jamejamnashriyat
کد خبر: ۸۹۳۳۶۳   ۲۱ فروردين ۱۳۹۵  |  ۰۸:۰۰

کمدی‌های تلویزیونی که بخش مهمی از تولیدات هر ساله شبکه‌ها را تشکیل می‌دهند، عموما میان چند کارگردان شاخص و شناخته شده تقسیم می‌شوند که یکی از آنها سعید آقاخانی است.

او که کارش را به عنوان بازیگر با مجموعه «ساعت خوش» آغاز کرده، در سال‌های اخیر به کارگردانی روی آورده و نتیجه کارش هم تا حدود زیادی رضایتبخش بوده است. وی که در روزهای اخیر «بیمار استاندارد» را روی آنتن شبکه یک سیما داشته، با عید امسال کارگردانی را آغاز کرده و از همان کار نخست موفق به جلب نظر عامه مخاطبان شد. روایت سرراست داستان بدون توسل به پیچیده‌گویی را می‌توان رمز موفقیت آقاخانی در نخستین تجربه کارگردانی‌اش به حساب آورد که در عین حال نباید از فیلمنامه جذاب آن هم بسادگی عبور کرد. وی نوروز چند سال قبل نیز «زن بابا» را با بازی سیروس گرجستانی، محمد کاسبی و علی صادقی روانه آنتن کرد که گام بلندی برای آقاخانی در جذب انبوه مخاطبان بود. قصه‌ای شیرین سرشار از کمدی کلامی و موقعیت که در آن هر یک از بازیگران گوشه‌ای از کار را گرفته و زمانبندی در اجرای شوخی‌ها را کاملا رعایت کردند که بخش مهمی از آن به سابقه بازیگری آقاخانی بازمی‌گشت. وی که با زن بابا جای پای خود را در تلویزیون به‌عنوان یک کمدی‌ساز موفق سفت کرده بود، در سال‌های بعد بسیار پرکار شده و هفت مجموعه تلویزیونی را کمتر از پنج سال روی آنتن برد. راه دررو، خوش‌نشین‌ها و نقطه سرخط را می‌توان سه‌گانه آقاخانی به‌حساب آورد که همگی چه به لحاظ قصه و شیوه روایت و چه به لحاظ تیم بازیگران شباهت‌های زیادی به یکدیگر داشتند. در این بین خوش‌نشین‌ها بهتر از کار درآمد که بخش مهمی از آن به فیلمنامه کار شده‌تر آن مربوط می‌شد. در عین حال آقاخانی را می‌توان کاشف استعداد کمدی مرجانه گلچین دانست که به مرور او را به یک کمدین پرکار تلویزیونی با نقش‌هایی تقریبا یکسان تبدیل کرد. «دزد و پلیس» بدون شک مهم‌ترین کار تلویزیونی آقاخانی در قاب کوچک در مقام کارگردان است که فوق‌العاده از کار درآمده و بشدت با دیگر ساخته‌های وی تفاوت دارد. داستان قاچاقچی جوانی که پس از ضربه وارد شدن به سرش و از دست دادن حافظه وارد ماجراهای پیچیده‌ای می‌شود که پایان متفاوتی دارد. زوج هومن برق‌نورد و بهنام تشکر را می‌توان یکی از پایه‌های اصلی موفقیت دزد و پلیس قلمداد کرد که در کنار آن نباید از فیلمنامه هوشمندانه برادران قاسمخانی هم غافل شد. قاسمخانی‌ها در این مجموعه شکل درست استفاده از تیپ و تیپ ـ شخصیت را نشان داده و با استفاده درست و بهینه از آنها داستان خود را پیش برده‌اند. برای مثال می‌توان به سردسته قاچاقچی ها(مهندس) اشاره کرد که با بازی درخشان حمید لولایی در گوشه‌ای از خاطر مخاطبان خود باقی مانده است. اما این موفقیت در سال‌های بعد ادامه پیدا نکرده و آقاخانی بیش از پیش به تکرار کارهای اولیه خود در دو مجموعه «خروس» و «روزهای بد به در» پرداخت. آثاری با کیفیت متوسط که برای مخاطبان تلویزیونی هم جذاب نبوده و بیش از هر چیز از قصه‌های تکراری خود ضربه خورده‌اند. قصه‌هایی که بخصوص در روزهای بد به در به ضرب و زور به مناسبتی همچون عید نوروز وصل شده و متاسفانه بهره‌ای هم از این موقعیت زمانی نبرده‌اند. در این میان نمی‌توان از حضور پررنگ سعید آقاخانی در سینما به عنوان بازیگر بسادگی گذشت که موفقیت‌های زیادی هم برایش به همراه داشت. وی در همین ایام نخستین کار سینمایی‌اش در مقام کارگردان (لامپ صد) را کلید زد که با وجود قصه تلخش با موفقیتی نسبی همراه شد. بیمار استاندارد آخرین کار تلویزیونی اوست که در روزهای اخیر روی آنتن رفته و با توجه به فضای خاص و قصه نه‌چندان متعارفش مورد توجه طیف‌هایی از مخاطبان قرار گرفت.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر