بلافاصله در تهران حکومت نظامی اعلام و کلیه روزنامه ها و شخصیت های مخالف دولت ، توقیف شدند و روز 16 بهمن رژیم اعلام کرد: مدارکی پیدا شده که نشان می دهد ضارب به حزب توده وابستگی داشته است و بر همین اساس حزب توده را غیرقانونی اعلام کرد و لیکن بعضی از محققان با ذکر شواهد زیر معتقدند که رزم آرا و انگلستان در پشت صحنه عملیات ترور را کارگردانی می کردند:
1- در آن روز به بهانه میتینگ حزب توده بر مزار دکتر ارانی به دستور رزم آرا همه نظامیان پایتخت با تمام تجهیزات در پادگان ها در حال آماده باش کامل بسر می بردند و آماده هر اقدامی بودند.
2- گزارشی در پرونده وجود داشت که نشان می داد رضا زاهدی سرباز وظیفه ماشین نویس رکن 2 ستاد ارتش در سال 1327 کارت خبرنگاری برای ناصر فخرآرایی را شخصا ماشین کرده و تحویلش داده است.
3- یکی از نمایندگان مجلس حاضر در صحنه می گوید: وقتی اولین گلوله به سمت ضارب شلیک شد او دستهایش را به نشانه تسلیم بالا برد و گفت : این که دیگر قرار نبود! معنای سخن او این بود که شما قول داده بودید که جان مرا به خطر نیندازید ، پس چرا تیراندازی می کنید؛ نماینده مذکور ادامه داد: برای آن که ضارب کلام دیگری از دهانش خارج نشود ، سیل گلوله به سوی او شلیک شد.
4- پس از ترور ، با وجود آن که شاه و متین دفتری فریاد زدند «ضارب را نکشید» نظامیان او را با شلیک 11 گلوله کشتند.
5- با وجود اصرار وکیلان مدافع ، اجازه بازجویی از نظامیانی که به سوی ضارب شلیک کردند ، داده نشد.
6- قرار بود پس از سوءقصد و قتل شاه ، گارد احترام که در دانشگاه حضور داشت ، تمام حاضران را که متشکل از خانواده شاه ، هیات دولت ، نمایندگان مجلس ، امیران ارتش و نزدیکان شاه بودند در محل دانشکده حقوق بازداشت کنند تا نیروهای نظامی آماده وارد عمل شوند و همه مکان های حساس را اشغال کنند و کودتا را به اجرا درآورند. پس از ترور نیز در اولین اقدام ، درهای دانشکده حقوق بسته شد و همه مقامات کشور توسط نیروهای نظامی تحت کنترل قرار گرفتند. به هر حال حزب توده به عنوان تشکیلات وابسته به یک کشور خارجی ، بهترین زمینه را برای این قبیل اقدامات فراهم می آورد کما این که در جریان نهضت ملی کردن نفت نیز انگلستان و امریکا به بهانه خطر حزب توده کودتای سیاه 28 مرداد را طراحی و اجرا کردند.