یک قصه دیگر از روزگار جوانی

اصغر توسلی معتقد است 60 درصد سریال پای پیاده از نظر موضوعی ، درباره گرفتاری ها و مشکلات بچه های نوجوان و جوان جامعه است. ما در این مقطع سنی با کمبود بازیگر روبه رو هستیم.
کد خبر: ۹۰۰۹۶

برای همین پیش از شروع کار با دستیارهایم به کلاسها و آموزشگاه های مختلف سینمایی سر زدیم و چندتایی را از میان آنها انتخاب کردیم.
این کار چند لوکیشن اصلی داشت. بخشی از کار را در اصفهان تصویربرداری کردیم و بخش دیگری از آن را در یک کارگاه بزرگ قالیشویی و بخشی هم در کانون اصلاح و تربیت در تهران گذشت.
در هر کدام از این مکانها تعدادی جوان را با مسائل و مشکلات خاص خودشان می بینیم. مثلا در کانون اصلاح و تربیت ، تعدادی از بچه های زیر 18سال را می بینیم که مسائل و مشکلاتی باعث شده آنها وارد چنین جایی شوند.
وقتی این مشکلات نشان داده می شود، ناخودآگاه این پرسش را از خودمان می پرسیم که او چرا اینجاست؛ حضور این بچه ها در جایی مثل کانون اصلاح و تربیت می تواند ریشه در مشکلات خانوادگی ، اقتصادی یا مسائل تربیتی و یا مورد دیگری داشته باشد که به هر حال ، هر کدام از آنها یکی از معضلات اجتماعی امروز ماست ؛ چیزی که اگر خانواده ها آن را بشناسند، طبیعتا تلاش می کنند چنین پدیده زشتی در زندگیشان به وجود نیاید و از آن دور می شوند.


شما راه حلی هم برای مشکلات جوانان ارائه می کنید و یا فقط به نشان دادن آنها اکتفا می کنید؛
بیشتر به طرح این مشکلات می پردازیم و کمتر راه حل ارائه می کنیم. به نظرم ارائه راه حل برای این ماجرا کار کارشناسان و متخصصان آگاه است.
ما درد را می شکافیم و جراحت ها را نمایش می دهیم ؛ اما پزشک نیستیم که بگوییم چه باید کرد. پس از آن متخصصان این کار باید بگویند این زخم را چطور باید درمان کرد و چه باید کرد که عفونی نشود و به بقیه اجتماع سرایت نکند.

سریالهای دیگری مانند بچه های خیابان ، (همایون اسعدیان) و دوران سرکشی (کمال تبریزی) هم کم و بیش موضوعاتی شبیه به کار شما را مطرح کرده اند. حالا قرار است پای پیاده چه شباهت ها و تفاوت هایی با آنها داشته باشد؛
در مجموعه هایی که گفتید و کارهای قشنگی هم بوده اند، فقط درد مطرح شده است . شاید تفاوت کار ما با بقیه ، مطرح شدن غمها و شادیها در کنار هم باشد. پای پیاده گاهی شما را از ته دل می خنداند و گاهی دلتان را به درد می آورد. گاهی روی لبتان لبخند می نشاند و گاهی اشکتان را درمی آورد.
درست مانند خود زندگی که در آن با چیزهای مختلفی برخورد می کنید.

از کی در جریان تولید این طرح قرار گرفتید، پیش از نوشته شدن فیلمنامه یا پس از آن؛
پیش از نگارش کار، تهیه کننده طرح آن را با من در میان گذاشت و من آرش قادری را به عنوان نویسنده به او معرفی کردم.
آنها چیزی حدود 5تا 6ماه با هم گفتگو کردند ونوشتند و پاک کردند تا فیلمنامه نهایی نوشته شد؛ ولی این فیلمنامه هم در کوران کار دچار تغییر و تحول شد و شخصیت هایش حدود 20درصد عوض شد.

این تغییرات را خود نویسنده در کار اعمال کرد؛
نه ، نیازی نبود. خودمان در طول ساخت به آن رسیدیم. مشکل اینجاست که نویسنده های ما برای نوشتن شان کمتر خطر می کنند.
مثلا اگر قرار باشد سکانسهایی را که در امامزاده می گذرد بنویسند؛ امامزاده ای که یکی دو بار ممکن است آن را دیده باشند، تصور می کنند و درباره اش متن می نویسند.

شما این تغییرات را براساس چه نیازهایی و چطور انجام می دهید؛
مثلا من برای گرفتن آن سکانسهای امامزاده به امامزاده ای می روم که حال و هوایی متفاوت با حال و هوای امامزاده ای که نویسنده درباره آن نوشته است دارد. بنابراین متن را براساس موقعیت تغییر می دهم.
من حدود یک ماه پیش ازتصویربرداری ، لوکیشن هایم را می بینم و براساس آن ، جاهایی از متن را تغییر می دهم. پارامتر بعدی بازیگرانی اند که برای کار انتخاب می شوند.
سعی می کنم بازیگرانی انتخاب کنم که توانایی هایشان را می دانم. وقتی قرار می شود این بازیگر فلان نقش را بازی کند، با توجه به شناختی که از او و توانایی هایش دارم ، کمی آن نقش را شبیه او و توانایی هایش می کنم.
بنابراین آن شخصیت ، تقریبا دیگر شخصیتی نیست که نویسنده آن را نوشته است. 50درصدش مال اوست ، 30درصدش مال من و 20درصدش هم بر می گردد به توانایی بازیگر.

مردم شما را بیشتر با سریال روزگار جوانی می شناسند. فکر می کنید پای پیاده در میان کارهایتان چه جایگاهی دارد؛
روزگار جوانی در شرایطی ساخته شد که بیشتر کارها خانوادگی بود و کسی این ریسک را نکرده بود که 5جوان را بدون دختر و همسر و خانواده مطرح کند. برای همین در میان خودش اتفاق نو و تازه ای بود.
پس از آن می شود از 20سریال دیگر اسم برد که شخصیت اصلی اش جوانها بودند و بعضی هایشان هم خیلی خوب جواب گرفتند. در چند سال گذشته ، چند سریال از بقیه پربیننده تر بوده اند، اما نمی شود گفت موفق ترین و درست ترین و بهترین هم بوده اند.
پربیننده شدن سریالی مثل روزگار جوانی می تواند علتهای مختلفی داشته باشد که مهمترین آنها همان تازه و بکر بودن موضوع است. ولی من اعتراف می کنم کارهای بعدی ام خیلی درست تر و بهتر بوده اند.
مثلا «دختران» خیلی بهتر از روزگار جوانی ساخته شد و بعضی مسائل خیلی بهتر در آن مطرح شد. حالا درباره پای پیاده هم تلاش کرده ام زیباتر، درست تر و بادقت تر از گذشته کار کنم. موضوعش هم فکر می کنم مورد علاقه مردم باشد.

با پخش همین چند قسمت می شود گفت تعداد مکانها و شخصیتهای کارتان خیلی زیاد است. ممکن است این ویژگی باعث شود در ادامه نتوانید به همه شخصیتها بپردازید و این ویژگی به نقطه ضعف کار تبدیل شود.
هم می تواند ضعف کار باشد و هم نقطه قوت کار. از جهتی به قول شما باعث می شود بازیگر کمتر نقش را بشناسد و به طور طبیعی او هم کمتر بتواند نقش را به بیننده بشناساند، ولی از طرف دیگر این تعدد عوامل و شخصیتها باعث می شود بیننده کار را بهتر ببیند، چون کمتر از پای تلویزیون بلند می شود، کمتر تخمه می شکند و چای می خورد و می رود آشپزخانه.
به هر حال ، با این که ممکن است بعضی جاها و آدمها کمتر دیده بشوند، ولی این جوری هم نیست که آنها را نبینیم و نادیده بگیریم.

برای انتخاب بازیگرانتان از چه روشی استفاده می کنید؛
کیوان خسرو مرادی که نقش مرادی را در قصه ما بازی کرد، آنقدر خودش جنس نقش بود که فقط 10دقیقه برایش توضیح دادم.
او آنقدر خوب بازی می کند که اتفاقی که برای او افتاده ، شاید برای بعضی ها که یک هفته هم با آنها حرف زده ام ، نیفتاده باشد.
کلنجار رفتن با بازیگر اصلا جوابگو نیست. مهم انتخاب درست و مهره چینی و شناخت قابلیت های بازیگر است. چون اگر توانایی هایش را بشناسی ، نیازی نیست که موقع کار مدام با او کلنجار بروی.

برای همین پشت صحنه کارتان هم فضای فانتزی و گرمی داشت.
پشت صحنه کارهای من همیشه همین جور است. گرچه شاید در طول 6ماه مجبور بشوم یکی دوبار هم داد بکشم. ولی این را تجربه کرده ام که هر اتفاقی پشت دوربین بیفتد، بدون این که بخواهم به مخاطب من هم منتقل می شود. حتی آن را امتحان کرده ام.
دیده ام کارهای بزرگ و پرهزینه ای را که یک جمع ناهمگون کنار هم کار می کنند و مدام با هم دعوا دارند و جواب هم نمی گیرند. بعکس در کارهای ارزان و ساده ، همدلی عوامل از تلویزیون به خانه مردم و ذهن آنها نفوذ می کند.
مثلا گاهی می شود کار جابه جایی ها و طراحی صحنه را خودم انجام می دهم و یا لباس خودم را می آورم تا در صحنه ای از آن استفاده کنیم. بیننده ، این رفاقت پشت صحنه را خیلی خوب احساس می کند.

تصمیم نگرفته اید فیلم سینمایی بسازید؛
نه به این کار اصرار دارم و نه نسبت به آن بی علاقه ام. سینما و تلویزیون و تئاتر را دوست دارم. حالا هم خوشحالم که تلویزیون بیننده بیشتری دارد و آدمهای بیشتری را پای خودش می نشاند.

جابر تواضعی
tavazoee@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها