در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تولید انواع عکس گفتارها یا متنهای تصویری که جملهای از فلان اندیشمند و فیلسوف یا روانشناس و جامعهشناس و حتی دیالوگی از یک فیلم و سریال را شامل میشود که حکمتهای زندگی و راز موفقیت را برملا میکند و قرار است تاثیر مثبتی روی خواننده بگذارد تا لذت بیشتری از زندگی ببرد. مثلا همین لذت بردن از زندگی و دم را غنیمت شمردن، حسرت گذشته و غصه آینده را نخوردن و در اکنون زندگی کردن از آن دست کلید واژههایی است که حول آن میتوانید انواع و اشکال جملات طلایی را کشف کنید.
بخش عمدهای از جملات هم مربوط به رمز و راز موفقیت در حرفه و زندگی یا انرژی مثبت و رفع افسردگی و کسالت و ملال است که هر روز در گروههای تلگرامی یا صفحات اینستاگرامی میتوانید شاهد آن باشید. این حجم انبوه از جملات طلایی و قصار و نصایح و حکمتها در فضای مجازی را میتوان مبنایی برای تحلیل رفتارهای اجتماعی در جامعه ما قرار داد و از این واقعیت رمزگشایی کرد که نوعی عطش به موفقیت و خوشبختی و راههای رسیدن به آرامش و سعادتمند شدن در جامعه وجود دارد که منجر به تولید و تکثیر و توزیع این متنها میشود.
آنچه مهم است نه لزوما این متنها که فرامتنهایی است که منجر به تولید این متنها و انتشار گسترده آن در فضاهای مجازی میشود. به عبارت دیگر از طریق خوانش این متنها میتوان به رفتارشناسی جامعه ایرانی پرداخت. از اینرو گزافه نیست اگر بگوییم فضای مجازی ماکتی از جامعه است که میتوان کنشمندیهای فردی و اجتماعی را در آن ردیابی کرد.
با کنکاش در فضاهای مجازی و بازخوانی متنهایی که در آن تولید و تکثیر میشود، از جمله همین جملات طلایی و کلمات قصار میتوان ذهنیت و جامعه آرمانی و تصویر جامعه و افکار عمومی از زندگی خوب و موفقیت و خوشبختی را دریافت.
هرچند در این بازخوانی متوجه تناقضها و پارادوکسهایی میشویم که نشان میدهد تولید این حجم انبوه از جملهسازیها، کارکرد واقعی خود را از دست داده و تبدیل به یک عادت و کنش رفتاری مجازی شده است. آنقدر که روزانه این متنها تولید و منتشر میشود که خاصیت تاثیرگذاری خود را از دست داده و خنثی شده است و بعضا پیام این متنها به ضد پیام بدل میشود، بهاین معنی که یک نوع دلزدگی و اشباعشدگی در برخی افراد ایجاد کرده که از آنها صرفا به عنوان حرف یا جملات قشنگ بیخاصیت نام میبرند. واقعیت این است که برخی حکم کلی و قطعی از دل این جملات و متنها بیرون میکشند و آن را به عنوان یک نسخه عمومی برای درمان دردهای همه توصیه میکنند، این درحالی است که هم انسان به عنوان یک هویت فردی و هم جامعه به عنوان یک هویت اجتماعی آنقدر پیچیده و چند لایه است که نمیتوان با این جملات طلایی آن را شناخت، دردش را فهمید و برای درمانش نسخه پیچید.
در پس این جملات و انتشار آن نوعی سادهانگاری نسبت به زندگی و واقعیتهای آن وجود دارد که نادیده گرفته میشود و چه بسا گاهی تاثیرات این متنها بر زندگی یک فرد بیشاز آنکه پیشبرنده و راهگشا باشد، سویه بازدارندگی داشته و واقعیت را وارونه نشان میدهد و چه بسا افراد زیادی با تکیه بر پیام این جملات، پیامدهای منفی را در عمل تجربه میکنند.
سیدرضا صائمی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: