jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۸۹۵۱۶۸ ۲۵ فروردين ۱۳۹۵  |  ۰۰:۰۱

عمری نداشت، فقط 13 بهار از عمرش گذشته بود و این بهار آخری را ندیده رفت. روزهای پایانی اسفندماه بود و همه در تکاپوی استقبال از بهار بودند و کسی فکرش را هم نمی‌کرد که شکوفه 13 ساله برای استقبال از آخرین بهار عمرش آماده می‌شود. همه چیز از یک دل درد ساده شروع شد، درد بیشتر و بیشتر می‌شد و برای همین خانواده، شکوفه را بلافاصله به بیمارستان نورآباد بردند.

تشخیص پزشکان «نورآباد» مشکل آپاندیس بود و برای همین «شکوفه» درست چند روزی مانده به سال تحویل راهی بیمارستان و اتاق عمل شد. اما این رفتن تقریبا بازگشتی نداشت و بعد از آن حال شکوفه روز به روز وخیم‌تر شد و در نهایت به تجویز پزشکان، شکوفه از نورآباد لرستان به بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه منتقل شد. شب سال نو، شکوفه در بیمارستان امام رضا (ع) بستری شد و ساعت 3 نیمه شب او را به اتاق عمل بردند و درست 21 روز بعد ساعت 12 ظهر، شکوفه عمر «شکوفه فتحی‌آبادی» در کمال ناباوری و حیرت خانواده پژمرد.

همه فامیل فتحی‌آبادی در نورآباد هم با ناباوری مرگ شکوفه، منتظر رسیدن جسد بی‌جان او برای انجام مراسم تدفین شدند، اما از تحویل جسد خبری نبود.

محمود فتحی‌آبادی پدر شکوفه می‌گوید: من کارگر ساده‌ام و از پزشکی سر در نمی‌آورم اما در بیمارستان گفتند که روده‌های دخترم پاره شده و پزشک او در این زمینه مقصر است و خیلی‌ها در بیمارستان از پزشک تا پرسنل بیمارستان نورآباد جلوی من را گرفتند که از پزشک دخترم شکایت کنم و گفتند که قصور او موجب پاره شدن روده‌های دخترم شده و وقتی به آنها می‌گفتم مدرکی به من بدهید هیچ کدام مدرکی به من ندادند. روز 21 فروردین که برای گرفتن جنازه دخترم به بیمارستان رفتیم مسئولان بیمارستان از دادن جنازه او به ما خودداری کردند. مسئول ترخیص بیمارستان ابتدا گفت که باید چهار میلیون و 600 هزار تومان بدهم و کلی التماس کردم که نداریم که گفتند این هزینه کلی نیست و برای ترخیص جنازه دخترم باید در مجموع 87میلیون تومان به بیمارستان بپردازم. کلی التماس کردم که ندارم و گفتند نهایتا تخفیف می‌دهیم و بین 42 تا 45 میلیون تومان که بدهی می‌توانی جنازه دخترت را تحویل بگیری. سرانجام 23 فروردین کلی دعوا کردم و بالاخره عمویم با دادن کلی مدارک شناسایی و سفته توانست جنازه دخترم را از بیمارستان پس بگیرد.

هانیه محمدی، مسئول روابط‌عمومی بیمارستان امام رضا(ع)کرمانشاه در این باره به ایسنا گفت: برای ترخیص جسد باید گواهی فوت صادر شود و قبل از صدور گواهی فوت باید خانواده متوفی اعلام رضایت کنند که شکایتی ندارند، اما خانواده شکوفه فتحی‌آبادی روز 21فروردین‌ماه که برای تحویل جسد آمدند گفتند که هم از بیمارستان امام رضا(ع) و هم از بیمارستان نورآباد لرستان شکایت دارند و بنابراین اجازه صدور گواهی فوت را ندادند. خانواده نتوانستند تصمیم‌گیری کنند که شکایت کنند یا رضایت بدهند و جسد را تحویل بگیرند و همین تعلل آنها بود که موجب تاخیر در تحویل جسد شد. خانواده فتحی آبادی روز 22 فروردین دوباره مراجعه کردند و گفتند که شکایت ندارند و می‌خواهند جسد را ببرند و چهار نفر از بستگان اثر انگشت زدند که شکایت ندارند و می‌خواهند جسد را بگیرند و زمانی که برای تسویه‌حساب رفتند هزینه بیمارستان دختر آنها 44میلیون تومان شده بود.

این هزینه برای تجویز و تزریق داروی فاکتور 7 به شکوفه فتحی‌آبادی بود، وگرنه هزینه بستری و سایر هزینه‌های بیمارستان رایگان بود. خانواده روز 22 فروردین رفتند و روز 23 فروردین‌ماه برگشتند و کلی با پرسنل دعوا کردند و وقتی متوجه موضوع آنها شدیم، رئیس بیمارستان گفت که از آنها پولی نگیرند و بنابراین روز 23 فروردین‌ماه جسد به آنها تحویل شد. در نهایت خانواده فتحی‌آبادی نزد ما دو کارت ملی و مبلغ چهار میلیون تومان سفته گذاشتند و جنازه را روز 23 فروردین از بیمارستان تحویل گرفتند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر