جای خالی فضاهای سبزشهری

عمده مشکلات خالی شدن خیابان ها از درختان زهکشی بد و خفگی ریشه ها، آلودگی هوا، آب و خاک ، صدمات ناشی از ساخت و سازها و عملیات عمرانی رو زمینی ، زیرزمینی و کندن کانال های خطوط خدماتی و... از نبود همکاری های درون بخشی و فرابخشی ناشی می شود
کد خبر: ۸۸۸۵۰
که فقط در صورت توافق روی یک برنامه ریزی راهبردی جامع و هماهنگ در زمینه های مورفولوژی شهری (شکل شهری ) حمل و نقل و فضای سبز شهری مرتفع خواهند شد.
وجود رابطه بسیار تنگاتنگ بین «مورفولوژی شهری» با «برنامه ریزی زیر ساخت های حمل و نقل شهری » موضوعی کلیدی و بدیهی است. حل معضل ترافیک فقط به اتخاذ یک تصمیم راهبردی و برنامه ریزی صحیح و منطقی در این دو زمینه اساسی و مهم بستگی دارد.
در «برنامه ریزی راهبردی مدیریت سرزمین های شهری » پیش از هر چیز دیگر لازم است تا درخصوص مورفولوژی شهری راهبردی بویژه برای کلانشهرها و ازجمله برای تهران تصمیم گیری شود، که در آن صورت تکلیف انواع استفاده از زمین به طور هدفمند و پایدار روشن و مشخص خواهد شد.
در حال حاضر برنامه ملی آمایش سرزمین در یک چشم انداز 20ساله تهیه و تصویب شده است. این مناسب ترین فرصت برای تصمیم گیری درخصوص موضوع بسیار مهمی چون مورفولوژی شهری راهبردی است.
زیرا شهرسازی و توسعه شهری یکی از مهمترین محورهای چنین برنامه ای است. سناریوهای مطرح در این زمینه در کشورهای پیشرفته به شرح زیر هستند:
1-شهر «فشرده » یا شهر «تک هسته ای» یا «تک مرکز شهری» که جابه جایی های کوتاه فاصله ، آمیختگی فعالیت و سکونت ، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی پاک (مترو، تراموا و اتوبوس های برقی)، یا استفاده از دوچرخه و همچنین پیاده روی ، عدم استفاده از خودروی شخصی (شهر بدون اتومبیل)، یا استفاده از خودروهای شخصی کوچک و پاک (برقی یا خورشیدی) و ریل به جای بزرگراه از خصوصیات بارز آن است.
2-شهر «گسترده»، که جابه جایی های بلند فاصله و تخصصی شدن و ناحیه بندی فعالیت ها (تجاری ، خدمات اداری ، فضاهای تفرجی و مناطق مسکونی...)، وابستگی شدید به خودروی شخصی و توسعه بزرگراه ها، از مشخصات بارز آن است.
3-شهر «مرکب» یا «چند هسته ای» که نواحی گوناگون (اقتصادی، اداری، خدماتی و مسکونی) در آن به جای متمرکز شدن در یک «هسته» یا «مرکز شهر»، در چندین «زیر مرکز» شهری متمرکز می شوند، طوری که «هسته ها» یا «مراکز شهری» متعدد آن به وسیله زیرساخت های حمل و نقل عمومی پیشرفته و پاک (ریل و در صورت امکان کانال های آبی) به هم مرتبط می شوند.
شهر «مرکب » در واقع راه حل مصالحه بین طرفداران شهر «فشرده» و «گسترده» است. لازم به تاکید است که نه شهر «فشرده» و نه شهر «گسترده»، بدون هماهنگی تنگاتنگ با برنامه ریزی و اجرای زیرساخت های حمل و نقل ، مزایای مورد انتظار از نظر صرفه جویی در مصرف انرژی و اهداف زیست محیطی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را تامین نخواهد کرد.
برای تهران به نظر می رسد که مورفولوژی شهری «چند هسته ای» در مقایسه با دیگر راه حل های مطرح در محافل تخصصی و در برنامه ریزی های راهبردی کشورهای پیشرفته ، می تواند به عنوان راهبرد بهینه ارزیابی شود، بویژه آن که «هسته ها» می توانند در مناطق کم خطر از نظر زلزله و پارکها و فضاهای سبز شهری و پیرامون شهری در مناطق پر خطر از نظر زلزله متمرکز شوند و کلیه عرصه های فضای سبز براحتی با هم مرتبط باشند.
البته ، همیشه ارجح است تا به جای تقلید از مدل استاتیک برای یک موروفولوژی شهری ، مسیرها و راه حل های متعدد و نوگرایانه ای را بررسی و شناسایی کنیم تا به فرمهای شهری متنوع که بتوانند در شرایط محلی پایدار باشند، دست یابیم.
به این ترتیب به یک «برنامه ریزی راهبردی برای فضای سبز شهری و پیرامون شهری» و به تبع آن برای «درختان خیابان» می رسیم که به طور مستقیم و غیرمستقیم با «موروفولوژی شهری» ارتباط تنگاتنگ دارد.

دکتر منوچهر امانی
محقق موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها