دردسرهای ازدواج با زن ثروتمند

مرد جوان وقتی با دختر ثروتمند ازدواج می‌کرد نمی‌دانست زندگی‌اش دوام نمی‌آورد. این مرد زمانی که برای درخواست طلاق به شعبه 268 دادگاه خانواده رفت به قاضی گفت: آقای قاضی روزی که با پریناز آشنا شدم متوجه شدم او از خانواده ثروتمندی است و فاصله طبقاتی زیادی با من و خانواده‌ام دارد. با این حال چون عاشقش بودم تصمیم گرفتم هرطور شده با او ازدواج کنم. من و پریناز با وجود مخالفت‌های خانواده‌هایمان با هم ازدواج کردیم، اما بعد از ازدواج متوجه شدم اشتباه کرده ام و من و پریناز نمی‌توانیم زیر یک سقف با هم زندگی کنیم و بهتر است زندگی مشترکمان به پایان برسد.
کد خبر: ۸۶۷۹۸۰

از وقتی با هم ازدواج کرده‌ایم پریناز مرتب از من توقع دارد رفتارهایم را تغییر دهم، جور خاصی غذا بخورم، مدل خاصی لباس بپوشم یا حتی طور خاصی صحبت کنم. مرتب به صحبت کردن، لباس پوشیدنم و رفتارهایم ایراد می‌گیرد و هر روز آنها را بررسی می‌کند تا مبادا اشتباه کنم. پریناز مرتب از من می‌خواهد مثل خودشان لباس بپوشم و رفتار کنم. وقتی به یک رستوران می‌رویم آن‌قدر به من استرس وارد می‌کند که از غذا خوردنم پشیمان می‌شوم. وقتی وارد جمع خانوادگیشان می‌شویم آن‌قدر باید حواسم به رفتار و حرف زدنم باشد که هول می‌شوم. از وقتی ازدواج کرده ام یک روز خوش ندیده‌ام و هیچ‌وقت راحت و با آرامش در کنار همسرم زندگی نکرده‌ام. همیشه باید با سختی و عذاب زندگی کنم برای همین دیگر خسته شدم و می‌خواهم به این زندگی پایان دهم.

بعد از صحبت‌های این مرد همسرش نیز به قاضی گفت: از روزی که با شوهرم ازدواج کردم به او گفتم که زندگی در جمع خانوادگی ما همین است و باید رفتارها و نوع زندگی گذشته‌اش را تغییر دهد. او هم پذیرفت و حرفی نزد، ولی حالا مرتب غر می‌زند و زندگی را برای هردویمان جهنم کرده است. برای همین من هم دیگر نمی‌خواهم در کنار این مرد زندگی کنم.

در پایان قاضی رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها