره پس از پایان تحصیلات پدر و سال 50 به همدان برگشتیم. خیلی هم یادم نمی‌آید آن ‌موقع و حتی بچگی‌ها برایم جشن تولد گرفته باشند.

فقط یادم می‌آید اولین تولدم را خواهر بزرگم فریباخانم برایم گرفت، وقتی کلاس سوم ابتدایی بودم. او با هدیه دادن خودکار و خوراکی‌هایی مثل پفک نمکی و یام یام و جمع کردن پسردایی‌ها و دیگر بچه‌های فامیل کلی خوشحالم کرد. البته همیشه خانواده دور هم جمع می‌شدیم و پدر و مادر هم به مناسبت تولد، هدیه‌هایی به من می‌دادند.

درباره سینماداری

وقتی به پروژه مجتمع کوروش پیوستم، یک سال فرصت مطالعه داشتم. از اینجا شروع کردیم که این مکان قرار است یک مرکز تفریحی، تجاری و فرهنگی باشد. خوشبختانه سرمایه‌گذار طرح هم اهل خست نبود و مجتمع با بهترین تجهیزات ساخته شد. اعتقاد دارم که سینما باید کیفیت داشته باشد تا تماشاگر بیاید.

موضوع دیگر این‌که از نام‌ سینماهای قدیمی لاله‌زار مثل فاروس، گراندسینما، مایاک، خورشید نو، نادر، شهرزاد، البرز و رکس برای سالن‌های پردیس استفاده کردم تا تجدید خاطره‌ای باشد با سینماهای قدیم لاله‌زار. در این زمینه برای تاریخ‌نویسی و ارجاعات از منتقدان قدیمی و خوبی چون جمال امید و پرویز دوایی هم کمک گرفتم. ما الان با 12سالن سینما، 25درصد فروش سینمای کشور را در اختیار داریم. به نظرم سینمای تک‌سالنه به شکل قدیم دیگر جواب نمی‌دهد و باید به ساخت پردیس‌های سینمایی رو بیاوریم. دلیل این وضعیت هم این است که زمانه و شرایط زندگی عوض شده. سینماهای قدیمی باید کی تغییر کنند و شیوه نمایش فیلمشان عوض شود، یعنی در کنار یک سالن نمایش باید کافی‌شاپ و فروشگاه هم وجود داشته باشد و تبدیل به پاتوق محله شود. حتی اجرای نمایش‌های آزاد هم به رونق هرچه بیشتر این سینماها کمک می‌کند. باید به بازسازی این سینماها کمک کرد و حیف است که این سینماهای خاطره‌انگیز تعطیل شوند.

خطا در سیاستگذاری سینمایی

یکی از اشکالات سیاستگذاری سینمای ما این است که در هر دوره‌ای فقط از یک نوع فیلم حمایت می‌کنند و هر مدیری که می‌آید می‌خواهد دوباره چرخ را اختراع کند. یکی از سینمای ملی می‌گوید، آن یکی از سینمای فاخر حرف می‌زند، بعدی از سینمای دفاع مقدس، یکی دیگر از سینمای دینی و دیگری از فیلم معناگرا. درحالی‌که باید فضا و مجال برای عرضه همه نوع فیلمی و برای هر نوع سلیقه‌ای وجود داشته باشد. در سینما هم مثل هر صنعتی، باید عرضه و تقاضا اهمیت داشته باشد و مورد توجه قرار بگیرد. شما وقتی تقاضا نداری، نباید تولید کنی. تولید بیش از عرضه تبدیل به رکود و بحران می‌شود. هرگاه تماشاگر دنبال فیلم آمد و ما فیلم کم داشتیم، باید تولید کنیم. وزارت ارشاد در سال نزدیک 120 پروانه ساخت صادر می‌کند، اما سینماهای ما در سال می‌توانند 50 تا 60 فیلم اکران کنند. حکایت تولید مخلوقات زیاد در آفریقاست که نانی برای دادن به آنها وجود ندارد! این‌طوری است که بحران و قحطی سینمایی ایجاد می‌شود. نتیجه اکران دوهفته‌ای فیلم‌هاست که باعث می‌شود پدر فیلمساز و تهیه‌کننده را دربیاوریم. راهش این است: یا پروانه ساخت کم بده یا سالن نمایش فیلم اضافه کن. بعد می‌گویند چرا فیلم‌سوزی می‌شود. جالب اینجاست که هم شورای پروانه ساخت و هم پروانه نمایش در ارشاد است و نمی‌دانم چرا اینها با هم هماهنگ نیستند.

یک دزدی عاشقانه

من فیلم‌های خیلی تلخی ساخته‌ام، اما هیچ‌کدام خالی از ظرافت‌های طنزگونه نیست. درباره یک دزدی عاشقانه هم واقعا نخواستم یک کمدی به هر قیمتی بسازم و مردم را بخندانم. شوخی‌هایی که الان در سینمای ایران مردم را می‌خنداند یا جنسی است یا قومیتی یا کنایه‌های سیاسی که همه آنها از نظر من متاثر از یک فرآیند عمیق یعنی «کمدی موقعیت» نیست. معتقدم فیلم‌های اینچنینی، سطح سلیقه مردم را خیلی پایین آورده است. البته اعتقاد هم ندارم یک دزدی عاشقانه، کمدی عظیم و عجیبی است. تمام هدفم این بود یک کمدی شریف، تمیز و متفاوت بسازم و از هیچ عنصر اضافی هم برای خنداندن مردم استفاده نکردم. خیلی‌ها ازاین فیلم خوششان می‌آید و خیلی‌ها هم خوششان نمی‌آید. تماشاگرانی که فقط دنبال هرهر و کرکر نیستند، از فیلم خوششان می‌آید. فیلم من قرار هم نبود خیلی خنده‌دار باشد و همین که تماشاگران لبخند بزنند، کفایت می‌کند. چون فیلم من با وجود کمدی بودن، نهان تلخی دارد. در مجموع از ساخت این فیلم و بازخوردهای آن راضی هستم و فیلم در هفته دوم نمایش بالای 500 میلیون تومان فروش کرده که یعنی تماشاگر خودش را دارد.

علی رستگار - فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها