jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۹۰۴۲۳۶ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۵  |  ۰۰:۰۱

خیلی‌ها او را باهوش‌ترین نویسنده روزگارمان معرفی می‌کنند؛ نویسنده‌ای که دانش‌آموخته مدرسه تیزهوشان و دانشگاه صنعتی شریف است. صحبت از رضا امیرخانی است؛ داستان‌نویسی که روز پنجشنبه به نمایشگاه کتاب رفت تا برای طرفداران و مخاطبانش کتاب امضا کند، او در این بازدید مصاحبه‌ای هم با خبرگزاری مهر داشته و گفته ایده‌ای دارد که می‌تواند موجب رونق توامان کتابفروشی‌ها و نمایشگاه کتاب در ده روز برگزاری رویداد نمایشگاه کتاب باشد.

امیرخانی گفته است: من ایده‌ای داشتم که نشد به دلایلی آن را عملی کنیم و اصلا شاید دلیل حضورم در شورای سیاستگذاری نمایشگاه کتاب هم همین بود. ایده من این بود که ‌ای کاش بشود کاری کرد مردم در نمایشگاه حاضر شوند و آثار دلخواهشان را انتخاب کنند، سپس با یک اپلیکیشن آن را از نزدیک‌ترین کتابفروشی منزلشان تحویل بگیرند. به نظرم صنعت نشر کشور ما این امکان را می‌داد و می‌شد به کمکش چراغ کتابفروشی‌ها را روشن نگاه داشت.

او تاکید کرده است: نشر از صنایع خصوصی کشور ماست و 80 درصد تولیدش در بخش خصوصی است و 90 درصد از مراکز توضیح نیز همین‌طور. من هرگز دوست ندارم دولت در این کار شریک شود، اما فکر می‌کنم دولت باید نمایشگاه را به سمت نمایشگاهی‌تر شدن پیش ببرد. همین که امسال در نمایشگاه ازدحام جمعیتی کمی می‌بینیم و مردم فرصت دارند بچرخند و کتاب‌ها را با صرف زمانی بیشتر ببینند، به معنی رونق فضای نمایشگاهی در این رویداد است.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر