دیدار با حمید قنبری ، هنرمند دیرپای تئاتر،رادیو و دوبله جری لوئیس با صدای او،ماندگار شد
هنرمندی گوشه نشین را چطور باید معرفی کرد؛ او که به دهه هشتم عمر خود نزدیک می شود و به یقین در عرصه هنر پیشکسوت است الان چه می کند؛ آیا او که چند دهه فعالیت هنری دارد نیاز به معرفی دارد؛
کد خبر: ۸۸۷۰
روزگار و زمانه ، بسیاری از آداب اجتماعی و معاشرت و تقدیر از بزرگان را بر هم زده است پس احتمال فراوان دارد که نسل های متاخر وی را نشناسند و قدیمی ترها نیز سراغی از او نگیرند. به هر جهت او استاد حمید قنبری است ؛ متولد1303 در تهران و کارنامه پرباری در عرصه های گوناگون هنری دارد دختر شاه پریون ، خسیس ، یوسف و زلیخا، آقا محمدخان قاجار، فاجعه ماه رمضان از فعالیت های تئاتر اوست جدال با شیطان ، زندگی شیرین است ، لات جوانمرد، عمو نوروز نیز فیلم هایی است که در آنها به ایفای نقش پرداخته است قنبری در عرصه دوبله نیز فعال بوده است که از آن جمله می توان به دوبله فیلم های راه جبهه از کدوم طرفه ، سوارکار ناشی ، کشتی گمشده سیندرلا اشاره کرد. قنبری می گوید: تمام فیلم ها و تئاترهایی که بازی کردم ، فقط خاطره اش برایم مانده است و به دلیل نبود امکانات ضبط در آن روزگار، حتی نسخه ای از کارهایم را ندارم.آنچه در پی می آید، مروری است مختصر بر آنچه قنبری به عنوان هنرمند عرصه های رادیو، سینما و دوبله در مدت نزدیک 80 سال در کارنامه اش به ثبت رسانده است.حالا دیگر استاد حمید قنبری 77 سال دارد و غبار زمان بر شناسنامه او نشسته و فراز و فرود روزگار چینهای فراوانی را بر صورتش تحمیل کرده است که هر کدام از آنها داستانی است پرماجرا از چند دهه حضور پرفروغش در عرصه هنر. وقتی کارنامه هنری او را ورق می زنیم ، به روشنی درمی یابیم که غبار زمان هیچ گاه یارای مکدر کردن جلای هنری استاد حمید قنبری را ندارد با این حال در بیستمین جشنواره تئاتر، نام حمید قنبری در کنار نام دیگر پیشکسوتان ذکر شد، هر چند او مدتهاست که دیگر بازی نمی کند اما نمی توان حضور او را در عرصه های هنری ، به ویژه تئاتر نادیده گرفت ؛ او که از سال 1335 فعالیت تئاتر را شروع کرده است.بی گمان کسانی که مسوولیت انتخاب چهره های پیشکسوت بیستمین جشنواره تئاتر را به عهده داشتند، باید قبول کنند نام یکی از چهره های به یادماندنی هنر را فراموش کرده اند که حاصل این سهل انگاری را امروز مشاهده می کنیم وقتی برای دیدار و گفتگو نزدش می رویم ، خاطرش چنان مکدر است که خواسته ما را به سختی اجابت می کند و در گام اول چنین می گوید: احترام به پیشکسوت را باید از ورزشکاران بیاموزیم که به معنای واقعی کلمه به استاد خود ادای دین می کنند. گهگاهی به محافلشان دعوت می شوم و جالب اینجاست که آنهااز من تجلیل و قدردانی می کنند. پیشکسوت یعنی چه ؛ پیشکسوت کسی است که یک روز قبل از تو آمده باشد به این رشته ، البته با توجه به این که استعداد و توانایی ماندن داشته باشد در این قیل و قال هنری ، باز هم دست مریزاد به مسوولان رادیو که در جشن شصتمین سال تاسیس رادیو، هنرمندان و ستون های اصلی رادیو را فراموش نکردند و در جشنی در خور و لایق ، از فعالیت هنری این هنرمندان تجلیل کردند.حمید قنبری از افتخارات عرصه هنر است او از جمله کسانی است که تجربه ها و تلاش هایش ره توشه آتیه هنر است .18 ساله بود که وارد هنرستان هنرپیشگی شد و در حین تحصیل ، کار بازی در تئاتر را با رل های کوچک شروع کرد، اما خیلی سریع پیشرفت کرد. پس از اجرای چند نقش کوچک ، نقش اول پیسی را به عهده گرفت و در کنار وی کسانی مانند اسکویی و جعفری قرار گرفتند که در آن زمان سابقه ای بیشتر از او داشتند فعالیت قنبری در عرصه تئاتر بسیار بود؛ طوری که در اجرای نقش و پیش پرده خوانی ، میان او و مرحوم مجید محسنی تقابل دایم بود. وقتی قنبری نقش اول را به عهده داشت ، محسنی پیش پرده می خواند و وقتی محسنی نقش اول را داشت پیش پرده خوانی به عهده قنبری بود برخی از این بازیگران ورودشان به تئاتر با پیش پرده خوانی بود؛ اما حمید قنبری ابتدا بازی روی صحنه را تجربه کرد، بعد به پیش پرده خوانی روی آورد بعضی ها با پیش پرده خوانی شروع کردند؛ مثل آقای عزت الله انتظامی ما در کلاس سوم با هم همکلاس بودیم یکی از تئاترها برای جذب پیش پرده خوان آزمونی برگزار کرده بود و انتظامی قصد داشت در آن آزمون شرکت کند ، شرکت کرد و قبول هم شد و کارش را با پیش پرده خوانی در تئاتر آغاز کرد و سپس با ایفای نقشهای متفاوت وارد این عرصه شد.اما من مدرسه تئاتر رفتم و کارم را با بازی در تئاتر شروع کردم بعد به پیش پرده خوانی پرداختم البته پیش از من مجید محسنی هم بود که پیش پرده می خواند به هر جهت ، پس از یک سال یک نقش اول به من دادند نام نمایشنامه دختر شاه پریون بود.فضای عمومی آن روزگار، اشتغال به هنر را به طور اعم و اشتغال به تئاتر را به طور اخص برنمی تابید و همین امر مشکلاتی را برای هنرمندان آن روزگار پدید آورده بود قنبری فضای آن دوران را این گونه ترسیم می کند: وقتی می خواستم به مدرسه )تئاتر( که در لاله زار بود، بروم سال 1320 خیلی راحت نبودم . اطرافم را نگاه می کردم ، مبادا قوم و خویشی و یا دوستی مرا ببیند پس از این که اطمینان حاصل می کردم کسی مرا ندیده است ، تا آخر کوچه به سرعت می دویدم حتی پدر و مادرم هم نمی دانستند که من به مدرسه تئاتر می روم به آنها گفته بودم کلاس انگلیسی می روم از خانواده ام فقط برادر و خواهرم از این موضوع آگاهی داشتند. پدر و مادر و دیگر اطرافیان زمانی از این موضوع مطلع شدند که من پیشرفتهایی در این زمینه کرده بودم اجتماع آن زمان تعریف درستی از هنر و هنرمند نداشت مردم واژه هنرمند را مطرب معنا می کردند البته شاید درست تر باشد که بگوییم تعریف درستی از هنر ارائه نشده بود تا مردم توانایی تجزیه و تحلیل پیرامون هنر را داشته باشند.هنگامی که نشریه تهران مصور در سال 1324 برای اولین بار نام2 هنرمند را همراه با تصویرشان منتشر کرد، با چنان اقبالی از جانب مردم روبه رو شد که این نشریه چندین مرتبه تجدید چاپ شد آن هنرمندان ، حمید قنبری و مجیدمحسنی بودند این امر سبب شد تا نشریات دیگر به این اقدام اهتمام ورزند و راه بالندگی هنر را همواره کنند.مرحله اول فعالیت تئاتری حمید قنبری از1320 تا سال 1332 ادامه داشت که بیانگر12 سال فعالیت پیگیر، ممتاز و درخشان در عرصه تئاتر بود او در سال 1332 همراه دیگر هنرمندان تئاتر، کمیته فنی تشکیل داد. هدف کمیته ، انتخاب طرح ها و موضوعهای موفق و مردم پسند توسط اعضا بود، که این پیشنهاد با مخالفت مسوولان وقت تئاتر همراه شد.قنبری و دیگر اعضا نیز اعتصاب کردند. اعتصاب با نابسامانی های28 مرداد گره خورد و به تبع آن ، فعالیت هنری این هنرمندان برای مدتی ساکن ماند. سال 1334 مرحوم تفکری "تئاتر فردوسی " را خریداری کرد و بار دیگر نقطه عطفی برای تئاتر ایران رقم خورد حمید قنبری مدیر تئاتر فردوسی شد و همراه هنرمندانی چون مرحوم علی اصغر گرمسیری و استپانیان ، بار دیگر فعالیتی با ثبات و پرثمر را برای تئاتر آغاز کردند گروه تئاتری آنها با همکاری صمیمانه دیگر نمایشنامه های درخشانی را روی صحنه برد، نمایش هایی همچون : دخترک شکلات فروش ، تاجر ونیزی، انگلهای اجتماع، خسیس مولیر از ویژگی هنرمندان قدیم،دقت مثال زدنی آنها به جوانب کاربود برای مثال ، اجرای نمایشنامه خسیس مولیر مصادف با سالگرد درگذشت مولیر بود حمید قنبری حتی پیرامون مشکلات گذشته هم با اشتیاق صحبت می کند: گرفتاری ما در تئاتر بسیار زیاد بود پایان شب که می خواستیم گریم صورتمان را پاک کنیم حتی در زمستان هم آب گرم نداشتیم پس از اجرای تئاتر صورتمان را وازلین می مالیدیم و تا خانه مشغول پاک کردن گریم بودیم به مادرم می گفتم سماور را آماده کند تا ساعت 11 شب که به خانه می رسیدم، دست و صورتم را با آب گرم بشویم دوره دوم فعالیت تئاتری حمید قنبری 5 سال طول کشید؛ زیرا با فوت تفکری ، تئاتر فردوسی هم تعطیل شد مدتی پیش از این که تئاتر فردوسی تعطیل شود، حمید قنبری علاوه بر فعالیت تئاتری خود، وارد عرصه رادیو هم شد و به اجرای نمایشنامه های کمدی پرداخت ؛ نمایشنامه هایی که مرحوم پرویز خطیبی با هنرمندی تمام آنها را به رشته تحریر درمی آورد. قنبری شعر فکاهی هم می خواند و در سال 1323 اولین آهنگ پاپ را در ایران خواند.قنبری با حضور40 ساله اش در رادیو، علاوه بر اجرای 4200 نمایشنامه ، کارگردانی را نیز تجربه کرد و تا سمت معاون نمایش های رادیو هم پیش رفت او تبحری بی نظیر در اجراهای رادیویی داشت در روزهای جمعه ده تیپ متفاوت را در یک نمایش اجرا می کرد؛ از فوفول شانزده ساله تا میرزا جعفر خان هشتاد ساله از تیپ های شناخته شده قنبری کوچول و آقای بی حال است که از شخصیت های ماندگار او در رادیو محسوب می شوند.قنبری فعالیت های رادیویی خود را تا52 سالگی یعنی تا سال پنجاه وپنج ادامه داد دهسال پس از حضور پرقدرت قنبری در عرصه تئاتر و صحنه ، فرصتی پیش آمد تا او در27 سالگی برای اولین بار حضور در سینما را نیز تجربه کند او پس از آن ، بازی در سینما را کم و بیش ادامه داد قنبری جمعا در16 فیلم سینمایی بازی کرد که عمو نوروز آخرین آنها نام داشت.با وجود اشتغالات هنری بسیار زیاد او، در سال 1337 به پیشنهاد آقای لطیف پور کار دوبله را نیز آغاز کرد کارنامه دوبله حمید قنبری با جری لوئیس آغاز شد و با او نیز پایان پذیرفت و قنبری با تیپی که برای لوئیس آفرید، نام خود را برای همیشه در دوبله ایران جاودان کرد. به جرات می توان گفت بخش اعظم خوش اقبالی این کمدی پرانرژی و خلاق به دلیل صدای ساخته شده حمید قنبری بود داستان پردازش تیپ جری لوئیس هم بسیار جذاب است در این خصوص قنبری می گوید: من فقط برای جری لوئیس به سمت دوبله رفتم ، برای این که اصلا وقتی برای انجام این کار نداشتم هنگامی که آقای لطیف پور دوبله فیلم را از من درخواست کرد، در پاسخ گفتم : من اصلا وقت ندارم شب که باید روی صحنه بروم ، روز هم که فیلمبرداری دارم و علاوه بر آن ، کار رادیو هم هست واقعا بعضی روزها وقتی پای آینه گریم می نشستم، می دیدم ازشدت فعالیت زیادچشم هایم گود رفته است ؛ یادم می افتاد که مثلا امروز ناهار نخوردم آقای لطیف پور گفت : برای صدای هنرپیشه ای از چند نفر تست گرفته ام ، اما مطلوب نیست بالاخره یک روز قرار گذاشتم و فیلم را دیدم پیش از آن قرار، جری لوئیس را ندیده بودم وقتی بازی او را دیدم ، حیرت کردم ؛ گفتم چه هنرپیشه پرتحرکی است ، چه حرفهایی می زند، چه چیزهایی می گوید، چه لهجه هایی صحبت می کند آلمانی بازی می کند، ایتالیایی بازی می کند، چینی بازی می کند با خود گفتم یا کاری نمی کنم یا اگر کاری کنم ، باید به گونه ای باشد که مورد توجه مردم قرار بگیرد.پس از چند روز بازگشتم و برای چندمین بار قطعه ای از فیلم را دیدم دوباره فرصت فکر کردن خواستم باید صدایی می ساختم که به صورت او بنشیند. پس از2 روز دوباره رفتم و فیلم را دیدم خوب غرق فیلم شدم.یک دفعه یک جمله 4 سیلابی توجه مرا جلب کرد، جمله ای شبیه راستی می فرمایید؛ یا مثلا درست گفتید؛ دقت کردم ، متوجه شدم این جملات را جور دیگری ادا می کند من هم در همان حدود بیان گفتم : من بمیرم ؛ قدری قوی تر، دوباره گفتم : من بمیرم؛ و باز هم تکرار کردم : من بمیرم ؛ متوجه شدم این همان است که می خواهم ، درست به چهره می خورد من با تکنیک شروع کردم ، گفتم یک ضبط صوت برایم بیاورید؛ من مثل کوک ویولن باید صدایم را ضبط و تنظیم کنم که وقتی روزهای دیگر آمدم ، یادم باشد چگونه صحبت کرده ام ضبط صوت را گذاشتند و من همان بخش را چند بار تکرار کردم و چند دفعه گفتم : من بمیرم ؛ و غلیظ تر گفتم : من بمیرم ؛ حمید قنبری به اینجای صحبت که رسید، با صدای جری لوئیس صحبت کرد و درست همان طور خندیدم گفتم آقا! همین ضبط را نگه دارید تا هر روز قبل از کار آن را گوش کنم حمید قنبری برای تیپ سازی این شخصیت لحظه به لحظه پیش رفت و گام به گام حرکت کرد و سرانجام پس از روزهای متمادی تمرین و ممارست ، طی یک جرقه فکری و صوتی صدای مورد نظر را آفرید؛ صدایی که همیشه جاودان ماند؛ چون محصول فکر، مطالعه و استفاده از تکنیک بود قنبری اعتقاد دارد: هر کاری را با تکنیک آغاز کنیم، قطعا موفق خواهیم شد این تیپ با کمی تغییرات وارد رادیو هم شد و در نقش پسر میرزا عبدالغنی که پسری بود بی سواد و هم روغن تقلبی می فروخت اجرا و با اقبال مخاطبان روبه رو شد.هنوز مخاطبان قدیم رادیو و دوبله مشتاق شنیدن صدای استاد حمید قنبری هستند او که فعالیت هنری را به دلیل پاره ای از مشکلات جسمی رها کرده است ، می گوید: از آن همه اجرا، فقط فهرستی باقی مانده است حمید قنبری قطعا برای مردم و مخاطبانش هرگز فراموش نخواهد شد؛ حتی اگر بعضی ها ناخواسته پیشکسوتان را از یاد برده باشند به قول حمید قنبری من و تمام کسانی که از روزگاران بسیار دور خاک صحنه را خوردیم و مشکلات و مصایب موجود در تئاتر سینما و دوبله را به جان خریدیم فقط هدفمان اعتلای هنر و راضی نگهداشتن مردم و مخاطبانمان بوده است اگر آنها راضی باشند، رسالت ما انجام شده است برای قنبری آرزوی سلامتی داریم.