در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او در گفتوگو با ما به بیان بخشی از این خاطرات پرداخت و البته این خبر خوش را هم برایمان داشت که خاطراتش از آهنگسازی سرودهای انقلابی توسط دفتر مقام معظم رهبری گردآوری و چاپ شده و بزودی رونمایی خواهد شد.
کمی درباره شکلگیری سرود «این پیروزی خجسته باد» توضیح دهید.
به خاطر دارم 18 یا 19 اردیبهشت 1361 شهید مجید حدادعادل، برادر آقای غلامعلی حدادعادل رئیس وقت رادیو بود. یک روز من و آقای سبزواری را به دفترش دعوت کرد و گفت پیامی برایمان دارد. به ما گفت باید سرودی برای یک پیروزی حساس و ارزشمند ساخته شود؛ سرودی که سهم مردم، بسیج، سپاه، ارتش و خلاصه همه کسانی که در جنگ حضور دارند، لحاظ شود. ما گفتیم موضوع قدری برایمان گنگ است و توضیح بیشتری خواستیم. ایشان با زندهیاد حاجاحمدآقا خمینی تماس گرفت و ایشان هیچ اطلاعات دیگری در اختیار ما نگذاشتند، فقط گفتند شبیه ریتم اذان مرحوم موذنزادهاردبیلی باشد.
با این اطلاعات کم واقعا میشد سرود را ساخت؟
من و آقای سبزواری واقعا گیج شده بودیم و نمیدانستیم چه کنیم. فقط من به ایشان گفتم بر وزن مفاعلن شعر بگویند تا من هم آهنگسازی را طبق همین وزن آغاز کنم. ایشان گفتند مثلا با چه شروع کنم؟ من هم گفتم با «این پیروزی خجسته باد». اصلا نمیدانستیم کدام پیروزی؟ کجا قرار است حمله شود و پیروزی قرار است کجا رخ دهد. کارمان را شروع کردیم. سبزواری بند به بند شعر میگفت و برایم میخواند. من از او ایراد میگرفتم و او از من تا بالاخره کار را آماده کردیم. من هم نتنویسی کردم و همه را تحویل شهید حدادعادل دادیم.
کار کجا ضبط شد؟
در رادیو. خدا رحمت کند آقای مجتبی میرزاده را که در تنظیم موسیقی بینظیر بودند. ایشان کار را تنظیم و در ارکستر بزرگ اجرا کردند.
خواننده را چه کسی انتخاب کرد؟
خواننده را هم من انتخاب کردم. این کار با توجه به شعر و موسیقیاش به صدایی نوحهگونه نیاز داشت و به نظرم بهترین گزینه محمد گلریز بود. ایشان نزدیکی ما در میدان شهدا زندگی میکرد. مدام میرفت و میآمد و کار را با هم تمرین میکردیم.
مرحله بعد هم انتظار برای پخش کار بود.
بله. ما خیلی منتظر این اتفاق بودیم. هر قدر از اقای حداد میپرسیدیم ایشان میگفت من هم بیخبرم. فقط میدانم کار را قبل از پخش به جماران نزد حضرت امام بردهاند و ایشان هم آن را پسندیده بودند.
وقتی برای اولین بار سرود پخش شد چه احساسی داشتید؟
ساعت 6 صبح بود که آقای سرشار، گوینده خبر رادیو اعلام کرد، «شنوندگان عزیز توجه کنید! خونین شهر، آزاد شد» و بعد سرود پخش شد. تازه آن موقع فهمیدم کاری که ما ساختیم برای پیروزی خرمشهر بوده، اما تا وقتی که این اتفاق رخ میداده به دلایل امنیتی نباید جایی عنوان میشده است، اما اینکه چه حسی داشتم؟ باید بگویم حسی که هنوز هم دارم. حس یک پیروزی بزرگ را که هر چند برایش بسیار شهید دادیم، اما هنوز هم یکی از افتخارات بزرگ کشور است و اینکه بسیار خوشحالم سرودی که ما نمیدانستیم برای چه میسازیم، تبدیل به کاری جاودانه شد. فقط در این کار یک چیزی به نظرم کم است که به دلیل شرایط موجود امکانش فراهم نبود.
چه چیزی؟
معتقدم صدای زنها در گروه کر باید بالاتر میرفت، چون مادران، زنان و خواهران قرار بود به مردهایشان برای این ایستادگی تبریک بگویند که به دلیل سختگیریهای آن زمان این اتفاق نیفتاد. آن وقت مثل حالا نبود که خوانندهها قر میدهند و مردم دست میزنند. شرایط کار خیلی پیچیده بود!
زینب مرتضاییفرد - فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: