زندگی بدون مدال

وقتی به تاریخچه تکواندوی ایران نگاهی بیندازیم ، نام هادی ساعی در راس آن قرار دارد. مردی که برای شناختنش به چند جلسه صحبت با او نیاز نداری. حتی در یک جلسه می شود دریافت که هادی پرافتخار چقدر عاطفی ، ساده و بی غل و غش است.
کد خبر: ۸۹۹۰۲

برخلاف حضور مصمم او در زمین و نگاهش در میدان نبرد، هیچ چیز از درون آن نمی شود پیدا کرد. صحبت کردن با ستاره جاودان تکواندوی ایران بسیار شیرین و جذاب بود. او خیلی راحت و بدون اغراق و غرور حرف می زد.
فردی که او را نشناسد و از نزدیک با وی همکلام شود، هرگز تصور نخواهد کرد که این چهره آرام ، در یک رشته رزمی قهرمان جهان و اسطوره بنامی است.
هادی ساعی 2ساعت میهمان جام جم بود و از هر دری سخن گفت.


کره ای ها در المپیک آتن به شما لقب «کشنده» داده اند. فکر می کنید دلیل این لقب به هادی ساعی چیست؛
هر زمان که من با کره ای ها بازی کرده ام ، پیروز از میدان خارج شدم.
چند سال پیش وقتی با یکی از همین کره ای ها صحبت کرده بودند، گفت که وقتی با ساعی بازی کردم ، احساس خفگی به من دست داد و فشار زیادی را متحمل شدم. به همین دلیل آنها به من این لقب را داده اند.

قهرمانی و کسب مدال طلا در این مسابقات «المپیک آتن » چگونه میسر شد؛
من در المپیک 2000سیدنی نیز باید طلا می گرفتم. حتی بارها هم گفته ام که کسب طلا در سیدنی راحت تر بود، اما ناداوری باعث شد تا به حقم نرسم.
حضور موفق در المپیک کار بسیار سختی است. من پس از بازیهای سیدنی تمام انرژی ام را برای المپیک 2004آتن گذاشتم. در هر مسابقه ای که حضور می یافتم ، به خاطر المپیک بود. تمامی این بازیها را به چشم بازیهای تدارکاتی می دیدم. 4سال زحمت کشیدم تا به هدفم برسم.

در دیدار ماقبل پایانی المپیک 2004، همه به یاد بازیهای المپیک سیدنی افتادند و نگران شما بودند. خودتان در آن لحظه چه حسی داشتید؛
بخوبی می دانستم که احتمال دارد اتفاق دوره قبل در دیدار با حریف کره ای رخ دهد. به همین دلیل بادقت بیشتری به میدان رفتم و تمام ذهنم را معطوف به حریف کردم. من تا 57/8ثانیه پیش بودم که داور بازی را متوقف کرد و یک اخطار به من داد.
با این اخطار بازنده می شدم. به تابلو نگاه کردم و دیدم 3ثانیه دیگر زمان باقی است. در آن لحظه حسی به من می گفت پیروز خواهم شد و خوشبختانه با اعتماد به نفس بالا و کمک خداوند به مدال طلا رسیدیم.

حالا یک قهرمان پس از کسب چنین عنوانی باید چه نکاتی را رعایت کند تابه بیراهه نرود؛
من عناوین بی شماری را کسب کرده ام ، اما حفظ کردن مدال و تداوم بخشیدن قهرمانی کار بسیار سختی است. معتقدم وقتی صاحب مدال طلا شدی ، دیگر نباید به آن فکر کنی و همه چیز تمام شده است.
باید تلاش برای مدال بعدی را آغاز کرد. من هیچ وقت با مدالهایم زندگی نکرده ام و نخواهم کرد. به دلیل این که انگیزه ام پس از کسب مدال طلا بیشتر می شد.
یک ورزشکار پس از هر قهرمانی نباید دلخوش به آن عنوان باشد، بلکه باید برای افزایش آن تلاش کند.

حالا هادی ساعی چگونه به قله افتخار رسید؛
سختیهای بسیاری را در زندگی شخصی و ورزشی متحمل شدم. فکر می کنم تنها چیزی که باعث موفقیتیم شده ، تلاشهای بی وقفه و پشتکارم بوده است.
انگیزه نیز مهمترین مساله بود. زحمات زیادی کشیدم و خیلی سخت به عضویت تیم ملی درآمدم. چند سال پشت خط ایستادم اما ناامید نشدم و زمانی که به تیم ملی انتخاب شدم ، قدر آن فرصت را دانستم و تصمیم گرفتم این موقعیت را از دست ندهم و من از تمام فرصتهای پیش آمده به نحو احسنت استفاده کردم تا به این مرحله رسیدم.

آیا به فکر المپیک 2008پکن هم هستید؛
چرا که نه. رقابت سختی را پیش رو دارم. برای ساعی حضور در این مسابقات از همه ورزشکاران سخت تر است. من به عنوان قهرمان المپیک به پکن می روم و تصمیم دارد مدال طلای خود را به آنجا ببرم. تا آن را حفظ کنم.
دوستان دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند اما من باید سخت تلاش کنم تا همان مدال باارزش را به ارمغان بیاورم.

فکر می کنید چه عنوانی را در آن مسابقه ها کسب کنید؛
حتما برای طلا می روم . از دوم و سوم شدن متنفرم . حاضرم در همان مراحل ابتدایی حذف شوم ، اما دوم یا سوم نشوم.

اگر عنوانی را کسب نکردید، فکر نمی کنید به اعتبار شما خدشه ای وارد شود؛
هر لحظه ممکن است چنین اتفاقی برای ورزشکاران بیفتد. اگر به این مسائل فکر کنم ، باید بسان تمام قهرمان های فراموش شده ، دیگر خبری از من نباشد. من همیشه با حضورم این موقعیت ها را حفظ می کنم.
پس از المپیک سیدنی و آتن بلافاصله در لیگ ایران به میدان رفتم و مطمئن هستم هیچ کس چنین کاری را نمی کرد. همه از من سوال می کردند چرا چنین کاری را انجام می دهم.
در جواب می گفتم به خاطر خودم. به خاطر این که از مسابقه ها دور نباشم و از فرم ایده آل خارج نشوم. اکثر ورزشکاران پس از المپیک انگیزه ندارند و از طرفی می ترسند که موقعیت خود را از دست بدهند و ترس از شکست ، باعث دوری چند ماه از میادین می شود و همین دوری هم نتایج منفی به بار می آورد.
اما من سعی کرده ام پس از المپیک و برای از بین نرفتن انگیزه در مسابقه های داخلی حضور یابم.

پس از خداحافظی شما، آیا تکواندوی کشورمان نزول نخواهد کرد؛
تکواندوی ایران پشتوانه خوبی دارد. در تیم ملی نوجوانان ما بازیکنان خوبی داریم. اما با توجه به این که کشورهای دیگر بشدت تلاش می کنند، ما نیاز به امکانات بیشتر داریم.
احساس می کنم در آینده نزدیک کشورهای دیگر به ما برسند. روی نوجوانان باید سرمایه گذاری شود. شاید پس از خداحافظی ام کمی دچار مشکل شویم ، اما با سرمایه گذاری درست می توان جبران کند.

غنای تکنیکی و فنی تکواندوی ایران تا چه اندازه است؛
از لحاظ فنی و تکنیکی هیچ مشکلی نداریم. تکواندوی ایران سبک خاصی دارد، تمام دنیا بارها اعلام کرده اند که سبک و سیاق ایرانی ها با همگان خصوصا کره ای ها متفاوت است.
برای پیشرفت ورزش یک سری امکانات لازم است. البته در تکواندو ابزار زیادی نمی خواهیم ، بلکه حمایت زیاد می خواهیم.
باید به فدراسیونی که دومین تیم جهان است بیشتر رسیدگی کنند تا با دست باز فعالیت کند. آن وقت ما حرف اول جهان را خواهیم زد.

آیا این احتمال وجود دارد که شما به دلیل موفقیت و شهرت جهانی ، هدایت یکی از تیمهای خارجی را به عهده بگیرید؛
دعوتنامه های زیادی از کشورهای مختلف دارم. دو هفته دیگر برای تدریس عازم مکزیک خواهم شد. در بعد مربیگری نیز از استرالیا و پرتغال دعوتنامه دارم.
اما چون بازی می کنم ، دیگر به مربیگری نمی اندیشم. اگر شرایط در ایران مهیا باشد، دوست دارم به کشورم خدمت کنم. اگر هم چنین اتفاقی رخ نداد، عازم خارج خواهم شد.

این که می گویند بالاترین رقم لیگ برتر تکواندو را دریافت می کنید، صحت دارد؛
بله درست است . اما باید ببینیم بالاترین را با چه مقایسه می کنید. آیا با یک فوتبالیست درجه 10مقایسه می کنید؛ من کلی مدال دارم ، اما دستمزدم خیلی پایین تر از فوتبالیست های معمولی است.

برگزاری لیگ تکواندو تاثیراتی در پیشرفت این ورزش داشته است؛
بله ، یکی از دلایل پیشرفت تیم ملی ، برگزاری لیگ منظم است. در هیچ کجای جهان چنین لیگی وجود ندارد. بچه ها نیز برای این که این لیگ تداوم داشته باشد، تلاش زیادی کردند.
به طور مثال من در سال اول لیگ 6میلیون گرفتم ، اما سال دوم تنها با 3میلیون قرارداد بستم. به خاطر این که دیدم تیمها توان پرداخت مبالغ بالا را ندارند و برای این که این سفره همیشه باز باشد، ترجیح دادیم پول کمتری بگیریم تا لیگ پابرجا بماند.
یکی دیگر از مزیتهای لیگ ، آمادگی بالای بازیکنان است. وقتی ما به اردوی تیم ملی دعوت می شویم ، مربیان می دانند که تا حدودی آماده هستیم و حتی انتخاب کردن بازیکنان برای تیم ملی نیز آسانتر شده است.

چرا هادی ساعی با این همه افتخار وارد حاشیه نمی شود تا اسمش بیشتر در روزنامه ها به چشم بخورد؛
من همیشه سعی می کنم وقتی کار مهمی را انجام دادم ، در تلویزیون و روزنامه باشم. از حاشیه ها فرار می کنم ، چراکه از آن متنفرم.

آیا این مساله به خاطر حجب و حیای شماست؛
شاید. اما ورزشکاری که به حاشیه فکر کند، کارش را درست انجام نمی دهد و تمرکز کافی ندارد. حاشیه ها انرژی ورزشکار را از بین می برد و او را از اصل دور می کند.

شما از حاشیه فرار می کنید یا حاشیه در اطراف تکواندو پرسه نمی زند؛
من می توانم حاشیه تکواندو باشم. حتی رئیس فدراسیون و سرمربی تیم ملی نیز می توانند حاشیه درست کنند، اما این گونه درست نیست. چون تکواندو حاشیه نداشته موفق عمل کرده است. ما به جای حاشیه ها، برنامه داریم.
وقتی شما از فدراسیون برنامه بخواهید، تا المپیک 2008به روز تقدیمتان خواهد شد. اما در بقیه ورزشها به هفته و حتی به ماه هم نیست.

به نظر شما بهترین تکواندوکار ایران در گذشته و حال کیست؛
حسن زاهدی و فریبرز دانش بسیار عالی بودند. در حال حاضر نیز همه تکواندوکاران تیم ملی خوب هستند. چراکه آنها در سطح جهانی حرفهایی برای گفتن دارند.
انتخاب کردن بهترین تکواندوکار از تیم نایب قهرمان جهان کار بسیار سختی است.

کمی از مدالهایتان بگویید. بعضی وقتها این مدالها را وقف جایی کرده اید بسان مردم زلزله زده بم. آیا هدف خاصی را دنبال می کنید؛
نه هدف خاصی ندارم. هیچ وقت با مدالها زندگی نکردم. بعضی وقتها نمی دانم کجای منزل قرار دارند. بعضی ها مدالها را جلوی چشم خود قرار می دهند تا انرژی بگیرند.
اما من هر مدالی را که گرفته ام ، فراموش کرده ام. وقتی شما یک مدال جهانی می گیرید، تنها 5دقیقه روی سکو هستید.
پس از آن پایین می آیید و بعد از شما شخصی دیگر روی سکو می رود. شما همان 5دقیقه قهرمان جهان هستید. پس از آن باید یک سال دیگر تلاش کنید تا به روی سکو بروید.
به همین دلیل مدالهایم را در آن اتفاق به معرض فروش قرار دادم. ارزش جان انسان ها بیشتر از مدال طلاست. انسان ها را با هیچ قیمتی نمی توانید برگردانید. اما مدالها بازمی گردند.
در آن اتفاق همه کمک کردند و هر کس نسبت به مملکت خود دینی داشت ، حضور یافت. آن شخصی که در جامعه چهره تر است ، دینش نیز بیشتر خواهد بود. این مردم افرادی مثل من را به اینجا رساندند. قرار نیست تنها پیراهن تیم ملی را بر تن کنم و بروم تکواندو یا فوتبال بازی کنم. وقتی در حد ممکن کار می کنم ، باید ملی نیز فکر کنم.

فکر می کنید کارهای جوانمردانه تان باعث محبوبیت شما شده یا عناوین پرافتخاری که کسب کرده اید؛
کاری انجام نداده ام. فکر می کنم مردم ما نیاز به پهلوان دارند نه قهرمان.

در قضیه دانش هسته ای، شما تنها ورزشکاری بودید که با نوشتن نامه ای برای قهرمانان جهان از دانش هسته ای ایران دفاع کردید، انگیزه تان از این کار چه بود؛
درست همان چیزی که گفتم ؛ باید ملی باشیم. وظیفه ما فقط ورزش کردن نیست. ما باید تاثیرگذار نیز باشیم. تمام جامعه ما را دوست دارند و احترام می گذارند. جواب این محبتها را هم در زمین ورزش و هم در جامعه ای که زندگی می کنیم ، باید داد.
ما الگوی جوانان این مملکت هستیم. آنها چون ورزشکاران را دوست دارند، حرفهای آنان را نیز گوش می دهند. من با این کارم می خواستم جوانان را به این سمت سوق بدهم.

آینده ساعی را چگونه می بینید؛
قصد دارم وقتی قهرمانی را کنار گذاشتم ، به کار مربیگری بپردازم. 22سال است که تکواندو کار می کنم و در این مدت تجربیات خوبی به دست آوردم.
دوست دارم همه آنها را در اختیار جوانان قرار دهم. در بعد تحصیلات نیز می خواهم به اوج برسم. رشته ام تربیت بدنی است و به این رشته علاقه دارم. چراکه در آینده بیشتر به کارم خواهد آمد.

محمد پورمحمد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها